نفس آخر
هوشنگ غروى از آلمان
در خبرها آمده بود که مجلسيان شوراى اسلامى قصد لغو حکم سنگسار را دارند. اينکه تا کنون بيش از صدها زن و مرد با اين حکم غير انسانى و فقط بر اساس يک خواست انسانى و متعارف اين جهان امروز با اين شکنجه غير انسانى به مرگى وحشيانه محکوم شده اند و از بين رفتند مسئله هيچ کدام از جناحها و شخصيتهاى جمهورى اسلامى نيست و نبوده است . و البته اگر کسى فکر کند که اين درندگان وابسته به قرون دايناسورى با لغو اين عمل شنيع براى اين رابطه يعنى رابطه زن و مرد خارج از ازدواج ارزش و احترامى قائل مى باشند سخت در اشتباه مى باشد . چرا اينکه فقط شکل و نوع مجازات را عوض نموده اند و قرار است مرتکبين به اين عمل را نه در ملاء عام و فقط تير باران نمايند. اينکه چرا اين انسانخواران در واپسين لحظه هاى عمر ننگين و جنايتبارخود به اين موضوع تن مى دهند قابل تأمل بوده و دلايل و علتهاى آن را بايد روشن نمود . چون هر قدمى که در راه جنايت بار نشدن جامعه اى برداشته شود قابل ارزش است و بالاخره بايد نقش اين خيل جانيان که بعد از بيش از دو دهه روى چنگيز و آقا محمد خان و خيلى از جانيان تاريخ بشرى را سفيد کرده اند را روشن کرد . کسانى که در بيست سال پيش مستانه و وقيحانه بيش از صدها هزار کمونيست و مردم آزاديخواه آن مملکت را با فرمان رهبرى که با خون انسان وضوع مى ساخت ، قتل عام کردند و از بين برداشتند را توضيح داد .
بايد روشن نمود که چرا حکومتيان با حکم خدايشان ديگر قادر نيستند که همچون سابق با وقاهت به هستى سوزى انسان و نسل کشى تمام عيار خود ادامه دهند و چرا ظاهرا به لغو اين جنايت فجيع تن داده اند . و بالاخره بايد از آن نيروها و انسانهاى شريفى که برعليه اين اعمال کثيف و ضد بشرى قد علم کرده و ماهيت بربرمنشانه آن را در برابر چشم مردم دنيا به نمايش گذاردند را نشان داد و بازگو کرد .
واقعيت اين است که در پايان بحران سرنگونى حکومت خدا و جهل ، کل سيستم عقب مانده مذهبى با تمام جناحهايش و شخصيتهاى رنگارنگش تلاش مذبوهانه اى در همگام کردن خود با سرمايه دارى کل جهانى دارد . آنان در واقع نه ذره اى از افکار و اعمال ضد بشرى و مذهبى عقب نشسته و نه به تازگى دريافته اند که اين حرکت غيربشريست ، چرا اينکه هنوز رابطه جنسى آزاد با گلوله پاسخ مى گيرد ، زن در تمام قوانين جارى حکومت اسلامى نيمه انسان و انسانى بدون اختيار که حق انتخاب مسکن ، حق انتخاب پوشش خود ، و اجازه سفر و هزاران اختيار خصوصى و اجتماعى خود را ندارد، محسوب مى شود . اينکه زنان آن سامان با نافرمانى قوانين حکومتى و مبارزه روزمره و پيگير خود براى طبيعى ترين خواستهاى زندگى انسانى شان بر عليه اين ددمنشان هر لحظه و در هر کوچه و خيابان و هر جمع و اجتماعى آنان را به عقب ميرانند ربطى به اجبار حکومتيان به لغو اين و يا آن حکم دولتى ندارد .
هر انسان و يا گروه و يا جمعى با کمى انصاف اگر بخواهد لغو اين حکم را به کسى تبريک بگويد بايد سراغ کسانى بروند که بربريت اين عمل را روزانه و در تمامى دنيا فرياد کردند ، از هر کنفرانس از هر پارلمان و از هر مسئله اجتماعى سود جسته و بر کوس رسوائى حکومتهاى مذهبى در رابطه با اين حکم وحشى مردم تمامى دنيا را آگاه ساختند . همگان به خوبى از نقش و عملکرد انسانى " کميته بين المللى عليه سنگسار " در مخالفت با اين وحشيگرى ضد زن کم و بيش اطلاع دارند . لغو حکم سنگسار نتيجه منطقى مبارزات اين جريان انسانى و شخص مينا احدى مسئول و هماهنگ کننده کميته بين المللى عليه سنگسار و انسانهاى شريفى است که دريافته اند براى رفع هر محدويتى با مبارزه درست و اصولى به يک نتيجه انسانى دست مى يابند .
اما آزادى زنان ايران جز در برابرى کامل با مردان در تمام شئون اجتماعى پاسخ نميگيرد و اين مهم در گرو سرنگونى جمهورى اسلامى و قطع دست وحشيانه مذهب از زندگى زنان امکان پذير است .
|