جنگ آمريکا: اهداف و توجيهات!

على جوادى

خطر وقوع جنگ آمريکا عليه مردم عراق هر روز بيشتر و زمان شروع حمله هر روز نزديک تر ميشود. حمله به عراق فاز دوم جنگ تروريستى آمريکاست. طرحهاى نظامى چگونگى تهاجم و اشغال عراق آماده شده است. نيويورک تايمز مينويسد: "اين طرحها شامل حضور نظامى قوى آمريکا در عراق حداقل به مدت ١٨ ماه، محاکمه نظامى افراد بالاى رهبرى عراق، و اشغال سريع چاههاى نفت براى پرداخت هزينه هاى بازسازى هستند." بيش از صد هزار نيروى نظامى در منطقه گرد آورده شده اند. فرماندهى نيروى جنگى آمريکا در منطقه مستقر شده است. فرماندار نظامى آمريکايى پس از صدام نيز مشخص شده است. هيات دست ساز و سر هم بندى شده عراقى که شامل باندى از مرتجعين و آدمکشان و روساى قبايل و آخوندهاى سوپر مرتجع هستند، ميبايست عهده دار ساير امور حاشيه اى شوند. بعلاوه قرار است مخارج بمباران شهرها و تخريب پلها و ساختمانها و کارخانجات و مراکز برق و آب و انهدام شيرازه جامعه عراق را نيز از جيب خود اين مردم، از محل فروش نفت عراق تامين کنند. پايان مهلت اعلام شده اوليه تيم هاى "بازرسى" سازمان ملل در عراق ميتواند آغاز جنگ باشد. چندى پيش دانالد رامزفلد وزير دفاع آمريکا با تمسخر خاصى در زمينه نتايج کار تيمهاى بازرسان سازمان ملل گفته بود: اگر تيمهاى عمليات بازرسى شواهدى دال بر اينکه عراق داراى سلاحهاى کشتار دسته جمعى است بدست بياورند بدون ترديد آمريکا به عراق حمله خواهد کرد و اگر اين تيمها شواهدى بدست نياورند به اين معنى است که دولت عراق قادر شده است که سلاحهاى خود را از ديد بازرسان بين المللى پنهان نگهدارد، در اينصورت نيز آمريکا به عراق حمله خواهد کرد!؟ آمريکا ميرود تا در پى منافع استراتژيک و ميليتاريستى خود جنگ خونينى را بر مردم عراق تحميل کند. برآورد پزشکان بدون مرز حاکى از آن است که در موج اوليه تهاجم فقط ٥٠ تا ١٥٠ هزار نفر غير نظامى به خاک و خون کشيده خواهند شد. پى آمدهاى اين جنگ ارتجاعى چهره منطقه را دگرگون خواهد کرد.

اما تبليغات رسمى رسانه هاى بورژوايى و هيات حاکمه آمريکا همچنان اينطور وانمود ميکنند که گويا اين جنگ بر سر دستيابى صدام حسين به سلاحهاى کشتار دسته جمعى است. بر سر تروريسم و تجهيز تروريستهاى اسلامى به سلاحهاى کشتار دسته جمعى است. براى دفاع از حقوق پايمال شده مردم عراق توسط رژيم ديکتاتورى صدام حسين است. بر سر دمکراسى در عراق است، و سر مقاله نيويورک تايمز اعلام ميکند که: "آمريکا در حال تکميل طرح اداره و دمکراتيزه کردن عراق پس از صدام است." بيرون کشيدن حقيقت از زير اين موج دروغ و ريا و تبليغات جنگى کار دشوارى نيست. تحليل ها و سياستهايشان توجيه تبليغات و بهانه هاى جنگ طلبى دستگاه حاکم بر آمريکاست.

اين جنگ بر سر دستيابى صدام حسين به سلاحهاى کشتار دسته جمعى و يا کاربرد احتمالى آن و يا دستيابى اسلام سياسى به اين سلاح کشنده نيست. حتى کارشناسان سيا نيز ارتباطى ميان فاجعه ١١ سپتامبر و دولت صدام برقرار نکردند. اگر کسى واقعا نگران وجود اين سلاحها باشد، براى از بين بردن خطر کاربرد آنها بايد در درجه اول آمريکا و متحدينش و سپس روسيه و ساير کشورهاى اتمى جهان را خلع سلاح کند. بايد اين ابزار جهنمى کشتار را نابود و از زندگى بشر حذف کرد. خلع سلاح اتمى عراق فقط يک بهانه است.

اين جنگ بر سر تروريسم و افزايش قدرت مانور تروريسم اسلامى نيست. تروريسم اسلامى با اين جنگ نه تنها تضعيف نخواهد شد، برعکس تقويت خواهد شد. زمينه اى مناسب براى رشد و گسترش و سرباز گيرى و تغذيه پيدا خواهد کرد. زخمى که اين جنگ بر پيکر مردم منطقه ايجاد خواهد کرد مورد بهره بردارى انگلهاى اسلاميست در منطقه قرار خواهد گرفت. اگر کسى براستى خواهان تضعيف و نابودى تروريسم اسلامى است، بايد در درجه اول مساله فلسطين را بطور عادلانه حل کند. بايد کشور مستقل فلسطينى را برسميت شناخت. بعلاوه ستون فقرات جنبش اسلام سياسى رژيم اسلامى در ايران است. بدون حمايت غرب و بخصوص اروپا رژيم اسلامى نميتواند سرپا بايستد. مردم کارش را هر چه سريعتر يکسره خواهند کرد. حمله آمريکا تنها موجب گسترش تروريسم اسلامى خواهد شد.

جنگ آمريکا بر سر حقوق پايمال شده مردم محروم و تحت ستم عراق توسط رژيم ديکتاتورى فاشيستى صدام نيست. اگر کسى ذره اى دلش براى مردم عراق سوخته باشد بايد خواهان لغو فورى تحريم اقتصادى مردم توسط آمريکا و متحدينش باشد. غذا و داروى ميليونها مردم محروم را گروگان گرفته اند، و هر ماهه چند هزار کودک و سالمند را در اثر بى دارويى و عدم امکانات پزشکى به کشتن ميدهند. تحريم اقتصادى مردم عراق خود بزرگترين سلاح کشتار دسته جمعى است. آمريکا براى آزادى و رهايى مردم عراق به جنگ نميرود. بمبارانهاى آمريکا نابودى و کشتار مردم را بدنبال خواهد داشت. ميخواهند از ارتفاع ٣٠ هزار پايى، از کشتى هاى جنگى و زير دريايى ها هزاران تن بمب و موشک کروز بر شهرها و بر سر مردم بريزند و پس از آن سگان شکارى و نيروهاى زمينى خود را براى محاصره شهرها و بغداد وارد عمل کنند. اين جنگ از جامعه عراق يک مخروبه بجاى باقى خواهد گذاشت. بعلاوه بدنبال آن هستند که تا با سرنگونى صدام دولتى ديگر از جنس صدام، يک ارتجاع ديگر را، در عراق مستقر کنند. سرنگونى صدام کار مردم عراق است، کار جنبشهاى اجتماعى براى خلاصى از اين شرايط ضد انسانى است.

اما اين جنگ بر سر چيست؟ اين رويداد خونين را بايد در متن تحولات جهان پس از جنگ سرد و تلاش آمريکا براى تثبيت نظم نوين جهانى ارزيابى کرد. در دوران جنگ سرد جغرافياى سياسى و اقتصادى جهان تحت تاثير صف بندى دو بلوک شرق و غرب قرار داشت. نه فقط تقسيمات و بلوک بنديهاى جهانى بلکه کل روبناى فکرى و سيماى ايدئولوژيک جهان تحت تاثير اين تقابل جهانى قرار داشت. با فروپاشى شوروى و بلوک شرق اين تعادل از بين رفت. اين معادلات بايد از نو تعريف ميشد. بيش از يک دهه است که آمريکا تلاش ميکند که نظم ارتجاعى جهانى ديگرى را جانشين معادلات گذشته در دوران جنگ سرد نمايد. جنگ خونين خليج در ١٩٩٠ تلاش اوليه و شروع خونين شکل دادن به اين نظم ضد انسانى بود. به بهانه بازگرداندن شيخ کويت به تاج و تخت و چاههاى نفتش يک جنگ تمام عيار را سازمان دادند. اين جنگ ادامه همان استراتژى و تلاش ديگرى براى تثبيت نظم نوين جهانى است. آمريکا در صدد تثبيت موقعيت ابر قدرتى خود در جهان است. با اين جنگ ميخواهد آخرين ميخهاى تثبيت اين نظم ضد انسانى را بکوبد. اين جنگ صحنه نمايش قدر قدرتى و قلدرى و ميليتاريسم آمريکاست. هيات حاکمه آمريکا در پى اين منافع مردم منطقه را در برابر يک تراژدى انسانى ديگر قرار داده است.

در فرداى اين جنگ ما شاهد آرامش بيشتر در منطقه و جهان نخواهيم بود. بر عکس اين ديکتاتورى و ميليتاريسم و تروريسم است که قرار است سيماى جهان و منطقه را تماما ترسيم کند. اين جنگ تلاشى براى ارعاب مردم جهان است. بايد جلوى اين جنگ طلبى تروريستى و ميليتاريسم هيات حاکمه آمريکا و انگلستان با تمام قدرت ايستاد. بايد رياکارى و تبليغات جنگى رسانه هاى نظم نوينى را افشا کرد. اين جنگ پيش پرده موجى از تهاجمات و عمليات تروريستى در سطح جهان است. در عين حال نبايد اجازه داد اعتراض عليه تروريسم دولتى آمريکا مورد سوء استفاده جريانات اسلامى و ناسيوناليستى قرار گيرد.