|
از جوانان کمونيست شماره ٧٢
اعتراضات دانشجويى از منظر فعال کمونيست
مبارزه براى زندگى، نه بعکس!
گفتگو با فواد برومند
فواد برومند يک "فعال سياسى کمونيست"، يکى از کمونيستهاى جوان فعال در ايران است. به نسلى تعلق دارد که جمهورى اسلامى را از صحنه زمين پاک خواهند کرد. نسلى که ميتواند پرچم کمونيسم کارگرى را در ايران برافرازد و صحنه جهان را تغيير دهد. نسل منصور حکمت. متاسفانه بدلائل امنيتى ترجيح داديم که همان مختصرى را هم که فواد در معرفى خود نوشته بود، نياوريم. مگر همينقدر که "در پاييز ٧٨ از طريق راديو انترناسيونال با حزب کمونيست کارگرى ايران و بحثهاى منصور حکمت آشنا شدم و از بهار ٧٩ فعاليت خود را در چارچوب اهداف و برنامه ى حزب آغاز کردم." او در عرصه اعتراضات دانشجويى فعال است و به سئوالات ما با بررسى و به دقت جواب داده است. توجه تان را جلب ميکنيم.
جوانان کمونيست: وضعيت دانشگاهها و اعتراضات دانشجويان و کلاً جوانان را، بعد از وقايع حول ١٦ آذر، چطور مى بينيد؟
فواد برومند: به نظر مى رسد تحولات پاييز ٨١ يک گام بزرگ رو به جلو براى دانشجويان وجوانان بود. در اين اعتراضات نشانى از دلبستگى به اپوزيسيون «قانونى» رژيم ديده نمى شد و بقاياى توهم به خاتمى و دو خرداد را هم موج راديکاليسم برده بود. تصادفى نبود که نوک پيکان شعارها و اعتراضات کليت رژيم و سران آن (دو خردادى و جناح راستى) را نشانه مى گرفت. جاى طلب «حمايت» از نيروى انتظامى و تشويق خاتمى به اعمال «اقتدار»، شعار «واى به روزى که مسلح شويم» بر زبان معترضان جارى بود.
از يک سو، دانشجويان و جوانان رژيمى را پيش روى خود مى بينند که که ماهيتاً با خواسته هاى انسانى آنان در تضاد و تقابل است و از سوى ديگر، رژيم در مواجهه با اين نسلى که به ميدان آمده و سر سوزنى به هيچ يک از بخشهاى آن توهم ندارد تمام نيروى خود را براى سرکوب به کار مى برد. اينکه در روز ١٦ آذر نيروى انتظامى همپاى لباس شخصيها به سرکوب مردم و بخصوص جوانان و زنان پرداخت گوياى اين واقعيت است که جامعه بيش از پيش قطبى شده است.
در اينکه فضا راديکال تر و به يک معنى «چپ» تر شده است شکى نيست؛ اما اينکه تناسب قواى فعلى چقدر به نفع اهداف مشخص آزاديخواهانه و برابرى طلبانه تغيير کند کاملاً به ميزان دخالتگرى فعالان و رهبران کمونيست بستگى دارد که تا چه حد بتوانند رهبرى اعتراضات آتى را به عهده گيرند.
جوانان کمونيست: تا آنجا که به دانشگاه بر مى گردد، به نظر مى رسد که رژيم از زواياى گوناگون دارد تلاش مى کند فضا را کنترل کند. زمزمه ى اخراج و صحبت از ليست اخراج و دستگيرى است. اين مسائل چه انعکاسى در بين دانشجويان دارد؟
فواد برومند: اعتراضات اخير، همبستگى و روحيه تعرضى دانشجويان را بشدت بالا برده است. بدون شک هر گونه تعرض اينچنينى رژيم با پاسخ جدى و فورى دانشجويان روبرو خواهد شد. تحصن چند روزه ى دانشجويان علم و صنعت و پشتيبانى سراسرى دانشجويان ديگر دانشگاهها نمونه اى از واکنش مؤثر و بجاى دانشجويان است. ضمن اينکه دانشجويان پيشرو و راديکال، رژيم را در مقطع کنونى فاقد توانايى لازم براى بگير و ببند سراسرى و همه جانبه مى دانند و اين تشبثات را نوعى گمانه زنى براى تخمين پتانسيل اعتراضى و در عين حال ترفندى براى ارعاب ارزيابى مى کنند.
جوانان کمونيست: نه فقط جناح راستى ها که دوم خرداديها (از جمله در همين کنگره فوق العاده ى جبهه مشارکت) بصراحت از اين صحبت مى کنند که حرکات اعتراضى دانشجويان عليه کل نظام است. آيا اين به اين معنى است که رژيم کلاً از تحکيم وحدت و تلاش براى کنترل از درون دانشگاه دست بردارد؟ وزارت اطلاعات مشغول چه کارى است؟
فواد برومند: در درستى اين تحليل دوم خرداديها شکى نيست! منتها آنچه باعث شده اينها به چنين تحليلى برسند اتفاقاً ناتوانى در «کنترل از درون دانشگاه» است. امروز، با ريزش وسيع اعضاى بدنه ى دفترتحکيم، فروپاشى اين تشکل دست ساز که قبل تر و پس از ماجراهاى نشست علامه و نشست شيراز آغاز شده بود، عملاً صورت گرفته و دفتر تحکيم از صورت يک تشکل شبه اپوزيسيون به هيأت يک جريان افشا شده و در موضع «حفظ نظام» در آمده است. امروز ديگر در دانشگاه جايى براى امثال سحابى و يزدى و از اين قماش «ملى مذهبى» هاى غير برانداز هم وجود ندارد، چه رسد به خاتمى و موسوى لارى و اصغر زاده. بنابر اين رژيم چاره اى ندارد جز اينکه به محصور کردن دانشگاه و کنترل آن از بيرون دل خوش کند. در مورد قسمت دوم سؤال، بايد اشاره کنم کاملاً محتمل است که وزارت اطلاعات با توجه به ناتوانى رژيم در جلب بخشهايى از دانشجويان، اقدام به ايجاد تشکلهاى وابسته اى کند که به نوعى مخفيکارى مورد علاقه ى چپ سنتى را تبليغ مى کنند تا ضمن به هرز بردن توان دانشجويان، زمينه را براى نفوذ در ميان آنان به اين شيوه فراهم سازند. ساواک هم سابقه ى چنينى اقداماتى را در پرونده ى خود دارد. دانشجويان بايد هوشيار باشند و تا جايى که تناسب قوا اجازه مى دهد مبارزه را به صورت علنى و توده اى به پيش ببرند.
جوانان کمونيست: به نظر مى رسد که اعتراضات دانشجويى حول مسائل محدودترى نظير مقابله با اخراج و اعتراض به سختگيريهاى بيشتر بر سر جداسازى و بعضاً مطالبات و خواسته هاى به اصطلاح صنفى ادامه دارد. فکر مى کنيد اينها مقدمه اى بر اعتراضات وسيع بعدى باشد يا تتمه و بقاياى فضاى اعتراضى يکى دو ماه گذشته؟
فواد برومند: من معتقدم روند کنونى اعتراضات بقاياى اعتراضات قبلى است، با ذکر اين نکته که طرح مباحث و مطالبات بنيادى تر به دست دانشجويان کمونيست و پيشرو مى تواند سبب اوجگيرى اعتراضات در آينده و پيشبرد جدى مبارزه با رژيم شود. ضمن اينکه در کوتاه مدت ادامه ى روند کنونى را مثبت ارزيابى مى کنم چراکه مى تواند باعث شود رهبران عملى دانشجويان در نقش خود تثبيت و براى سازماندهى اعتراضات آتى آماده شوند.
جوانان کمونيست: چقدر مبارزه براى آزادى دستگير شدگان فعال است؟
فواد برومند: من مبارزه براى آزادى دستگير شدگان را از ديگر عرصه هاى مبارزه جدا نمى دانم. به درجه اى که مردم آزاديخواه بتوانند مبارزه را پيش ببرند و قدم به قدم به سرنگونى نزديک تر شوند، رژيم در ادامه ى روند دستگيريها و سرکوب ناتوان تر خواهد بود و در عين حال تلاش خواهد کرد با آزاد کردن دستگير شدگان، ميان خود و مردم معترض حائلى ايجاد کند و به اصطلاح وقت بخرد؛ اين تجربه اى است که از زمان مبارزات مردم با رژيم سلطنتى در حافظه ى زنده ى مردم ثبت شده است. براين اساس، شاخص ميزان فعاليت براى آزادى دستگير شدگان به نوعى شاخص پيشرفت کل روند اعتراضات است. با اين همه، به نظر من اقدامات مشخصى که در دانشگاه ها با محوريت تلاش براى آزادى دستگير شدگان انجام شده مى تواند گسترش يابد و عرصه هايى وسيع تر مانند تجمع در برابر دفاتر سازمانهاى بين المللى و برگزارى کمپين هاى سراسرى در دانشگاه ها و تعطيلى کلاسهاى درس را شامل شود.
جوانان کمونيست: ارزيابى شما از توازن نيروهاى سياسى ذينفوذ در حرکات اعتراضى اخير چه بود؟ مشخصاً منظورم سه جريان اجتماعى است: دوم خرداديها و برادران ملى مذهبى آنها،سلطنت طلبان و پرو غربهاى ناسيوناليست، چپ و کمونيستها و مشخصاً حزب کمونيست کارگرى.
فواد برومند: بايد گفت تحولات اخير بروشنى نه فقط پايان هژمونى فکرى - سياسى دو خرداد بلکه روگردانى وسيع دانشجويان و جوانان از طيف ملى مذهبى و بى اعتبارى اين جريانها را آشکار ساخت. تمام تئوريهاى مربوط به «وفاق ملى» که ورد زبان اين «دلسوزان نظام» بود دود شد و به هوا رفت. اين را در تحليلها و اظهار نظرهاى خود اينها هم مى شود ديد و حس کرد. با اوجگيرى راديکاليسم در عرصه ى مبارزه، چنين جريانهايى (حتى آنهايى که «خارج حاکميت» بودند و پز اپوزيسيون «قانونى» گرفته بودند) بيشتر در کمپ حکومت و مدافع وضع موجود ارزيابى مى شوند تا در صف مردم خواهان تغيير. اما در مورد ناسيوناليستهاى پرو غرب، من معتقدم هرچند موجوديت سياسى اين طيف (بويژه سلطنت طلبان) نتوانسته است در ميان دانشجويان جايى باز کند، ناسيوناليسم و عظمت طلبى آريايى به عنوان باورى که در بسيارى موارد در تقابل با اسلاميسم جمهورى اسلامى قرار مى گيرد توانسته است بخشهايى از دانشجويان را به خود جلب کند. بدون شک يکى از چالشهاى جدى کمونيستها در تحولات آتى تقابل نظرى و عملى با اين طيف خواهد بود. اما درنهايت، چپ راديکال بود که مهر خود را به اعتراضات اخير زد و کل جنبش اعتراضى را يک گام به جلو برد. وقتى دو خرداديها فرياد وامصيبتا سر مى دهند که اعتراضات دانشجويان و جوانان از «خط قرمزها» و «مرزهاى حداکثرى» عبور کرد و ناسيوناليستهاى پروغرب در تحليلهايشان ابراز نگرانى مى کنند که مبادا جوانان به «خشونت» روى بياورند، معنى ديگرى ندارد جز اينکه جامعه به چپ چرخيده است. آزادى و برابرى، شعارى که شالوده ى چپ را تشکيل مى دهد خصلت نماى اعتراضات اخير بود. در نهايت، بايد اشاره کرد نه فقط دانشجويان وفعالان کمونيستى که خود را آگاهانه متعلق به جنبش کمونيسم کارگرى مى دانند بلکه ديگر فعالان چپ هم حزب کمونيست کارگرى را به عنوان تبلور «چپ» امروز جامعه ارزيابى مى کنند. تماس گسترده با سازمان جوانان کمونيست و روى آورى به حزب در دوره ى اخير، پخش وسيع نشريات و ادبيات حزب در دانشگاهها و دست به دست گشتن فيلم سخنرانى منصور حکمت تحت عنوان «آيا کمونيسم در ايران پيروز مى شود؟» همه و همه شاهدى بر اين مدعا هستند که حزب کمونيست کارگرى وزنه اى مهم در تحولات اخير بوده و نقشى تعيين کننده در آينده ايفا خواهد نمود.
جوانان کمونيست: به عنوان يک فعال کمونيست شما فکر مى کنيد اکنون نقطه تأکيدها بايد کجا باشد؟ فراخوان تان براى بقيه چيست؟
فواد برومند: طبيعتاً نخستين فراخوان ام به تمام دانشجويان و جوانان آزاديخواه، به تمام کسانى که قلب شان براى آزادى و برابرى مى تپد و خود را در سنگر دفاع از اين آرمانها مى دانند، پيوستن به حزب کمونيست کارگرى و مرتبط شدن با آن است. اين حزب حزبى است داراى برنامه، سابقه و اهداف مبارزاتى مشخص که مى خواهد دنياى بهترى بسازد و تحقق چنين جامعه اى را همين حالا ممکن مى داند. نکته اى که بى مناسبت نمى بينم آن را در اينجا ذکر کنم تفاوت بنيادى اين حزب و تعريفى که از مبارزه ى سياسى به دست مى دهد با چپ سنتى و ميراث آن است. بنا به تعريف اين حزب، مبارزه ى سياسى نوعى رياضت کشى شبه مذهبى يا شهادت طلبى نيست؛ عمل مشخص انسانهايى انتخابگر است که مى خواهند دنيا را (دنيايى را که از همان محيط اطراف شان آغاز مى شود) تغيير دهند؛ انسانهايى که مبارزه را براى زندگى مى خواهند، نه برعکس.
از سوى ديگر، به اعتقاد من وظيفه ى مبرم فعالان کمونيست در دانشگاه ها ( وبه طور کلى در جامعه) گستراندن عرصه هاى مبارزه به فراسوى مرزهاى فعلى است. توازن قواى کنونى پرداختن به مباحثى نظير آزادى بى قيد وشرط بيان، برابرى زن و مرد و لغو اعدام و سنگسار و مبارزه براى تحقق آنهارا که از اصول برنامه ى سوسياليستى حزب کمونيست کارگرى هستند ممکن کرده است. شرکت فعالانه در مباحثات جارى در محيطهاى دانشگاهى و تقابل فکرى و نظرى با انديشه هاى ليبرالى و نوليبرالى (که در ايران محصول ترجمه ى آثار متفکران دست چندم اين مکاتب هستند) نيز از ديگر مواردى است که حضور قدرتمند دانشجويان کمونيست را مى طلبد.
در کنار اينها، اعلام همبستگى با مبارزات کارگران و زحمتکشان که در دوره ى اخير شاهد گسترش آن بوده ايم و پيوند زدن مبارزات دانشجويى با مبارزه ى طبقه ى کارگر، بايد در دستور کار دانشجويان و جوانان پيشرو وکمونيست قرار گيرد.
در انتها، بار ديگر تأکيد مى کنم تمامى اين فعاليتهاى گرانبها و مؤثر، بدون ارتباط گيرى با حزب کمونيست کارگرى ايران و مطالعه ى دقيق ادبيات آن بويژه آثار متفکر بزرگ مارکسيست معاصر و بنيانگذار حزب کمونيست کارگرى رفيق منصور حکمت، ناقص خواهد بود. براى شما و همرزمان تان در سازمان جوانان کمونيست آرزوى موفقيت مى کنم و دست تان را از دور بگرمى مى فشارم.
جوانان کمونيست: خيلى ممنون. اميدواريم که بطور مرتب با نشريه ما همکارى کنيد.
|