"آشتى ملى" بها ادب و صحنه گردانان آن
ميز گرد راديو انترناسيونال (بخش کردى) با رحمان حسين زاده و صالح سردارى
sardari@web.de
اسد نودينيان : ميز گردى از جانب بخش کردى راديو آمريکا با بها ادب و بهرام ولدبيگى از مهره هاى رژيم در کردستان و نمايندگان حزب دمکرات و سازمان زحمتکشان در هفته گذشته برگزار شده است. هدف از برگزارى اين ميز گرد چيست؟
رحمان حسين زاده: هرکسى که با فضاى سياسى کردستان ايران آشنا باشد، ميداند که جمهورى اسلامى در کنار سرکوب و اعدام و زندان در چند سال گذشته جهت مقابله با خواست و مطالبات بر حق مردم، با کمک عناصرى همچون بهرام ولد بيگى، بها ادب و فراکسيون نمايندگان رژيم در مجلس پروژه اى سياسى مطرح شده جهت کنترل مبارزه مردم عليه جمهورى اسلامى، که اسم آن را پروژه فرهنگى گذاشتند و ناسيوناليست هاى کرد با اميد "آشتى از راه فرهنگ" به آن چشم دوختند. هدف اين بود با انتشار چند روزنامه و مجله به زبان کردى و ايجاد انستيتوى کرد و برگزارى چند کنگره گوناگون به چشم مردم خاک بپاشند.
حزب دمکرات کردستان خيلى سريع از اين پروژه رژيم حمايت کرد. به اين بهانه، همين عوامل و عناصر جمهورى اسلامى را تاييد کرد. سازمان زحمتکشان آن وقت هنوز موجوديتى نداشت و سرکردگان آن عبدالله مهتدى و عمر ايلخانى زاده در صفوف کومه له بودند. تحت تاثير اين فضا و اميد بستن به خاتمى و تقاضاى ديالوگ از وى قند تو دلشان آب شد و از کومه له انشعاب کردند. رسما از پروژه فرهنگى رژيم پشتيبانى کردند. يکى از هدف هاى اين پروژه سياسى-فرهنگى موضوع ديالوگ با حزب دمکرات و هرجريانى بود که ظرفيت سهيم شدن در پروژه هاى جمهورى اسلامى را داشته باشد. ميز گردى که به آن اشاره کردى در ادامه اين پروژه است. بها ادب نصيحت کنان از آنها خواست که به "ديالوگ و آشتى ملى روى" آورند. طبعا معناى اين يعنى آشتى اين جريانات با جمهورى اسلامى و ديالوگ با رژيم . اينکار در حال حاضر بيش از گذشته مستقيم عليه مبارزه مردم براى سرنگونى جمهورى اسلامى و در خدمت تداوم عمر جمهورى اسلامى است. اين جريانات ارتجاعى با اينکار آمادگى خود را براى دست گذاشتن در دست جمهورى اسلامى و کار بدستان آن اعلام مى کنند.
اسد نودينيان : در اين ميزگرد بهاادب به عنوان "نمابنده شهر سنندج" و بهرام ولد بيگى به عنوان "روشنفکر خدمتگذار مردم کرد" معرفى شده اند، حزب دمکرات و سازمان زحمتکشان خيلى وقت است با همين عناوين ميخواهند آنها را به مردم قالب کنند، نظرتان در اين رابطه چيست؟
صالح سردارى : براى مردم کردستان روشن است که بهاد ادب و ساير نمايندگان در مجلس رژيم، نه تنها نماينده مردم نيستند، بلکه نماينده رژيمند در ميان مردم. بها ادب سرمايه دار بزرگى است، که مردم شهر سنندج وى را خوب ميشناسند. نامبرده يکى از مبلغين ومروجين سياستهاى رژيم است، که چيزى جز کشتار و سرکوب و استبداد و خفقان براى مردم در بر نداشته است . او مهره ايست که با تمام توان براى تحکيم و حفظ جمهورى اسلامى در کردستان کوشيده است. در طول عمر جمهورى اسلامى، هيچ انتخابات آزادى وجود نداشته است، تا اينها از طريق راى مردم انتخاب شده باشند. در رژيم جمهورى اسلامى آزاديخواهان و مخالفين سياسى نه تنها از حضور در انتخابات محرومند، بلکه مورد سرکوب و جايشان کنج زندان و شکنجه در سياه چالهاى رژيم بوده است. بهرام ولد بيگى طبق نوشته و خاطرات خودش، کسى بوده که از همان اولين روزهاى سرکار آمدن جمهورى اسلامى و صدور فرمان حمله در ٢٨ مرداد به کردستان توسط خمينى جلاد در رکاب خلخالى در قتل و عام و کشتارها و اعدامهاى دسته جمعى يک دقيقه اى شهرهاى پاوه، مريوان، سنندج و... در اين جنايتها دست داشته است. سپس به پيشنهاد رفسنجانى مشاور رحيمى استاندار کردستان در امور فرهنگى بوده است. به رسميت شناختن اين دو مهره رژيم از جانب حزب دمکرات کردستان و سازمان زحمتکشان به عنوان "نماينده" مردم و کارشناس "فرهنگى"، ماهيت ارتجاعى اين دو جريان را نشان ميدهد. اين نشان ميدهد که جريانى مثل حزب دمکرات آماده است بها ادب و همپالگيهايش را به عنوان "سياستمدار دلسوز کرد" بپذيرد و بها ادب هم که ميداند رژيم رفتنى است، ميخواهد آينده خود را به حزب دمکرات گره بزند.
اسد نودينيان : محور بحثهاى اين ميزگرد تحولات يکسال گذشته در کردستان بود. طبيعى است بها ادب و ولدبيگى در چار چوب دفاع از اقدامات رژيم صحبت کردند. موضع نمايندگان حزب دمکرات و سازمان زحمتکشان چه بود؟
رحمان حسين زاده: حقيقتا در محتوى، نظر نمايندگان اين دو جريان تفاوتى قابل ملاحظه با نظر بها ادب و ولدبيگى وجود نداشت. ادب و ولدبيگى روز روشن و درست نقطه مقابل همه جنايتها و وقايع تلخ که در همين يکسال زير سايه جمهورى اسلامى بر مردم کردستان تحميل شده، به نظر خودشان ليستى از "دستاوردها" را مطرح کردند که نه تنها از جانب نمايندگان اين دو جريان رد نشد، بلکه در مواردى و از جمله پروژه فرهنگى و .... "دستاوردهاى اقدامات رژيم" را تاييد کردند. جهت خالى نبودن عريضه هر چند غرولندى کردند که "بيکارى و اعتياد هست. چند نفر اعدام شده اند". ديدنى بود که "ماموستا" بها ادب بهشان يادآور شدند که به عنوان "نمايندگان مجلس" اعتراض و نقد بسيار بيشترى از آنها داشته و دارند و آن را مطرح و پيگيرى کرده اند و نمايندگان اين دو جريان حرفى نداشتند. يعنى مشخص بود که اعتراض آنها هم در چار چوب همان اعتراض نمايندگان مجلس خود رژيم در کردستان است. در اين ميزگرد فرض اين بود که جمهورى اسلامى هست و اشاره اى به سرنگونى جمهورى اسلامى نبودو اعتراص دمکرات و باند زحمتکشان حداکثر بر اين متمرکز بودکه جمهورى اسلامى "دمکراسى رعايت نمى کند و ديالوگ نمى کند" آشکارا اين را نشان دادند که اگر جمهعورى اسلامى بعضى امتيازات براى اين گروهها به رسميت بشناسد، آماده سازش با رژيمند. طبعا موضع نمايندگان اين دو جريان دقيقا انعکاس سياست ارتجاعى سازمانهاى مربوطه شان بود، که آمادگى دارند در راستاى خودمختارى و فدراليسمشان و اينکه در اداره امور کردستان با دولت مرکزى سهيم شوند، در مقابل حق طلبى مردم، در مقابل نيروى راديکال و چپ و جريان کمونيستى، در برابر انقلاب و مبارزه مردم بايستند و با دولت مرکزى همکارى کنند.
اسد نودينيان : طرفين شرکت کننده در اين ميز گرد در مورد دستاوردهاى فرهنگى در کردستان اتفاق نظر داشتند. منظورشان از اين پروژه فرهنگى و اقدامات چيست؟
صالح سردارى : رژيم در کردستان همزمان با ادامه سياست هاى سرکوب و خفقانش و همچنين براى جلوگيرى از رشد مبارزات و اعتراضات راديکال، براى خاک پاشاندن در چشم مردم، اقدام به راه انداختن اين پروژه ارتجاعى سياسى فرهنگى کرده است، مهره هايش را در کردستان بکار گرفت. از وجود زمينه و ظرفيت ناسيوناليسم براى حمايت از اين پروژه ارتجاعى مطلع بود. با اختصاص دادن امکانات فراوان مالى و راه انداختن انستيتوى کرد تهران و تلويزيون کردى سحر و چند مجله و روزنامه کردى، پوسيده ترين سنت ها و شعر و ادبيات و هنر و ... را زنده کرده اند که هيچ ربطى به جامعه شهرى و امروزى کردستان ندارد. اين پروژه ارتجاعى با استقبال ناسيوناليزم کرد روبرو شده و به همين خاطر از طرف حزب دمکرات و سازمان زحمتکشان مورد تاييد قرار گرفت. اينها مشترکا در تلاشند تا با حق طلبى مردم مقابله کنند. اگر بتوانند خواست و مطالبات مربوط به زندگى و معيشت و آزادى و رهايى مردم را قيچى کنند و مسايل عقب مانده و بى ربط به زندگى امروز مردم را جانشين آن کنند. حتى در عرصه فرهنگى ميخواهند تا دروازه هاى فرهنگ و ادبيات و شعر و فيلم و موزيک مترقى و انسانى را بر روى مردم کردستان ببندند. اينها برعکس ادعاهاى رياکانه شان مردم کرد را شايسته آگاه بودن و برخورداربودن از ادبيات امروزى و مترقى و فرهنگ پيشرو نمى دانند. رژيمى ها براى بقايشان و ناسيوناليزم و ارتجاع براى سهيم شدن در قدرت به اين رياکارى نياز دارند.
اسد نودينيان : فراخوان بها ادب و بهرام ولدبيگى همچون کاربدستان جمهورى اسلامى به اين دو جريان اين بود که در راه "آشتى ملى و ديالوگ و پايان دادن به مبارزه" گام بردارند. عکس العمل آنها چه بود؟
رحمان حسين زاده: ابتدا اشاره کنم که اين عبارت "آشتى ملى" معمولا در مقاطعى که رژيمهاى ديکتاتورى و ارتجاعى پايان عمرشان نزديک است، به ميان ميکشند و براى سازش به نيروهايى چشم ميدوزند که از ترس انقلاب و مبارزه مردم، و از سر فرصت طلبى و حتى پخمگى آمادگى همکارى با رژيم در حال سقوط را دارند. خيلى ها ميدانند روزهاى آخر رژيم سلطنتى در ايران اين نوع ترفندهاى "آشتى ملى" مطرح شد و فايده اى نداشت. اکنون هم تکرار آن همان خاصيت را دارد. اين دو مامور جمهورى اسلامى در راستاى بقاى رژيم تحت اين عنوان در واقع فراخوانشان اين است حزب دمکرات و گروه زحمتکشان و امثالهم با جمهورى اسلامى آشتى کنند. بها ادب به آنها پيشنهاد کرد که قانون اساسى جمهورى اسلامى نکات مثبت زياد دارد تا پياده شود و جهت اجراى آن لازم است وحدت ايجاد گردد و در واقع از آنها خواست قانون اساسى را بپذيرند. ولد بيگى صريحا اشاره کرد که در دو راهى ادامه مبارزه و ديالوگ يکى را انتخاب کنند. و طبعا تاکيد وى بر دومى بود. نمايندگان اين دو جريان نه تنها فراخوان کاربدستان رژيم را رد نکردند، بلکه علنا آمادگى خود را براى ديالوگ تکرار کردند. مثل اينکه تذکرات بها ادب که گفت "نبايد احساساتى باشند و قهر نکنند" بر آنها تاثير داشت. در مجموع فراخوان ادب و ولدبيگى را جهت ديالوگ و نزديکى با همين کاربدستان رژيم را قبول نمودند. اما اين دو جريان بسيار دير و در وضعيت نامساعدى مى خواهند زير بال رژيم را بگيرند و عوامل و عناصر آن را در کردستان از زير ضرب فشار و مبارزه مردم نجات دهند و تطهير کنند. فايده ندارد.
اسد نودينيان : در رابطه با اين نوع پروژه ها که اساسا در خدمت جمهورى اسلامى و ارتجاع در کردستان است، مردم آزاديخواه تاکنون برخورد روشنى داشته اند. در برخورد به اين موضوع چکار بايد بکنند؟
صالح سردارى : همانطور که اشاره کردى مردم کردستان بسيار آگاهتر از آنند که ارتجاع با چنين ميزگردها و پروژه هايى بتوانند تاثير قابل ملاحظه اى بر آنها بگذارد. دوره به نفع آنها نيست و رژيم از توانايى گذشته براى سرکوب و فريب مردم برخوردار نيست، هر دو جناح رژيم در مقابل مبارزات مردم درمانده و مستاصل هستند. الان دوره اى است که در نزديکى بيت خامنه اى شعارهاى "رهبر برو گمشو" آزادى، برابرى" آزادى کليه زندانيان سياسى در خيابان ها طنين افکن است. رژيم از فرط زبونى موقتا از اجراى حکم شنيع سنگسار عقب نشسته است. سران و عقلاى قوم از غرق شدن کشتى رژيمشان درهراسند. درشهرهاى کردستان به هر بهانه اى اعتراضات توده اى نظير آنچه در شهرهاى مهاباد و سردشت و پيرانشهر اتفاق مى افتد. در چنين شرايطى اين ميزگردها و پروژه ها بيشتر موجب رسواييشان ميشود. اما حزب دمکرات بنظر مى رسد از سياست هاى مماشات جويانه اش حتى در وضعيت کنونى درس نمى گيرد. با اين اقدام ميخواهد در صورت سهيم شدن در سهم حقيرى که ممکن است به وى پيشنهاد کنند براى حفظ رژيم بکوشد. اما مردم کردستان از همان روزهاى اسکورت کردن نيروهاى نظامى رژيم توسط حزب دمکرات در مهاباد و ملاقات هاى پى در پى با سران رژيم و نمونه هاى فراوان ديگر باج دادن اين حزب به رژيم را محکوم و خنثى کرده اند.
بيش از دو دهه است که صحنه سياسى جامعه کردستان تنها ميدان تاخت و تاز ناسيوناليسم و ارتجاع کرد نيست جنبش کارگرى و آزاديخواهانه راديکال واقعيتى انکار ناپذير و يکى از نيروهاى اصلى اين جامعه مى باشد، که مهر خود را برخيلى از تحولات دو ده گذشته زده است. مردم کارگر و زحمتکش، براى پروژه هاى ارتجاعى اين نوعى تره خرد نمى کنند و همراه با حزب کمونيست کارگرى براى ساختن دنيايى آزاد که در آن فرهنگ و ادبيات انسانى مربوط به زندگى امروزى رشد و گسترش يابد، مبارزه ميکنند.
اسد نودينيان : در پايان برنامه هستيم، رحمان حسين زاده آيا نکته ديگرى به نظرتان ميرسد؟
رحمان حسين زاده : همچنانکه صالح سردارى اشاره کرد مردم کردستان آگاهتر و هشيارتر از آنند که اين ترفندها بتواند بر مبارزه شان براى سرنگونى جمهورى اسلامى تاثيرى بگذارد. مسئله اين است که ارتجاع دولتى و ارتجاع در اپوزسيون جهت مقابله با مبارزات و مطالبات مردم به هم نزديک مى شوند. مردم مبارز و آزاديخواه و جنبش چپ و راديکال بيش از پيش بايد متحد و متشکل شويم و دست در دست هم بگذاريم. حزب کمونيست کارگرى به عنوان بخش جدايى ناپذير اين مبارزه آزاديخواهانه و پيشاپيش اين مبارزه در صحنه حضور دارد. حول سياست هاى آن براى سرنگونى قطعى جمهورى اسلامى و خنثى کردن هر بند وبست و توطئه عليه مردم مى توان متشکل شد.
١٩ دى ماه ١٣٨١ ( ٩ ژانويه ٢٠٠٣)
|