از کلارا زتکين تا مينا احدى

کيوان جاويد

کمتر کسى است که تاريخ دفاع از حقوق زنان را شنيده باشد و نام بزرگ کلارا زتکين اين کمونيست برجسته اواخر قرن نوزده و اوايل قرن بيست را نشنيده باشد. زندگى اين رهبر بزرگ کمونيست سرشار از مبارزه براى آزادى و رهايى زن است.

دفاع از حقوق زنان کارگر و مبارزه براى مزد برابر زنان با مردان يکى از آن عرصه هايى است که کلارا بى وقفه و خستگى ناپذير براى آن مبارزه کرد.

کلارا زتکين در کتابش به نام "مبارزه در راه آزادى زنان" مى گويد: "با آنکه در غالب موارد ظرفيت مولد کارگر زن بهيچ رو از ظرفيت مولد مرد کارگر کمتر نيست، معهذا تفاوت ميان حقوق مردان و حقوق زنان بسيار زياد است".

با مقايسه نوع مشغله هايى که در اواخر قرن نوزده و اوايل قرن بيست روبروى امثال کلارا زتکين در دفاع از حقوق زنان کارگر وجود داشت و شرايط سياسى اى که مينا احدى در اوايل قرن بيست و يک در آن بسر مى برد و موقعيت زن در اقصى نقاط جهان و بويژه در کشورهاى اسلامزده مى توان بسادگى پى به دشوارهاى کار مينا احدى ها برد.

مينا احدى در امتداد و ادامه همان سنتى کار و فعاليت مى کند که رهايى و برابرى را حق همه مردم مى دانستند و براى آن مى جنگيدند. امروز، اما، يک فرق اساسى با دورانى که کلارا زتکين در آن بسر مى بردند مشاهده مى شود. در آن دوران اگرچه زنان در موقعيت فرودست ترى نسبت به مردان بسر مى بردند؛ گرچه در برابر کار برابر، نصف، يا يک سوم حقوق مردان دريافت مى کردند و از شيرخارگاه و مهد کودک براى نگهدارى کودکانش در زمان کار محروم بودند، و باز اگرچه کار خانگى همچنان که امروز مشاهده مى شود، کارى بى اجر و مزد بود. اما در امتداد همه آن بى حقوقى ها يک تصوير زشت و هولناک در اوايل قرن بيست و يک در برابر ما خودنمايى مى کند.

کلارا زتکين حتى در مخيله اش نمى گنجيد که بعد از گذشت بيش صد و چند سال، هيولاهايى به قدرت برسند که زنان را به فجيع ترين و ضد انسانى ترين طرق ممکن به قتل برسانند. قتل به وسيله سنگسار، قتل براى رابطه آزاد جنسى. محروم بودن از حق طلاق و سفر معضلى نبود که قرار باشد کلارا و امثال او برايش مبارزه کنند. نه تنها اين، بلکه او هرگز نمى توانست تصور کند که دول اروپايى امروزى اين جنايت را با تراشيدن تئورى نسبيت فرهنگى به خورد مردم بدهند، جان بکنند تا مردم اروپا آن را "هضم" کنند و با اين بربريت کنار بيايند.

و اين ما را به کار عظيم و ستايش برانگيز مينا احدى و همه کسانى که در راه حقوق برابر، و براى آزادى زن مبارزه مى کنند مى رساند. امروز جمهورى اسلامى با همه مساعدتهاى دول غربى به اين نتيجه رسيده است که بخاطر "هضم" نشدن و "نفميدن" اين حکم اسلامى در دنيا مجبور است موقتا از آن چشم بپوشد. دلايل داخلى آن را بى دين شدن مردم بيان کرده است. بى ترديد همانگونه که با پيروزى انقلاب اکتبر تغييرات شگرفى در زندگى زنان در شوروى و به طبع آن در غرب بوجود آمد، با به قدرت رسيدن جنبشى که مينا احدى يکى از پيشقراولان آن است تغييرات بنيادى و شگرفى در زندگى زنان بوقوع خواهد پيوست. شايسته است نام مينا احدى در کنار نام پر افتخار کلارا زتکين قرار گيرد و مردم دنيا به احترام در مقابل عظمت کار اين دو کمونيست بپا خيزند.