از جوانان کمونيست شماره ٧١

جنگ بوش برکت الهى براى جمهورى اسلامى

مصطفى صابر

 mosaber@yahoo.com

تصورى به غايت اشتباه و خطرناک، در ايران دامن زده ميشود. اين تصور که گويا جنگ بوش عليه صدام به نفع مردم ايران و به زيان جمهورى اسلامى تمام ميشود. اين که گويا آمريکا مردم عراق را از شر صدام رها ميکند و مبنايى قرار ميدهد که مردم ايران را نيز از شر جمهورى اسلامى رها کند. اين تصور اتفاقا به نفع جمهورى اسلامى و کل ارتجاع سياسى در صحنه ايران است.

اين تصور البته دو ريشه دارد: اول در تلقيات عقب مانده ترين بخش هايى از مردم که چشم به بالا دوخته، و باور ندارند که اين خود کارگران و مردم و مبارزه آنهاست که ناجى جامعه است. دوم در منافع آن نيروهاى سياسى که مردم را همينطور ميخواهند. سلطنت طلبان، ناسيوناليستهاى قومى و خود جمهورى اسلامى در اين تصور بشدت ذينفعند.

جنگ عليه عراق، بر خلاف جنگ عليه طالبان، به زيان اسلام سياسى نيست. از سقوط طالبان مردم ايران نفع بردند و بدرست در خيابانها شعار دادند "از کابل تا تهران، مرگ بر طالبان". اما جنگ فعلى اسلام سياسى را تقويت خواهد کرد. در سطح جهانى به "ضد آمريکا گرى" اسلام سياسى ميدان خواهد داد. در همان غرب، در لندن و پاريس، چپ اروپا و غرب، به همين اسلاميست ها بيش از پيش تريبون خواهند داد و براى مخالفت ارتجاعى آنها با آمريکا هورا خواهند کشيد. در تمام کشورهاى "توسعه نيافته" از آمريکاى لاتين تا آسيا و آفريقا، ناسيوناليسم جهانسومى و "ضد امپرياليستى" را بيش از پيش کنار اسلام سياسى قرار خواهد داد. در کشورهاى عرب زبان، ناسيوناليسم عربى را همسوتر و همراه تر با آن خواهد کرد. در خود عراق امثال آيت الله حکيم ها و نوع عراقى جانورهايى نظير خامنه اى و شاهرودى را تقويت خواهد کرد... و منافع اسلام سياسى در اين جنگ، در تحليل نهايى به کيسه جمهورى اسلامى خواهد رفت.

بعلاوه، جمهورى اسلامى بشدت در تلاش است که بواسطه جنگ، رابطه با آمريکا را بهبود بخشد و بعنوان متحد "بى طرف" آمريکا در اين جنگ عمل کند. اما اين هنوز در قياس با نفع داخلى بالقوه اى که رژيم ايران در اين جنگ ميتواند داشته باشد، اهميت کمى دارد. جمهورى اسلامى خواهد کوشيد، و از هم اکنون دورخيز کرده است، که به بهانه اين جنگ و وضعيت نظامى و درهم ريخته اى که به کل منطقه تحميل ميکند، اوضاع فوق العاده و جنگى اعلام کند. ميکوشد به ضرب شرايط جنگى تنافضات درونى اش را تخفيف دهد، در برابر مردم انسجام بدست بياورد و به بهانه "حفظ تماميت ارضى" و "حفظ امنيت" و از اين قبيل به مردم يورش ببرد و بکوشد به عمر ننگين خود بيفزايد. اين جنگ نفس بودن و بقاء را به جلو صحنه خواهد آورد و مطالبات و توقعات مردم را تقليل خواهد داد و جمهورى اسلامى از خدا خواسته به همين نفس بقاء چنگ خواهد زد و بنام آن مطالبات مردم را سرکوب خواهد کرد. جمهورى اسلامى بدون اين جنگ زودتر و آسانتر از بين خواهد رفت. اين جنگ براى جمهورى اسلامى يک مائده آسمانى است. يک شانس بادآورده براى طولانى کردن عمر رژيم محتضرى است که زير فشار مبارزه مردم در حال فروريختن است.

سلطنت طلبان عيان و پوشيده پشت جنگ طلبى آمريکا هستند و اين تصور را که گويا اين جنگ به نفع مردم و به زيان جمهورى اسلامى است تبليغ ميکنند. افراطى هايشان به صراحت، و بخش به اصطلاح دمکرات و مودب شان نيز، گرچه نه به زمختى دسته اول اما بروشنى، از آمريکا و جنگ آن حمايت ميکنند. اينها با اين کار در واقع دارند به نفع جمهورى اسلامى عمل ميکنند. درست مثل شعار رفراندمشان، که به کمک دوم خرداد و جمهورى اسلامى در حال احتضار شتافت، حالا با تبليغ اينکه آمريکا مى آيد و ايران را نجات ميدهد، عملا دارند به مردم ميگويند آسوده بخوابيد چرا که آمريکا بيدار است. اين جمهورى اسلامى است که قبل از خود اينها از روحيه پاسيو و در انتظار ناجى نشستن مردم استفاده خواهد کرد. و با اتکاء به آن حتى خود همين حضرات را هم زير ضرب خواهد گرفت.

ناسيوناليست هاى قومى بويژه ناسيوناليسم کردى نيروى ديگرى است که به عيان و پنهان اين تصور را رواج ميدهد که گويا حمله آمريکا به عراق و سقوط صدام به نفع مردم است. اينها به مردم کردستان عراق را نشان ميدهند و اينکه نيروهاى ناسيوناليستى چون جلال طالبانى ها و مسعود بارزانى ها به نان و نوايى رسيده اند. اما مردم کرد عراق چه؟ آنها تحت "دولت خود مختار" همين ناسيوناليستها چه به روزشان رفته است؟ مردمى را وسط زمين و آسمان ول کرده اند که نه امروزشان معلوم است نه فردا. دولت هاى خودمختار اينها جز زائده هاى آمريکا و ترکيه و ايران نيستند، سهم مردم جز فقر وحشتناک و بى سابقه، ترور زنان، جنگ داخلى، سرکوب آزادى و کمونيستها و ميدان پيدا کردن اسلاميست ها و اختناق نيست. نفرت قومى، بين کرد و عرب و ترکمن براى نسل ها ماندگار شده است. و غيره.

نسخه ناسيوناليستها و حمايت آنها از جنگ آمريکا و دادن تصوير فرشته نجات به بوش و بلر و ژنرالهايشان، حتى اگر بپذيريم که به نفع جمهورى اسلامى تمام نخواهد شد، نسخه از ميدان بدر کردن مردم و حل و فصل مسائل از بالاى سر آنها بضرب تفنگ و کروز است. نسخه تفرقه و جنگ قومى بين مردم در ايران خواهد بود. نسخه تحويل دادن مردم دست بسته به نيروهايى است که مساله شان جز تحکيم سرمايه و محکم کردن بندهاى بردگى مزدى نخواهد بود. کسانى که خواهند کوشيد همچون برادرانشان در يوگسلاوى و آذربايجان شوروى و ساير نقاط دنيا کارخانه و بيمارستان و مدرسه را بر سر مردم خراب کنند تا خودشان و يا متحدانشان بقدرت برسند. اين در واقع نسخه اى براى سناريو سياه و ميليتاريزه کردن ايران است. بازنده اصلى اين نسخه مردم و خواستهاى انسانى شان خواهد بود. بهترين حالت مطابق نسخه اينها چيزى شبيه افغانستان و دولت کرزاى خواهد شد. اين آن چيزى است که مردم ايران ميخواهند؟

واضح است که نه. در جامعه ايران يک جنبش قوى و فعال براى ساختن يک دنياى شايسته انسان وجود دارد. اين جنبش توقعات بالايى دارد. نه جمهورى اسلامى را ميخواهد و نه آلترناتيو اپوزيسيون راست را. نه ميخواهد به حکومت مذهبى تن دهد و نه ميخواهد ناسيوناليسم و قوم پرستى بر سرش سوار شود. نه بوش را ميخواهد نه بن لادن را، نه خامنه اى را ميخواهد نه صدام را. نه "نظم نوين" و جنگ بوش را قبول دارد و نه اوضاع فلاکت بار و اختناق و سرکوبى که در ايران و عراق برقرار است. سرنگونى همه جانبه جمهورى اسلامى و آزادى و حاکميت مستقيم مردم را ميخواهد. رفاه و طب مجانى و ٣٠ ساعت کار را ميخواهد. آزادى و برابرى را ميخواهد. اين گرايش در بين کارگران، زنان و جوانان قوى است و کمونيسم کارگرى به روشنترين وجهى آنرا نمايندگى ميکند. جنگى که در شرف وقوع است بى شک بهترين شرايط براى گسترش مبارزه مردم عليه جمهورى اسلامى و قدرت گيرى صف آزادى و برابرى و کمونيسم کارگرى نيست. اما بايد در همين شرايط مبارزه براى سرنگونى جمهورى اسلامى را گسترش داد. نبايد اجازه داد که جمهورى اسلامى از شرايط جنگى براى عقب راندن مردم و بقاء خود استفاده کند. بايد ناسيوناليستها را بشدت افشاء کرد و نشان داد آنها چه بخواهند و چه نخواهند آب به آسياب جمهورى اسلامى و آمريکا و افغانيزه کردن ايران ميريزند. بايد در همين شرايط براى متحد کردن صفوف کارگران و همه مردم آزاده در سراسر ايران مستقل از قوميت و مذهب به ميدان آمد. بايد مردم را آماده کرد که در تحولات آتى الگوى ديگرى جز دو قطبى هاى کاذب بوش و صدام و يا سلطنت و اسلام را به جهانيان عرضه کنند. الگوى انسانيت، جمهورى سوسياليستى.

٩ ژانويه ٢٠٠٣