توطئه رژيم و ارتجاع در کردستان را رسوا کنيم

esardari@web.d
 صالح سردارى

درست در شرايطى که مردم کردستان همراه با مردم ساير نقاط ايران براى درهم پيچيدن بساط جانيان اسلامى در تلاش و مبارزه اند، در شرايطى که طنين شعارهاى رهبر برو گمشو، آزادى برابرى، آزادى زندانيان سياسى، خيابان هاى شهرهاى مختلف را در بر گرفته است، راديو امريکا بخش کردى با جمع کردن تعدادى از مهره هاى شناخته رژيم در کردستان مانند بها ادب و بهرام ولد بيگى و ناسيوناليست هاى کرد و قوم پرستانى چون عمر ايلخانى زاده، براى مقابله با راديکاليسم مبارزات مردم کردستان، در يک ميز گرد راديويى تلاش کرده است تا به قول بها ادب "آشتى ملى" ميان رژيم و اينها بر قرار نمايد. اين ميز گرد و کارهاى مشابه ان البته مدتهاست شروع شده و اين برنامه تازه، جزئى از نقشه اى است که سال هاست براى نجات رژبم اسلامى در فکر پياده کردن آن هستند.

برگزارى اين ميز گرد در شرايطى است که در کردستان کسى براى بها ادب مبلغ ومجيزگوى سياست هاى رژيم و بهرام ولدبيگى پاسدار سابق و مشاور فرهنگى رفسنچانى در کردستان که وى نيز مانند چلايى پور و ساير همپالکى هايشان مدتى است به فعاليت "ژورناليستى" و "فرهنگى" روى آورده است، تره خرد نمى کند، اما از طرف خالد عزيزى و عمر ايلخانى زاده، بعنوان "نماينده" مردم در مجلس و "شخصيت" فرهنگى و "کارشناس" مسائل فرهنگى مردم کردستان به رسميت شناخته مى شوند و در صددند با "ديالوگ" کردن و بحث و "تبادل نظر" در مورد رويدادهاى کردستان و "حل" مسئله کرد به چاره جويى مشترکى برسند. در اين ميز گرد، غير از غرولندکردن هايى، کوچکترين اختلاف اساسى ديده نميشد. انتقادات عمر ايلخانى زاده آنقدر بى مايه و سبک بودند که بها ادب ضمن نصيحت کردن وى که "احساساتى نشود،" "قهر نکند"، اظهار داشت که من بيشتر از تو از دولت انتقاد دارم و آنها را نيز در روزنامه هاى همشهرى و آفتاب يزد نوشته ام.

شاهکار ديگر اين ميز گرد بر شمردن اقداماتى از طرف بهرام ولدبيگى بود، که درانستيتوى کرد تهران و فراکسيون "نمايندگان" کرد در مجلس يرنامه ريزى شده و در تلويزيون کردى سحر و روزنامه و مجلاتى به زبان کردى چاپ مى شوند. هرکسى اقدامات انستيتوى کرد تهران که در آن مهاحرانى رئيس دفتر گفتگوى "تمدن" ها مهمان دائمى و خط دهنده اصلى آن است، توجه کرده باشد، مى داند که پوسيده ترين و ارتجاعى ترين خرافات ناسيوناليستى - اسلامى را که قرابتى با زندگى امروز مردم کردستان ندارد تحت نام "فرهنگ" کرد تحويل مردم مى دهند. اين اقدامات، که با تاييد و استقبال نمايندگان حزب دمکرات و سازمان زحمتکشان روبرو شد باعث گرديد تا بهرام ولدبيگى از موضع طلبکار بخاطر فعاليتهاى "فرهنگى" اش از آنها دعوت کند، از مبارزه دست بردارند و با اصلاح ادبيات خود راه ديالوگ را برگزينند. خالد عزيزى و عمر ايلخانى زاده ضمن اعلام آمادگى خود براى ادامه ديالوگ، گله کردند که مشکل شان اين است که رژيم با آنها وارد ديالوگ نمى شود.

از نکات جالب ديگر اين ميز گرد، اين بود که بها ادب مرتب طرف مقابل و بخصوص عمر ايلخانى زاده را نصيحت مى کرد که به راى مردم احترام بگذارد. "نماينده" و "امين" و "وکيل " مردم بودن خود را به رخ آنها مى کشيد. چقدر حقارت آميز بود.

شايد اگر اين ميز گرد سال ها قبل دورانى که رژيم در بحران لاعلاجى که در آن دست و پا مى زند، گير نيفتاده بود، و به قول سران رژيم، کشتى شان در حال غرق شدن نبود، اگر هر دو جناح رژيم بر اثر مبارزات حق طلبانه مردم به اين روز نيفتاده بودند، اگر از شعارهاى رهبر برو گمشو، آزادى برابرى، آزادى زندانيان سياسى، و... که در خيابان ها سر داده مى شود خبرى نبود، اگر رژيم مى توانست مانند سال هاى ٦٧ به قتل عام ها و کشتارها دست بزند، اگر تحت فشار مبارزات موجود، عمل شنيع سنگسار ولو بطور موقت متوقف نمى شد و اگر بها ادب و بهرام ولدبيگى مى توانستند از سازمان هاى سياسى کردستان با عنوان "گروهک" و "ضد انقلاب" نام ببرند، برگزارى چنين ميز گردى زياد عجيب بنظر نمى رسيد.

اما اين "آشتى ملى" در حالى صورت مى گيرد، که خود سران ريز و درشت رژيم به ضعف و ناتوانى خود اعتراف کرده و براى حفظ ماشين جنايت شان مرتب به همديگر هشدار مى دهند. در چنين شرايطى حزب دمکرات و سازمان زحمتکشان، با وساطتت مهره هايى در راديو کردى امريکا و شرکت در چنين ميزگردهايى کمر به حفظ و بقاى رژيم در کردستان بسته و مى خواهند مبارزات کارگران و زحمتکشان را قيچى کنند. واقعا که شرم آور است.

اين ميزگرد و اقداماتى شبيه آن، که قرار است ادامه يابد توطئه اى آشکار عليه مردم کردستان و مبارزات آنهامى باشد. تجارب تاريخى مبارزات در کردستان نشان داده، که جريانات ارتجاعى، براى سهيم شدن در قدرت، استرتژى بند و بست با سرکوبگرترين دولت هاى منطقه را بدور از دخالت مردم تعقيب کرده اند. اما اينها رياکارانه همه اين بند و بست و دور زدن مردم را تحت نام "مصلحت" مردم کرد جار مى زنند. اينها به ناحق خود را به ستمى که بر مردم کردستان مى رود، آويزان کرده اند. با نگاهى کوتاه به تاريخ احزاب ناسيوناليستى در همه بخش هاى کردستان، به آسانى مى توان ديد که هيچ کدام از اين احزاب در حل کردن رفع ستم ملى بنا به ماهيت شان، کارى نکرده اند. بلکه برعکس براى سهيم شدن در قدرت، اين را باد زده تا بلکه خود به نان و نوايى برسند. بقاى ستم ملى در کردستان، فلسفه وجودى و منبع نيرو گرفتن اين جريانات مى باشد. در نتيجه تاسهيم شدن خود در قدرت اگر بتوانند اين مسئله را کش مى دهند.

اما در کردستان ايران به يمن حضور قدرتمند گرايش سوسياليستى، کارگران در دو دهه اخير، توانسته اند، که با مبارزات راديکال ، عليه رژيم و ارتجاع کرد، مهر خود را بر تحولات سياسى و اجتماعى اين جامعه بزنند، و توطئه و نقشه هاى ارتجاعى رژيم و اپوزسيون راست و ارتجاعى را خنثى سازند. حزب کمونيست کارگرى در صف جلو اين مبارزه با تمام توان خود همراه با کارگران و زحمتکشان. براى خنثى کردن چنين توطئه هايى مبارزه خواهد کرد.