فرشاد حسينى
هلند در آستانه انتخابات پارلمانى فوق العاده اى است . مبارزه انتخاباتى مدتى است شروع شده است .
هميشه مبارزات انتخاباتى با وعده و وعيدهاى دوروغين از يکسو ، و کمپينهاى تبليغاتى عليه پناهنده و خارجى از سوى ديگر همراه است . روز روشن جلوى چشم دوربينهاى تلويزيونى و ميکروفونهاى راديو و مطبوعات به مردم دروغ ميگويند . از وعده وعيدهايشان تا فحاشى اشان به پناهنده ، به مردم دروغ ميگويند به اين خاطر که ارزشى جز ارزش يک رأى در صندوق برايشان قائل نيستند . به مردم ميگويند هلند مال هلنديهاست . اما همين هم پز انتخاباتى است . فرداى انتخابات درکرسى هاى وزارت, هلند ميشود تنها مال سرمايه داران . وقتى دور ميز کابينه دولتى مينشينند و ميخواهند سياست تعيين کنند . به هلندى هم با همان نگاه غضب آلود پناهنده و خارجى مينگرند . آنگاه پناهنده و مردم کم در آمد مشترکا زير ضرب قرار ميگيرند.
اما ، ما کى هستيم :
تصوير ساختگى ما در ميديا و تصوير واقعى ما از خودمان ، دو تصوير متفاوت است . به ما ميگويند ، خارجى ، پناهنده دروغى ، مهاجر غير قانونى ، پناهنده اقتصادى ، مهاجر بى فرهنگ ، مجرم ، شياد ، عاملين ايجاد مشکلات اقتصادى . به ما ميگويند خانه ها را اشغال کرديد ، کارها را همه شما گرفتيد ، ديگر براى هلندى کارى نمانده ، ميگويند دزديد ، قتلها را شما انجام ميدهيد. ميگويند از جنس ما نيستييد ، فرهنگ ما را نميتوانيد هضم کنيد ، خارجى هستيد ، سوء استفاده ميکنيد از اقتصاد سرزمين ما ، به خانه ات برگرد . گم شو .
اين تصوير را ميديا سه بعدى کرده و با زور تمام به جامعه تزريق ميکند . آنگاه ديگر ميتوان روى ما چاقو کشيد. به ما توهين کرد. تحقيرمان کرد. امنيت را از ما در کوچه ها و خيابانها گرفت. ميتوان ما را ايزوله کرد. زندگى پست و سختى را به ما تحميل کرد. ميتوان دادگاههاى فرمايشى و مسخره برايمان دست و پا کرد. عليه مان حکم صادر کرد. بيرونمان کرد. بچه هايمان را از مدرسه و بهداشت و درمان محروم کرد. ميتوان شبانه پليس را به خانه هامان فرستاد. کتکمان زد ، دستبند به دستهايمان زد ، گله گله در ابعاد هزاران نفرى بزور سوار هواپيمايمان کرد و از جائى که وحشت داريم برگرديم ، از جايى که فرار کرده بوديم ديپورت کرد.
اما تصوير خودمان از خودمان اين نيست . ما ميگوئيم ما انسانيم. مثل هر هلندى ، فرانسوى ، انگليسى ، آمريکائى و غيره . اگر تو اروپايى بى حقوقى سياسى را دوست ندارى ، اگر نمى خواهى دهانت را ببندند ، اگر نمى خواهى توهين بشنوى ، تحقير بشوى ، اگر دوست ندارى حق تشکل و آزاديهاى سياسى را ازت بگيرند ، من هم دوست ندارم. در يک جغرافياى ديگر متولد شدم ، اما همان نيازهائى را دارم که تو دارى. نياز به نان ، آزادى ، دخالت آزادانه در فعاليتهاى سياسى و اجتماعى ، رفاه اجتماعى و غيره . همان اندازه که يک شهروند اروپائى از اعدام و سنگسار و قطع دست و پا و ديکتاتورى بيزار است ، من هم بيزارم .
ما پناهنده ايم . اما از مادر پناهنده زاده نشديم . ما را بزور مسلسل و شلاق و شکنجه پناهنده کردند . به اينهمه بى عدالتى و نا برابرى و بى حقوقى اعتراض داريم. در سرزمين خودمان مبارزه کرديم ، همانگونه که اينجا . زندانمان کردند ، شلاقمان زدند ، تهديدمان کردند ، اعداممان کردند ، نگذاشتند حرفمان را به مردم برسانيم . همانگونه که اينجا ايزوله امان کردند ، از جامعه جدايمان کردند ، و برايمان تصويرهاى دروغين ساخته واز ما ديو و هيولا ساختند . ما پناهنده ايم . همانيکه در چند فرسنگى محل زندگى شما ، در جائى بنام کمپ حبس شده است . همانيکه دسترسى به ميديا و رسانهاى گروهى را ازش سلب کرده اند. همانيکه صدايش را خفه کرده اند . همانيکه نان و بهداشت و طب را از بچه هايش گرفته اند . همانيکه در بى حقوقى مطلق در کنار شما مثل سايه زندگى ميکند. همانيکه شب و روز در وحشت پليس ، و وزارت دادگسترى و ديپورت سپرى ميکند .
ما حق رأى نداريم . هيچگاه نداشتيم. در سرزمين خودمان هم نداشتيم.
اما صدا داريم . حرف داريم . اعتراض داريم. هم به سيستم جهنمى حاکم در سرزمين خودمان هم به برزخ حاکم در اينجا. دستهائى داريم که از نوشتن و آزاديخواهى و عدالت طلبى هرگز و در هيچ شرايطى باز نمى ايستد . انديشه آزادى و عدالت اجتماعى و برابرى سراسر وجودمان را گرفته است . پناهنده اساسا يعنى معترض . يعنى کيفر خواست عليه يک سيستم . يعنى اعلام جرم ، يعنى نداشتن آزادى وامنيت .
نتايج انتخابات هلند هر چه باشد ، ما اولين قربانيانش هستيم . هر حزبى به قدرت برسد ، نقشه هاى شومش را با ما آغاز ميکند. از روى سر ما بالا ميرود. اما پله بعدى ، گام بعدى ، شما هستيد . شهروندى هلندى يا اروپائى . کسيکه ارزشى براى حقوق انسانى پناهنده قائل نيست, براى ساير انسانها هم قائل نخواهد بود. اينرا همين يکسال گذشته به روشنى در برنامه دولت CDA و پيم فورتاين ديديم . اما ما و شما در کنار هم ميتوانيم نيروى قوى اى شويم . و سياست را نه از زاويه اقتصاد که از زاويه انسان به حرکت دراوريم .
اگر در يک جنبش اعتراضى و سيع در دفاع از کليه حقوق انسانى از جمله پناهندگى متحد شويم .