حزب دمکرات بايد از مردم عذر بخواهد!
(در حاشيه موضع جديد حزب دمکراتدرباره "انتخابات شوراهاى شهر و روستا")
فاتح شيخ الاسلامى
fateh_sh@yahoo.com
اوضاع جمهورى اسلامى آنقدر شور است که حزب دمکرات هم فهميده است که بايد از آن فاصله بيشترى بگيرد و تلاشهاى چند سال اخيرش براى نزديکى به رژيم را به نحوى رفو کند. موضع جديد حزب دمکرات در عدم حمايت از "انتخابات شوراهاى شهر و روستا" البته بهتر از حمايت فعالش از دوره قبلى همين "انتخابات" و "انتخابات" مجلس اسلامى است. اما نکته مهمى که اين حزب به روى خود نميآورد اينست که براى حمايت هاى سابقش از مردم عذر بخواهد.
دفتر سياسى حزب دمکرات در اطلاعيه ٨ ديماه، تلاش زيادى براى توجيه حمايت چهار سال پيش خود از "انتخابات شوراها"ى رژيم، بخرج داده و مدعى است که هم حمايت سابقش درست بوده است و هم عدم حمايت امروزش! اين توضيح سياسى نيست، کلاهبردارى سياسى است. اين جلوه عريانى از همان اپورتونيسم خاص حزب دمکرات است. اما ببينيم آنچه در توجيه اين تغيير موضع بعنوان "چند نکته مهم و اساسى" آمده چقدر مهم و اساسى است و چقدر به واقعيت مربوط است:
١- حزب دمکرات با ادعاى اينکه مردم در سراسر ايران در آن انتخابات "شرکت جستند"، ميگويد "با الهام از خواست و اراده مردم" از مردم کردستان خواسته تا در آن انتخابات شرکت کنند! و ابراز "خوشحالى و افتخار" ميکند "که مردم کردستان به گرمى از فراخوان استقبال نموده و در انتخابات شرکت کردند"! اينها واقعيت ندارند. حزب دمکرات از آذرماه ١٣٧٧، سه ماه قبل از موعد برپايى مضحکه "انتخابات شوراها"، براى سوق دادن مردم کردستان به شرکت در آن، تبليغاتش را شروع کرده بود، آيا از قبل ميدانست که مردم در سراسر ايران در آن شرکت ميکنند؟ بر خلاف ادعاى حزب دمکرات، "انتخابات شوراها" ربطى به مردم نداشت، تلاش جناح دوخرداد براى اعتبار بخشيدن به جمهورى اسلامى بود. حزب دمکرات هم از اين جناح رژيم "الهام" گرفته بود نه از "خواست و اراده مردم". و بالاخره اينکه مردم از فراخوان حزب دمکرات استقبال نکردند بلکه، بويژه بخاطر کشتار و سرکوب رژيم در سنندج درست چهار روز قبل از آن مضحکه ضدمردمى، برخلاف آن حزب، بيش از پيش با نفرت و اعتراض به آن برخورد کردند.
٢- گويا دليل عدم حمايت امروز حزب دمکرات اينستکه طى اين چهار سال متوجه شده است که در رژيم اسلامى مردم و شوراهايشان اختياراتى ندارند! اين، عذرِ بدتر از گناه است. آيا واقعا تجربه قبلى دو دهه حاکميت جمهورى اسلامى براى چنين کشفى کافى نبوده است؟ اين درجه ساده لوحى سياسى که حزب دمکرات براى توجيه تغيير موضعش به خود نسبت ميدهد، واقعى نيست. واقعيت جاى ديگرى است. حزب دمکرات در آن مقطع، استراتژى اش را به خاتمى و دو خرداد و به اميد واهى بندوبست و "ديالوگ" با رژيم اسلامى از طريق اين جناح گره زده بود. در خلال مذاکرات پنهانى و واسطه گريهاى احزاب حاکم در کردستان عراق، ماموران درجه چندم اطلاعات رژيم خواسته بودند که حزب دمکرات براى نشان دادن "حسن نيت"، از انتخابات هاى رژيم حمايت کند. حزب دمکرات چنين کرد. همان وقت معاون استاندارى رژيم در کردستان هم به آن به به گفت. اما اين به به، پاداشى بدنبال نداشت. حزب دمکرات همچنين توقع داشت کسانى که به تشويق او کانديد و "انتخاب" ميشوند واسطه ارتباطش با رژيم باشند. اين هم به جايى نرسيد. شکست و بن بست دو خرداد، موقعيت در آستانه سقوط رژيم و حضور نظامى قريب الوقوع آمريکا در منطقه که قند را در دل حزب دمکرات آب کرده است، مسلما مهمترين فاکتورهاى تغيير موضع حزب دمکرات هستند، اما فاکتور مستقيم تر اينست که اين حزب يک بار ديگر با اميد واهى به آستانه رژيم رفته و با دست خالى برگشته است؛ آنچه عايدش شده رسوايى بيشتر استراتژى و سياستش در انظار مردم بوده است.
امروز هر کسى ميتواند به حزب دمکرات بگويد: به واقعيت خوش آمديد! "موضع جديد"تان در هر حال بهتر است. امروز و در آستانه سقوط جمهورى اسلامى قطعا ميتوان و بايد حزب دمکرات را به موضع مسئولانه در قبال خواستهاى مردم فراخواند. اما در عين حال جا دارد حزب دمکرات بخاطر حمايتش از دو انتخابات رژيم که يکى از آنها تنها چهار روز بعد از کشتار مردم سنندج برپا شد، از مردم عذر بخواهد. حزب دمکرات هيچگاه از مردم "الهام" نگرفته بلکه هميشه از مردم عقب بوده است؛ بخصوص در اين مورد، روشن است که عذرخواهى جدى اى به مردم بدهکار است.
سال ١٣٧٧ در فاصله کشتار سوم اسفند مردم سنندج و مضحکه انتخابات شوراها در هفتم اسفند، در روزهايى که حزب کمونيست کارگرى، حزب دمکرات و کومه له درگير کمپين افشاى جنايات جمهورى اسلامى بودند، شخصا با عضو دفتر سياسى و نماينده وقت حزب دمکرات در خارج طرح کردم که خوبست آن حزب، در واکنش به جنايات رژيم در سنندج، حمايتش از انتخابات رژيم را کنسل کند. اين حداقل توقع مردم از حزب دمکرات در آن شرايط بود. توقعى که حزب دمکرات نتوانست بفهمد و بجا آورد. چراکه هدفش بندوبست با رژيم بود و اين، از منظر آن حزب، نه به مردم و توقعاتشان ربط داشت و نه به آنچه در سنندج گذشته بود.
اکنون که "ضرورت زمانه"، ناکامى در استراتژى بندوبست با جمهورى اسلامى و دل سپردن به بادى که از سوى آمريکا ميوزد، حزب دمکرات را به تغيير موضع و فاصله گرفتن از رژيم سوق داده است، جا دارد يک بار ديگر از اين حزب خواسته شود که در تحولات سياسى مهمى که در پيش است، خود را به خواست و اراده بديهى مردم براى برچيدن کامل جمهورى اسلامى و به رعايت حقوق و آزاديهاى مردم در تعيين نظام حکومتى و ترتيبات سياسى آتى متعهد بداند.
|