موضع گيرى شخص ثالثى اکثريت

ايرج فرزاد

"سازمان عفو بين الملل از محکوم شدن چهارجوان ايرانى به قطع اعضاى بدن اظهار نگرانى کرد"
اين خبر را سايت ايران امروز وابسته به جريان اکثريت منتشر کرده است.
خبر سايت اکثريت هم در نوع خود با روحيه "اکثريتى" تنظيم شده است، دقت کنيد:
«"به گزارش راديو فردا"، عفو بين الملل نوشته است چهار جوان به اسامى: رضا نظريت ٢٢ ساله، محمد صفوى ٢٢ ساله، مهدى بويرى ٢٣ ساله و حسين اميرى ٢٣ ساله به قطع دست راست و پاى چپ محکوم شده اند» ( سايت ايران امروز، جمعه ٢٠ دى، ١٠ ژانويه ٢٠٠٣)

سازمان محترم اکثريت، ناقل ظاهرا بى طرف خبر است، دروغ و راست بودن را به همان منابع و "نگرانى" از آن احکام شنيع جانوران اسلامى حاکم بر ايران را به نقل از آنان اعلام کرده است. اينجا ديگر رژيم تحت رياست دو قوه از سه قوه "اصلاح طلبان" حضرات نيست که دارد احکام اسلام را در ملا عام و در تمسخر وجدان بشريت اجرا ميکند! به نظر ميرسد از دست خواهر محجبه و مجاهد فى السبيل الله حقوق بشر اسلامى، بانو جميله کديور، که سخنگوى حکومتى گرايش اکثريت را نمايندگى ميکند، در جريان استفتاهاى مکرر از آيات عظام قم هم کارى ساخته نبوده است.

البته سازمان اکثريت و پدر خوانده کارکشته تر آنها، راه توده، ميدانند چگونه خبر تنظيم کنند. اين همان جريانى است که چند روز پيشتر در دفاع از شرکت در انتخابات شوراهاى اسلامى اعلاميه صادر کرده بود. سازمان اکثريت خود نخواسته است بگويد نظرش در باره قطع دست و پاى آن چهار جوان در زمانى که دو دور از رياست جمهورى خاتمى محبوبشان ميگذرد و مجلس هم در دست اصلاح طلبانى است که "کميسيون اصل نود" را هم دارند، چيست؟ اگر بحث دفاع از جمهورى اسلامى در ميان باشد، نگران نيستند که با شنيدن خبر "کسالت امام" در پائيز سال ٥٨ براى سلامت او دست به دعا بلند کنند، با افتخار بردر و ديوار شهرها بنويسند: سپاه پاسداران را به سلاح سنگين مسلح کنيد و از نقشى که در ماجراى سرکوب سربداران در آمل به عهده گرفتند افتخارات خود را اين چنين در تاريخ به ثبت رسانند:

" فدائيان خلق ايران (اکثريت) و نيروهاى حزب توده ايران از همان نخستين لحظات يورش مهاجمان ضدانقلابى، دوش بدوش مردم و نيروى بسيج سپاه و ديگر نيروهاى انتظامى شهر با فداکارى در سرکوب و دفع مهاجمان فعالانه شرکت داشتند. دو تن از رفقاى ما و حزب توده در حوادث آمل از ناحيه شکم و سر مجروح شدند که هم اکنون در بيمارستان بسترى هستند..." ( کار اکثريت شماره ١٤٧، ١٤ بهمن ١٣٦٠)

همينها، در جريان کنفرانس برلين، مطلقا "نگران" نشدند که به نقش خود در فروش جمهورى اسلامى و رئيس جمهور آن بعنوان رژيم اصلاحات و مسالمت و ديالوگ به کشورهاى اروپائى مباهات کنند و عليه چپ و کمونيسم کارگرى به شغل ديرين جاسوسى و لو دادن "عناصر آشوبگر" مجددا روى آورند. در همه اين موارد سازمان اکثريت، راسا بنام خود موضعگيرى ميکند و مهر و امضاى خود را پاى مواضع خود ميگذارد. به سنگسار، قطع دست و پاى جوانان، به اعدام، به گرسنگى دادن کارگر و معلم و به تباه سازى زندگى جوان ايرانى که ميرسند، يا از قول شخص ثالث "اظهار نگرانى" ميکنند و يا داد و فغانشان به هوا بلند ميشود که همه چيز زير سر توطئه هاى مافياى يک محفل خودسر ضد اصلاحات است که عليه منويات خير انديشانه و "ميهن پرستانه" زعماى رژيم اسلامى و از آن جمله رئيس جمهور مظلوم و جريان دوخرداد در جريان است. حتى وقتى آقاى عبدى شان، جا ميزند و ميدان اصلاح طلبى اسلامى را، به تعبير شبه نژادپرستانه خودشان، براى هاشمى "نيمه عراقى-نيمه شاهرودى" باز ميگذارد، باز اکثريت نميخواهد جنايتى را به حساب هيچ کدام از جناحهاى جمهورى اسلامى بنويسند. محصولات "انقلاب اسلامى" ميهن عزيز بهيچوجه نمى خواهند صدمه اى به ريشه خود بزنند. ادبيات استعاره اى مکتب اسلام-شرق زده، تا زمانى که بساط حکومت اسلامى پهن است، فرصت توجيه جنايات جمهورى اسلامى را در عدم صراحتهاى سبک تمثيلى-حماسى به اکثريت و کل طيف اپوزيسيون پرو رژيم ميدهد. در مقابل در بيان کوتاه، روشن و صريح مواضع تنفرآميز خود عليه مخالفين رژيم اسلامى، عليه سرنگونى طلبى و عليه کمونيسم کارگرى کمترين نيازى به کلى بافى و شعر و رباعى و و چند بيتى و منظومه و نقل به معنى و حواله به غير ندارند.

سازمان اکثريت و راه توده بهتر است پاى لرز خربزه خوردن خود هم بنشينند. باور کنيد، بعد از اين همه سال و با اين همه مدرک و سند و عکس و شاهد عينى و شاکى خصوصى، مردم به درست جنايات رژيم اسلامى را به حساب شما هم نوشته اند. اين بخش جدائى ناپذير از کارنامه و تاريخ شما است.

آيا راه برون رفت از لجنزار ارتجاع اسلام سياسى هنوز به روى اکثريت و راه توده باز است؟ آيا ميتوانند سرنوشت خود را از سرنوشت کثيفترين ارتجاع مذهبى دوران معاصر تاريخ بشريت جدا کنند؟ اين سوال را قطعا نميتوانند از قول شخص ثالث پاسخ دهند، با شعر و قصيده نو طلبه هاى حوزه علميه "انقلاب اسلامى" "پيرو خط امام"، و سازماندهندگان دکتر مهندس وزارت شکنجه و ترور نميتوانند گريبان خود را رها کنند و از زير بار مسئوليت در قبال اعمال و رفتار و مواضع خويش طفره روند.

مردم از آنها قبول نميکنند، کمونيسم کارگرى از آنها نمى پذيرد.

١٠ ژانويه ٢٠٠٣