اسلام یعنی مرد سالاری

 

بعد از مقاله ام با نام "مذهب / ناموس و کج فکری ما" جوابیه ای خواندم که در آن باز هم حرف های رنگ باخته ای را زده بود که " اسلام با برابری زن و مرد هیچ منافاتی ندارد" و در جواب من هم نوشته بودند که" آنان اطلاعات کافی مذهبی ندارند و در مورد آن اظهار نظر می کنند".

این یک تفکر اسلامی است که کسی نمی فهمد و فقط ما میتوانیم حرف بزنیم و کسی حق اظهار نظر ندارد و کاملتر از این برادر اسلامی را آن رئیس دانشگاه اسلامی در سمینار دولتی زنان در اسلام می گفت :" زنان باید از تفکرات سنتی در مورد حقوق زن و مرد پرهیز کنند. زیرا این امر بر عهده ی روحانیت و آگاهان مذهبی است و نه خود آنها". به بیان ساده تر می توان گفت که افراد "غیرروحانی" آگاه نیستند و سعور تشخیص ندارند.

نکته ی جالب این جوابیه آنجاست که این "برادر" هر چه می گوید منبع ندارد و اصلا معلوم نیست این جک برابری در اسلام را از کدام منبع اسلامی استخراج کرده است.می گوید "اسلام واقعی" اما به شیوه ای کاملا اتفاقی! و غیر عمدی!! یادش میرود که منابع این اسلام کذایی چیست؟ آیا این ورژن از اسلام قرآن و پیامبرش را می پذیرد ؟

تمام جابش پر است از خیال بافی ها ی کودنانه ای که می خواهد اسلام جدیدی را نازل کند و از پرداختن به اصل قضیه باز هم به شیوه ای کاملا اتفاقی طفره میرود. این جریانات خیلی وقت است شکست خورده و تمام جریاناتی که به نوعی قصد داشتند جنایات اسلام در هر زمینه ای به نوعی توجیه کنند به جای آنکه مشکلی را حل کنند خود مشکل تازه ای شده اند و مسئله را خرابتر کرده اند.

 

سیمای کلی زن در اسلام

در اسلام آن چیزی که واضح است این است که زن از هر لحاظ پایینتر از مرد است. زن بیش از یک سوژه ی جنسی ی تحریک کننده نیست و تمام نگاه ها و نگرش هایی که به زن به عنوان انسان نگاه شود، به وحشیانه ترین شکل سلب شده است. زن در بهترین حالت وسیله ی ارضای مرد، مایه ی آرامش مرد و زن خوب زنی است که در مسابفه ی تولید مثل ، بچه ی بیشتری بیاورد.

زن آزادی هایش از هز نظر سلب شده و در یک کلام از نظر اسلام زن آدم نیست.

حلا اگر ما بخواهیم مانند آن برادر مسلمانمان خیالبافی و دروغگویی نکنیم و صادق باشیم، باید حرفی که میزنیم مدرک داشته باشد که متذکر خواهم شد.

البته نباید فراموش کرد که محمد که اسلام را آورد به کپی رایت آشنا نبوده و اکثر قوانین اسلامی کپی ی وحشتناکی از قوانین یهود بوده است.

جون ممکن است بعدا دوباره جوابیه ای آگاهانه به دستم برسد و بگوید چرا از فلان کتاب مدرک آوردید و یا اینکه من آن را قبول ندارم و.......... تنها از 3 منبع معتبر اسلامی "(قرآن،نهج الفصاحه و حبل المتین) صحبت میکنم

{قرآن=ق، نهج الفصاحه=ن ، حبل المتین=ح}

 

الف) برتری مطلق مرد بر زن

مرد از همه نظر از زن برتر است چنانچه در قرآن داریم « مردان را بر زنان برتری است» ( ق. بقره.228)

« زیرا که خداوند برخی را بر برخی دیگر برتری داده ، و نیز از آن بابت که مردان از مال خود به زنان نفقه می دهند»( ق. نسا. 34)

بسیار ساده و روشن است و اگر من و دیگر نا مسلمانان عقلشان برسد " شاید!!!" این کلام نشانه ی نابرابری باشد.

این برتبری تنها به این شکل خلاصه نشده و محمد حتی مردان را در بسیاری از جنبه های متافیزیکی هم از زنان برتر می داند و می گوید:«محکمترین سلاح شیطان زنانند» (ن.970)  و یا اینکه در جایی دیگر ابتکار به خرج داده و گفته است :« اگر امر می کردم کسی برای غیر خدا سجده کند، می گفتم زنان برای مردان سجده کنند» ( ح.116)

 

ب ) حقوق مدنی ی زن در اسلام

در این قسمت به بررسی ی حقوق زن در اجتما اعم از حق معاشرت، ارث و حق رای زن و یا ارزش نظر زن می پردازم که باز هم با زبان مقدس اسلام و احکام نورانی اش!!! این قضیه روشن تر می شود.

 

1) حق معاشرت

در اسلام زن برای اولیه ترین حقوقش مانند از خانه بیرون آمدن و یا اینکه نوع لباسی که می پوشد از خود اختیاری نداشته و در تمام موارد باید تابع نظر مرد( همسر، پدر ، برادر و یا حتی فرزند) باشد و این خود نشانه ی بیمار فکری بزرگان اسلامی است.

محمد:« زنی که بوی خوش کند و از خانه بیرون رود، چیوسته لعنت خدا بر او باشد تا به خانه برگردد.» ( ح. 117)

و امیرالمومنین ( که خود باب مدینه ی علم پیامبر است) در وصیتش به فرزند بزرگش ( حسن ) می گوید:« ایشان( زنانت) را پیوسته در پرده بدار و بیرون نفرست، تا توانی چنان کن که غیر از تو مردی را نشناسند.» ( ح.117)

و محمد که خود اسطوره ی مرد سالاری است ، در این مورد راه زننده ای را ارائه می کند و می گوید:« از بی لباسی برای نگهداری ی زنان کمک جویید ، زیرا آن زن وقتی لباس و زینت دارد، مایل به بیرون رفتن است.» ( ن.282)

و یا آنجاییکه می فرماید:« بهترین مسجد زنان کنج خانه است.» (ن. 1532)

 

2) ارث

از آنجاییکه در منطق اسلامی زن نصف مرد است، پس در تمام موارد حق زن، در خوشبینانه ترین حالت ممکن، نصف و یا کمتر از نصف حق مرد است.

« خدا به شما فرمان می دهد که ارث یک پسر را دو برابر ارث یک دختر قرار دهید.» ( ق. نسا. 11)

البته در رسالات آیات عظام!! مفصلا در این مورد توضیح داده شده و می توانید رادیکالترین آخوند را انتخاب کنید و ببینید که در مغز گندیده اش از این آیه بیشتر نمی رود.

 

3) حق رای برای زن

وقتی می گوییم زن در اسلام آدم نیست ، پس نمی تواند حق رای هم داشته باشند. ولی این را بزرگانش بهتر از من توضیح می دهند.

« برای ادای شهادت دو مرد را گواه بیاورید و اگر دو مرد نیابید، یک مرد و دو زن را گواه بیاورید.» ( ق. بقره.282)

علی باز هم در وصیتش به فرزندش می نویسد:« زینهار با زنان مشورت نکن. رای ایشان ضعیف و عزم ایشان سست است.» ( ح.117)

ومحمد مردانی را که با همسرانشان مشورت می کنند را مورد خطاب قرار داده و می گوید:« گروهی که زمام دارانشان زن است، رستگاری نیابند.» ( ن.2551)

 

پ) تعدد زوجات

حتی در زمان بربریت هم زنان در این مورد آزادی کامل داشتند. در خانواده های " پونالوئی"( ر.ک. کتاب : منشا خانواده، مالکیت خصوصی و دولت، نوشته ی انگلس) هر مرد می توانست چند همسر داشته باشد و در برابر هر زن هم می توانست چند شوهر داشته باشد. اما جالب اینجاست که اسلام از بربریت هم یک مرحله عقبگرد زده و این حق را تنها به مرد داده است، و می تواند زنان را تحت تملک خود قرار دهد و در قرآن داریم:« زنانی را به نکاح خود در آورید که مورد پسندتان باشد.» (ق.نسا.34) «و چنانچه دلپسنتان نبود در امر طلاق آنها دغدغه ای به خود راه ندهید.» ( ق.نسا.19)

 

ت) اهمیت بکارت

همیشه در روایات آمده که تا می توانید دختر باکره بگیرید و برای همین است که به برکت اسلام عزیز! به دختران نه ساله تجاوز می شود و اسمش را ازدواج می نامند. پایه ی این تفکر اینجاست که زن در اسلام کالاست و این کالا باید تا زمان مصرف ( ازدواج) بصورت " آک بند " بماند و کالای دست دوم به درد نمیخورد ، به بیان بهتر زنانی که نیاز انسانی ی خود ا ارضا کرده اند، دست دوم ویا دست چندم هستند و این تفکر آنچنان مهم است و ریشه دوانیده که محمد می گوید:« زن دو پرده دارد، قبر و زناشویی.» ( ن.2270)

ث ) برده داری ی زنان ( بهره کشی ی جنسی)

این مشخصه ی بزرگ اسلام است و از همام ابتدای پیدایشش بر آن تا کید کرده است و اگر امروز جمهوری اسلام صدایش را بیرون نمی آورد، به دلیل سازمان های متعدد دفاع از حقوق زنان است. ولی چیزی که واضح است ، این است که اسلام هیچ مخالفتی با برده داری ندارد.

« (ای پیغمبر) بعد از این عقد هیچ زنی بر توحلال نبود ........ مگر کنیزانی که مالک گردی.» ( ق.احزاب.52)

و این نکته بسیار مهم است که هر کس می تواند به تعداد نا محدود کنیز داشته باشد و با همه ی آن ها هم رابطه ی جنسی بر قرار کند ولی قبل از آن باید به به نصایح جعفر صادق ( ح.107) توجه کند.
« کسی که با کنیزی جماع کند و خواهد که با کنیز دیگر پیش از غسل جماع کند، وضوء بسازد.»

«باکی نیست که مرد در میان دو کنیز بخوابد.»

و یک چیز دیگر که باید مد نظر قرار بگیرد ، این نکته است که در متون اسلامی انسانیت زن مد نظر نیست ، و فقط توان جنسی اش در تولید فرزند مهم است.

محمد :« زن مهربان و بچه آور بگیرید زیرا به کثرت شما به دیگر پیامبران مفتخرم.» ( ن.1144)

محمد:« حصیری که در خانه افتاده باشد بهتر است از زنی که فرزند از او بوجود نمی آید.» ( ح.107)

 

ج ) حجاب برای زن

بسته بندی ی زنان و اینکه زن باید خودش را بپوشاند همه ریشه در آن دارد که زن در این تفکر بیش از یک محرک و وسیله ی جنسی نیست که باید مهار شود.

« و بگو به زنان با ایمان که چشم های خود را بپوشانند، فرج ها و اندام خویش را ( از زنا و اعمال زشت) نگاه دارند، و هرگز زینت و آرایش خود را به بیگانه ننمایند و باید مقنعه بر گریبانشان بیفتد.» ( ق. نور. 31)

« ای پیامبر به زنان و دختران و زنان مومن بگوکه روی خویش را با روپوش های خود بپوشانند.» ( ق. احزاب. 59)

« ای زنان پیوسته در خانه هایتان بنشینید ومانند زنان دوره ی جاهلیت بیرون نیایید.» ( ق. احزاب. 33)

البته نباید این اصل را فراموش کرد که در اسلام تنها پوشیدگی کافی نیست، بلکه زن لباس های تیره بپوشد و محمد می گوید:« وای بر زنان از دو چیز رنگین، طلا و جامه ی زیبا.» ( ن. 3190)

 

چ ) رابطه ی جنسی ی یک طرفه

رابطه ی جنسی باید رابطه ای دو جانبه باشد که موجب لذت دو طرف گردد. ولی اسلام اصلا نیاز جنسی ی زن را به رسمیت نمی شناسد و بر خوردی اسلامی با آن می کند و مرد هر زمان که خواست می تواند زن را وادار به بر قراری ی رابطه بکند. حال اگر این زن در عادت ماهیانه بود و یا اینکه بیمار بود و یا اصلا در آن زمان میلی به چنین رابطه ای نداشت، فرقی به حالش نمی کند و باید وظیفه ی اسلام اش را در برابر مرد انجام دهد. و بطور کلی تجاوز در ازدواج به عنوان یک اصل بلا فصل وجود دارد.

محمد:« هر زنی که شوهر او را برای مجامعت بطلبد و او تاخیر کند تا شوهر به خواب رود، پیوسته ملائکه او را لعنت کنند تا شوهر بیدار شود.» (ح. 116)

و یا جایی که محمد باقر با پیروی از جدش در صفحه ی 99 حبل المتین اظهار ناراحتی کرده اند و گفته اند:« خوشم نمی آید در دنیا و آنچه در آن هست داشته باشم و یک شب بی زن بخوابم.»

 

ح ) خشونت علیه زنان

شاید بزرگترین مشخصه ی جنایی ی اسلام در حق زنان همین باشد. و اینمشکل تنها گریبانگیر ایران نیست و بعضی از ایرانیان خارج نشین و متمدن! هم همین کار را انجام می دهند. زیرا اسلام و خشونت نمی توانند از هم جدا باشند.

به نمو نه های زیر توجه کنید:

« زنانیکه از نا فرمانیشان بیمناکید، نخست نصیحت کنید، سپس از خوابگاهشان دوری گزینید، و سر انجام آنها را کتک بزنید.» ( ق.نسا.33)

« و هر کدام از زنان که مرتکب گناهی فاحش شده باشند،.......... آن قدر در خانه زندانی کنید که عمرشان به آخر برسد یا آنکه خداوند راه نجاتی برایشان فراهم آورد.» ( ق. نسا.15)

نکته ی قابل توجه اینجاست که این خشونت تنها فیزیکی نیست، بلکه با وجود قوانینی زن را از بسیاری چیز ها محروم کرده واین هم نوعی خشونت است.

مثلا: در بعضی از کشور های اسلامی زنان حق شرکت در انتخابات را ندارند و یا اینکه حتی حق رانندگی هم ندارند که البته این عدم اجازه ی زن برای رانندگی شاید منبعش اینجا باشد.

محمد باقر:« جایز نیست سوار شدن زن بر زین.» ( ح.117) که البته با گذر زمان باید زین اسب یا شتر را به ماشین تبدیل کرد که اصل اجتهاد!!!!!!! هم رعایت شود.

 

با این اوصاف که مشتی از خروار بود، باز هم اسلام مخالف مرد سالاری است؟؟