انقلاب ديگرى در راه است!
عبداله دارابى
سير روند مبارزات امروز کارگران و مردم آزاديخواه و برابرى طلب در مقابل ارتجاع مذهبى حاکم در ايران، انقلاب ديگرى را نويد ميدهد که از نظر آگاهى و استحکام سياسى با انقلاب ٥٧ و جنبش هاى گذشته در ايران متفاوت است. جنبش امروز ميرود تا در صحنه سياست ايران همزمان دو هدف سرنگونى رژيم و استقرار حاکميت آتى مردم بمنظور تغيير بنيادى جامعه را رقم زند و مهر طبقاتى خود را بر آن حک کند. مردم ايران مى خواهند توحش مذهبى را همچون استبداد سلطنتى کنار بزنند و بر سرنوشت و مقدرات خويش حاکم شوند و اقتدار سياسى را براى ايجاد جامعه اى برابر و مرفه سازمان دهند.
تاريخ نشان ميدهد که ثمر و حاصل مبارزات آزاديخوانه مردم ايران در گذشته به جيب استثمارگران و مرتجعين رفته و فقر و تباهى ناشى از اين ستم نيز بر محرومان و تهيدستان جامعه تحميل شده است. اين تباهى و سيه روزى توسط دو عنصر سلطنت و مذهب به مردم تحميل شده و هرگونه نداى مخالفان و معترضين نيز با گلوله، زندان و شکنجه اين جانيان پاسخ گرفته است. اکنون زنگ توقف و دگرگونى اين تاريخ پوسيده به صدا در آمده است. نسل امروزى با زدودن هر گونه شائبه ارتجاع ملى و مذهبى پا به عرصه نبردى جديد گذاشته و همراه حزب کمونيست کارگرى ايران سقوط و دفن کل موجوديت رژيم اسلامى بمثابه يکى از مرتجع ترين شعبه نظام سرمايه دارى را با جايگزين کردن رفاه اجتماعى و بازيابى حرمت و هويت واقعى انسان، در دستور گذاشته و براى آن مبارزه ميکند.
جا دارد که اشاره اى مختصر به انقلاب ٥٧ بکنم. انقلاب ٥٧، عمل انقلابى کارگران و مردم آزاديخواه عليه استبداد سلطنتى بود. انقلابى بود براى برقرارى جامعه اى آزاد و مرفه و مدرن. انقلابى بود براى برچيدن کل دم و دستگاه سرکوب و جايگزينى آن با حاکميت شورا هاى مردم. اين جنبشى بود عليه هر نوع ارتجاع و عقب ماندگى. پيشروى سريع انقلاب و بالا رفتن توقعات مدرن و انسانى مردم در ايران، از هر نظر با موجوديت نظام سرمايه و تمايل و آرزوهاى شاه و شيخ در تناقض بود و بهمين خاطر در مقابل آن ايستادند و آنرا در خاک و خون غرق کردند. سواى خون پاشيدن به آن، تاريخ واقعى اش را نيز تحريف کردند و براى وصله کردن ارتجاع اسلامى به اين انقلاب، حکومت هاى غربى و رسانه هاى آنان و جريانات ملى و مذهبى پول و انرژى زيادى صرف کردند. با وجود آنهمه نيرنگ و تلاش ارتجاعى، انقلاب ٥٧ بعد از سرنگونى رژيم سلطنت هم از حرکت باز نايستاد، مردم بخانه هايشان باز نگشتند و براى نه گفتن به جمهورى اسلامى در خيابان ها ماندند و به مبارزه عليه آن ادامه دادند.
انقلاب ٥٧ براى آزادى و حرمت انسان بود. عليه اختناق و نابرابرى، عليه زندان و شکنجه و ساواک، و عليه ارتش شاهنشاهى بود که به روى هر اعتراض ريز و درشتى خون پاشيد. نسل امروزى بايستى بداند اين انقلاب با هر کم وکاستى که داشت خواب خوش سران سرمايه را از تهران تا واشنگتن و لندن و پاريس به هم زد و ترس و وحشت زيادى ميان آنان بوجود آورد. بر خلاف نرم رايج، فشار انقلاب عزل و نصب سران رژيم را از ٤ سال به چند روز و چند هفته تغير داد. ظرف ٥-٦ ماه باقيمانده به قيام ٥٧، تعويض ٤ نخست وزير و ده ها وزير کابينه و سران ارتش و غيره را به رژيم شاه تحميل کرد. اگرچه قيام بهمن ٥٧ به سرنگونى رژيم سلطنت انجاميد اما مبارزه مردم ادامه يافت تا سرانجام اين انقلاب با کودتاى ٣٠ خرداد ٦٠ از هر سو مورد حمله قرار گرفت و در خون غلطيد. رژيم اسلامى در اين حمله تنها نبود. جبهه ملى با همه شاخه هايش همراه حزب توده و فدائيان اکثريت به کمک و يارى رژيم شتافته و با تمام توان ارتجاع اسلامى را در اين کودتاى سياه يارى رسانده و از هيچ کوشش و تلاشى فروگذار نکردند. امروز جنبش آزاديخواهى بخوبى ميداند جمهورى اسلامى زاده رژيم سلطنت است که با مسجل شدن سقوط شاه، بلافاصله آخوند هاى کپک زده را از کنج مساجد به صحنه تلويزيون ها کشاندند و بر سر مردم سوار کردنذ.
اکنون بعد از ٢٤ سال مبارزه بى وقفه و جنگ و گريز خيابانى، جنبشى در صحنه سياست علنى ايران نشو ونما يافته که بلحاظ کمى و کيفى با جنبش ٥٧ متفاوت است. طى اين مدت، در بطن مبارزه عليه رژيم با تجربه و کارآمد شده و ميرود تا انقلاب ديگرى را با مضمون پر بارترى سازمان دهد و با اتکا به اراده خويش مانع رژيم اسلامى را از سر راه استقرار يک دنياى بهتر کنار بزند و مردم را به جايگاه و موقعيت انسانى خويش باز گرداند. يک فاکتور اساسى امروز وجود حزب کمونيست کارگرى ايران است که با اتکا به کارگران و مردم آزاديخواه براى سرنگونى جمهورى اسلامى و برپائى جامعه اى آزاد و انسانى تلاش ميکند. "دنياى بهتر"، برنامه حزب کمونيست کارگرى، برنامه طبقه کارگر براى رهايى کل جامعه است، اين برنامه خواهان ايجاد جامعه اى است که در آن انسان را از بردگى و بندگى سرمايه رها شود و آزادى و رفاه و خوشبختى به آحاد جامعه باز گردانده شود.
امروز همه اذعان دارند که جمهورى اسلامى رفتنى است. اگر ابهامى وجود داشته باشد فقط خاص عده قليلى است که با سران رژيم همسرنوشت هستند. از اينرو جدال اصلى جامعه امروز بر سر تحولات بعد از سرنگونى است. امروز جنبش سرنگونى، عليرغم فضاى سرکوب و خفقان، توانسته تناسب قواى جامعه را به نفع خود تغيير دهد و با حضور و مخالفت آشکار خود عليه رژيم در خيابانها ظاهر شود و با دادن شعار مرگ بر رژيم، آزادى و برابرى، آزاديهاى بى قيد و شرط سياسى، جدايى مذهب از دولت، و غيره لرزه بر پيکر نيمه جان سران خونخوار اسلامى بياندازد و وقوع انقلاب عظيم ترى را در اذهان عموم تداعى بخشد. جنبش سرنگونى با وجود و حضور فعال و همه جانبه حزب کمونيست کارگرى در همه زمينه ها، به استقبال انقلاب ديگرى ميرود که بمراتب آگاه تر و پر نفوذ تر از انقلاب ٥٧ ميباشد. به يمن تلاش روزمره حزب، امروز بخش وسيعى از کارگران و افکار عمومى جهان به خواست و مطالبات کارگران و جنبش آزاديخواهى در ايران آشنا هستند و از آن حمايت و پشتيبانى ميکنند. حزب، امروز با تمام قدرت و توان خويش، تدارک ملزومات انقلاب پيشارو را در صدر فعاليت هاى خود قرار داده و همه آزاديخواهان جامعه را براى تقويت جبهه آزاديخواهى به پيوستن به صفوف خود فرا ميخواند. کارگران و مردم آزاديخواه ضمن شناخت نقاط قوت خود، بايستى سريعا بمنظور ايجاد سازمان و تشکل هاى وسيع و توده اى در محل کار و زيست دست بکار شوند و صفوف خود را در ابعاد منطقه اى و سراسرى متشکل و متحد نمايند. بايد با تعرض بى وقفه به رژيم، فضاى موجود را تغيير داد و در بطن فضاى مساعد تر کل ماشين سرکوب رژيم را در هم شکست و بر ويرانه هاى آن دنياى آزاد و برابر را بنا ساخت.
|