اواسط اين هفته در نتيجه حمله يک فرد "مسلمان الجزايرى" مضنون به داشتن مواد سمى جهت استفاده از آن در عمليات تروريستى، به يک پليس در شهر "منچستر"، بوسيله چاقو بقتل رسيد. اين پليس ٤٣ سال داشت و داراى همسر و ٣ فرزند خردسال است و رسانه ها از آن بعنوان اولين قربانى مبارزه با تروريسم در انگليس، نام ميبرند.
اين اقدام قبيح و ضد انسانى تروريسم اسلامى يکبار ديگر دست رسانه هاى "باشرف" راست اين جامعه و راسيستها دولت را باز گذاشت تا آنچه را که در دل دارند با تمام خشم خود همراه با زهر آگين ترين تبليغات عليه پناهجويان، افکار عمومى را صد چندان مسموم تر کنند.
روزانه دهها کانال راديويى و تلويزيون و روزنامه با تيتر بزرگ هويت "ملى" و "مذهبى" قاتل را جهت پاشاندن جو نفرت از "کله سياهان" و غير "بومى ها" بطور عمد نه يکبار بلکه صدها بار نشخوار ميکنند. آنان اهداف زمينى، عينى و واقعى را به اعتبار کل سياست و موضعگيريهاى تاکنونى شان تعقيب ميکنند. آنان که سرشان در آخر طبقات حاکم است و از آن تغذيه ميکنند، بخوبى ميدانند که اين موضوع ميتواند بطور مقطعى هم که بوده افکار را بنفع سياستهاى راست و ضد انسانى دولت از حمله به عراق گرفته تا تعرضات بى وقفه به پناهجويان و از عدم پاسخگويى به مطالبات صنفى کارگران آتشنشانى گرفته تا تعرض به حقوق مدنى برسميت شناخته شده بين المللى، تحريک کند.
بخش وسيعى از اين "کله سياها" که سر به دهها هزار ميزنند در نتيجه حاکميت توحش دوران معاصر، اسلام سياسى که به يمن قدرت گيرى رژيم جنايتکار اسلامى و با براه انداختن حمام خون عروج کرد، ناچار به فرار از خانه و کاشانه خود شده اند و به قدمت وجودش نحسش، دول ارتجاعى غرب که اکنون آستينهايشان را به بهانه "مبارزه" با تروريسم بالا زده اند، به ستونى براى بر سر قدرت ماندن پايه هاى لرزانش تبديل شده اند، دخيل بوده اند و به يک اعتبار در اين پروژه کثيف سهيم بوده اند. اينان در کمال وقاحت و بيشرمى با سر اين مار که ميليونها نفر از مردم ايران را ٢٤ سال در چنگال شوم خود خفه کرده و از نان شب شان تا شادى و خنده و تبسم لبانشان را گرو گرفته، دست دوستى ميدهند و اسلام، اين ايدئولوژى ضد انسانى و حقارت آميز را دين سلح قلمداد ميکنند، "جاک استرا" وزير خارجه بريتانيا نمونه بارز و از مجريان اين سياست رياکارانه ديپلماسى و لاس زدن با اسلام سياسى ميباشد.
پناهجويان و انسانهاى آزاديخواه اولين قربانيان عروج اسلام سياسى و جهنم جمهورى اسلامى و ساير حکومتهاى ديکتاتورى ميباشند و به هيچ عنوان به هيچ دولت و يا مرجعى اجازه نخواهند داد به بهانه "مبارزه" با تروريسم نوک تيز حمله خود را متوجه ضعيف ترين حلقه اين جوامع، پناهجويان ميباشند، بکنند. يکى از ارکان اصلى مبارزه با اسلام سياسى و تروريسم اسلامى براندازى جمهورى اسلامى ايران بعنوان منبع ايدئولوژيک، سياسى، مالى و تسليحاتى جريانات تروريستى در اقصى نقاط جهان و کمک به جنبش آزاديخواهانه مردم ايران است که سالهاست در جريان ميباشد يکى ديگر از ارکان از ميان بردن تروريسم اسلامى پايان دادن به اشغال فلسطين و قطع حمايتهاى کلان دول غرب و آمريکا به رژيم هار و ضد بشرى اسرائيل است که رهبران خونين دستشان فرش قرمز بر زير پايشان پهن ميشود.
مبارزه با تروريسم از جانب اين دول يک رياکارى بيش نيست، تروريسم اسلامى و تحرکاتشان مستمسکى است براى پس راندن حقوق مدنى و خسومت با پناهجويان. پايان دادن به اين شرايط کار جنبشهاى عظيم اجتماعى است، پناهجويان جز لايتجزاى اين جنبش ميباشند.
سعيد آرمان ١٦ ژانويه ٢٠٠٣