نگاهى گذرا بر يک حقيقت و واقعيت عينى سياسى!
" بحران آخر "
اسماعيل ويسى
iranps.waisi@pp.inet.fi
٤ ژانويه ٢٠٠٣ Tele : ( 358 ) 050 35 73 564
شکست سياست رفسنجانى و شروع تجديد نظر در ابعاد اقتصادى اين سياست، بنظر من گوياى فلج رژيم اسلامى از نظر سياست اقتصادى است ...
... بر مبناى فاکتورهاى قابل پيش بينى دنياى امروز، بنظر بن بست اقتصادى جمهورى اسلامى بن بست آخرش است. تجديد نظرها و سازماندهى اقتصاد صبر و دفع وقت شايد انفجار سياسى محتوم را چند صباحى به عقب بيندازد. اما مرحله مهم بعدى در سرنوشت جمهورى اسلامى، مرحله اى سياسى است.
" بحران آخر " بهمن ماه ١٣٧٢ " فوريه ١٩٩٤
منصور حکمت مجموعه آثار جلد ٨
... در اين شک نيست که جمهورى اسلامى در بحران اقتصادى و سياسى عميق دست و پا ميزند. در انترناسيونال از اين بعنوان " بحران آخر " ياد کرديم، به اين اعتبار که حلقه بعدى در حيات جمهورى اسلامى، و بنظر من شروع عملى پروسه نابودى اش، نه يک تغيير ريل اقتصادى يا وصله پينه سياسى، بلکه يک دگرگونى سياسى تعيين کننده خواهد بود. رژيم در قامت کنونى اش امکان حل يا تخفيف جدى اين بحران را ندارد. اين تحول سياسى مى تواند سقوط رژيم باشد، يا تصفيه خونين در آن و يا تحولى که بهر حال ارکان کنونى رژيم را زير سؤال مى برد. پايين تر به حالتى که از نظر من محتمل است اشاره مى کنم. آنچه مسلم است يک دوران بحران سياسى عمق يابنده که سرنگونى و يا دگرگونى اساسى رژيم اسلامى يک مرحله اجتناب ناپذير آن است آغاز شده است.
سناريو سياه، سناريو سفيد " تير ماه ١٣٧٤، ژوئن ١٩٩٥"
منصور حکمت مجموعه آثار جلد ٨
( جهت مطالعه کامل اين نوشته ها به " منصور حکمت مجموعه آثار جلد ٨ " رجوع کنيد. )
اين پيش بينى سياسى و سخنان و نوشته ها " تحليل حقيقى و واقعبينانه و عينى سياسى " را منصور حکمت در زمانى در مورد اوضاع حکومت اسلامى در ايران بيان نمود که جمهورى اسلامى ظاهرا وضعيت با ثباتى از لحاظ اقتصادى، سياسى و اجتماعى در جامعه داشت و از خود هم نشان مى داد.
قطعا تمامى جريانات و سازمانهاى سياسى هنگام مطالعه اين تحليل سياسى آنرا بنوعى اراده گرايانه " ولونتاريستى " و غلو آميز ارزيابى کرده و پنداشته اند. زيرا در آن مقطع هيچ نشانه اى از اعتراضات اجتماعى توده مردم بشيوه بر جسته و ملموس بر عليه جمهورى اسلامى که بزور قتل و عام و قداره کشى به زندگى شان تحميل شده بود، وجود نداشت. اما همچون کوه آتشفشانى که خاموش نشده و زير خاکستر نماد بيرونى ندارد و در نتيجه فعل و انفعالات گازهاى درونى هر آن ممکن است انفجارى رخ بدهد و آتش از دهانه اى که با فشار باز مى کند، فورا بکند. زيرا جمهورى اسلامى از آغاز تحميل شدنش بر مردم ايران بر اين کوه آتشفشان خفته قرار گرفته بود و خود نيز ميدانست که قطعا مردم هر آن منتظر فرصتى بوده و هستند تا کلک اين بختک سياه و فاشيستى را از زندگى شان بکنند، اما بطور قطع، در آن مقطع هنوز بخود نيز اين اعتماد و توان و امکان را پيدا نکرده و نداشتند که مى توان اين حکومت را در فاصله زمانى کوتاهى بر اساس تناقضات و بن بست عميق اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى اش خرد و زير و رو نمود يعنى عملا ميتوان سرنگون کرد و اين جانيان را از اريکه قدرت به زير کشيد. و رهايى و حرمت و شخصيت انسانى خود را باز يابند.
سير روند واقعيات عينى سياسى و اجتماعى و سر بر آوردن و آغاز و رشد و گسترش روزمره نارضايتى ها و اعتراضات مردمى آنچنان سريع طى شد و در مدت زمانى کوتاه خواست سرنگون شدن و کردن جمهورى اسلامى به سر لوحه و محور مطالبات اصلى و اساسى شان رانده و قرار گرفت. اکنون هنگاميکه در سير اين پروسه مشخص تاريخى نگاهى گذارا مى افکنيد و در اين مقطع زمانى، رشد اعتلاى جنبش سرنگونى طلبى و موقعيت سقوط آميز و سرنگون شدن حکومت اسلامى که بر همه کس و حتى بر خود قداره بندان و جنايتکاران اصلى، مسجل شده است و بجز سرنگون شدن اين اوباش هيچ راه گريز عملى ديگرى وجود ندارد، متوجه خواهيد شد که منصور حکمت بطور واقعبينانه و عينى از لحاظ سياسى تحليل نمود و آينده اين فاشيسم در قدرت سياسى را هوشمندانه و با نگاههاى عميق و تيز بينى و قدرت تصور خارق العاده سياسى اش از روانگاه مارکسيستى " کمونيستى کارگرى " پيش بينى کرده بود و به پيشواز رفتن اين تلاطم عظيم و بنيان بر کن سياسى و اجتماعى با آمادگى مى شتافت. و بر همين اساس حزب کمونيست کارگرى ايران را چون حزبى جدى سياسى و مسئول با سياست و اهداف مشخص و روشن و دخالتگر و فعال در قبال تغيير و تحولات آتى در راه، و هدايت و رهبرى و سازماندهى جنبش سرنگونى طلبى و رهايى مردم جامعه ايران و تامين و تضمين کردن " آزادى، برابرى، رفاه، امنيت و آسايش سياسى، اقتصادى و اجتماعى " بر قرارى جامعه اى سوسياليستى، آماده و سوق ميداد.
امروز ديگر نبايد و بر هيچکسى نميتواند پوشيده بماند و آنرا انکار کند و اگر به اندازه يک جو انصاف و جسارت سياسى و اجتماعى داشته باشند، بايد اعلام بکنند که منصور حکمت بطور عينى و واقعبينانه آينده را پيش بينى نمود و راه روشن را با سياست و دورنمايى روشن و ملموس را در برابر جنبش کارگرى، زنان، جوانان و کليه انسانهاى آزاديخواه و فعالين کمونيست " جنبش سرنگونى طلبى " قرار داد و واقعا حق با او بود!
حزب کمونيست کارگرى و قدرت سياسى
حزب کمونيست کارگرى بعنوان حزبى مسئول و دخالتگر جهت تغيير در اوضاع و احوال سياسى اجتماعى و زندگى مردم از هر لحاظ " اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى " در جامعه ايران و نهايتا برقراى سوسياليسم و جامعه اى کمونيستى بنيان، تشکيل و سازماندهى شده است. اهداف سياسى و استراتژيکى اين حزب در کوه عظيمى از نشريات، ادبيات و مصاحبه ها و بطور منسجم در برنامه " يک دنياى بهتر " از هر لحاظ روشن و مشخص بوده و با صراحت اعلان نموده بود که دستيابى مردم به هر گونه تغيير و تحولى اساسى در زندگى خصوصى، اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى شان بستگى به سرنگون شدن حکومت اسلامى دارد و لازم است و بايد اين حکومت را سرنگون کرد! و براى ماديت بخشيدن به تغيير بوجود آوردن در زندگى مردم در ايران بايد به اهرم هاى قدرت سياسى دست يافت و پا به صحنه جدال اصلى سياسى در جامعه گذاشت و به همان ميدانى وارد شد که جابجايى قدرت سياسى در متن آن انجام ميگيرد. پس لازم است و بايد براى مبدل شدن به حزبى سياسى، اجتماعى و قدرتمند گام برداشت و از حاشيه جامعه خارج و در متن و بطن بستر اصلى جامعه قرار گرفت و در واقع پا بدرون قسمت گودى استخر سياست نهاد!
و بر اين مبنا براى اولين بار جريانى سياسى کمونيستى در تاريخ جنبش چپ در ايران، تصرف قدرت سياسى را مستقيما بر اساس سازماندهى و هدايت پراتيک زنده و آگاهانه توده مردم و بعنوان يک پاى اصلى مدعى قدرت سياسى در دستورکار و محور فعاليتهاى خود قرار داد. که اکثريت فعالين و جريانات چپ را بشيوه هاى متفاوت شکه نمود که چطور مى شود حزبى کمونيستى براى تصرف قدرت سياسى خيز بر دارد و ... و تلاش مى نمودند که اين تنها حزب سياسى و رزمنده کمونيستى را که پرچمدار، سخنگو و نمايندگى خواست و مطالبات واقعا انسانى، مردم در ايران را مى نمايد و از بدو حاکميت اسلام در ايران پيگيرانه در زمينه هاى متفاوت سياسى و اجتماعى و سازماندهى توده مردم براى سرنگون کردن جمهورى اسلامى و بر قرار حاکميت مستقيم مردم بر سرنوشت سياسى و اجتماعى خود تلاش مى نموده است، از حرکت و مبارزه باز دارند تا جنبش " عزيز دوم خرداد " شان در زمينى هموارتر و بدون مانع عمل کند و در چشم مردم خاک بپاشد و پايه هاى سست شده حاکميت اسلام را محکم کرده و تداوم حاکميت جمهورى اسلامى را تضمين کند. و " سيد خندانشان خاتمى بتواند جمهورى اسلامى را از خطر سرنگون شدن برهاند و بقول منصور حکمت " جمهورى اسلامى دوم و تعديل شده " را به مردم حقنه کند. و ... در عشق به اين جنبش طبقه متوسطه، چه " هتاکى ها و بى حرمتى هايى را بطور بسيار بى شرمانه نثار شخص منصور حکمت و رهبرى اين حزب ننمودند".
در اين مقطع عده اى از فعالين چپ که در زمان ارائه اين تز و تحليلها از طرف منصور حکمت که گويا مى پنداشتند که صرفا براى آراستن صفحات زيباى نشريات حزبى مى باشد با آن توافق داشتند. اما هنگاميکه سير روند سياسى و اجتماعى و فلاکتبار تر شدن و تعمق پيدا کردن وضعيت جمهورى اسلامى زمينه هر چه زمين گير تر شدنش در نتيجه و سر بر آوردن و رشد اعتراضات مردمى که صحت اين تحليل واقعبينانه عينى سياسى را نشان ميداد و در دنياى مادى و واقعى " حزب کمونيست کارگرى ايران " مى بايست آماده شود و عملا به آن اهداف واقعى و انسانى خود در اين تلاطمات سياسى- اجتماعى ماديت بدهد. فعالين چپى که متوجه شدند که هنگام عمل است و بايد رفت و آن اهداف را ماديت بخشيد، چون هميشه عادت به در حاشيه ماندن و خود را همچنان بعنوان صرفا گروه فشار در متن هر گونه تغيير و تحولات سياسى- اجتماعى تعريف کرده، بودند نه بعنوان اداره کنندگان و مدعيان قدرت سياسى اصلى در جامعه و ترس از پا نهادن حزب کمونيست کارگرى به متن جدال اصلى صحنه سياست " قسمت گودى استخر سياست " در جامعه ايران از سر انقلابيگرى خرده بورژاويى شان که مغلوب، معطوف و مرعوب به جنبش دوم خرداد شده بودند، با بر افراشتن پرچم سفيد و تسليم طلبى به جنبش دوم خرداد و تدوين تئورين " استراتژى تمکين به طبقه متوسط، بورژوازى ايران در برابر استراتژى تخريب انقلابى توده هاى مردم " توسط آقاى ايرج آذرين که سالها بود مبارزه و فعاليت سياسى را به طاق نسيان سپرده بود، و اکنون هم از سر استيصال و درماندگى و زبونى و قرار گرفتن در منتهى اليه راست روى، دربدر بدنبال يار گيرى در جنبش ناسيوناليستى کرد " بقول رحمان حسين زاده " به کرنش افتاده است، نه در زمان اوج باصطلاح بيا و بروى " جنبش دوم خرداد " بلکه در هنگاميکه فعالين و سردمداران اصلى اين جريان متوجه شکست اين پروژه سراپا توهم آميز و مدافع تداوم حاکميت جمهور اسلامى، شده و رفته بودند که فکرى بحال بدبختيهاى خود بکنند. و...
ايرج آذرين بناگاه از پستوى اطاق خواب خانه اش چون " اصحاب کهف " اواخر قرن بيستم با تدوين تئورى انفعالى و سوسيال دموکراتى اش در زير بغل، خواب آلود و بطور لخت و عريان و با عجله به بيرون پريد تا با خيال خام خودش بتواند همدوش با " جنبش دوم خرداد " و ديگر يارانش که قبل از او پرچم شکست و تسليم طلبى را بر افراشته بودند و جار مى زدند که " مردم با انتخاب خاتمى، با حکومت وصلت و ميثاق بسته اند و ديگر کسى به فکر انقلاب و قيام و سرنگون کردن حکومت اسلامى نيست " بلکه بتوانند با اين تئوريهاى انفعالى و شکست طلبانه در چشم توده مردم " کارگران، زنان و جوانان، جنبش سرنگونى طلبى " خاک بپاشند و مردم را از عزم و اراده خود که براى سرنگون کردن اين اوباش از قدرت سياسى تلاش و خيز بر ميداشتند، با خيال خام و غير واقبينانه و بدور و بى خبر از اوضاع و احوال سياسى- اجتماعى و خواست و مطالبات واقعى مردم، را دارند. و ...
اما حزب کمونيست کارگرى ايران بر اساس آن روند و پيش بينى سياسى واقعى و اهدافى که در دستور گذاشته بود همچنان سير رو به پيش را طى مى نمود و اکنون بر همه کس عيان و آشکار مى باشد که اين حزب نه تنها يکى از مدعى يان قدرت سياسى در فردا روز بعد از سرنگون شدن حکومت اسلامى است، بلکه بطور واقعبينانه بعنوان حزبى جدى و مطرح در تغيير و تحولات سياسى و اجتماعى آتى و يک پاى اصلى قدرت سياسى در ايران است. پرچمدار و پيشتاز جنبش سرنگونى طلبى است و در اين جنبش قطب چپ جامعه را با تمامى مطالبات انسانى شان را نمايندگى مى کند.
بايد تاکيد نمود که واقعبينانه بودن اين پيش بينى و تحليل سياسى و اتخاذ سياست از طرف منصور حکمت و حزب کمونيست کارگرى ايران، از همان ابتدا نيز بر فعالين واقعى کمونيست که دردشان رهايى جامعه بود، نه تعديل و يا وصله پينه سياسى در جمهورى اسلامى و کارگران کمونيست و رهبران عملى کارگرى و زنان و جوانان که از زندگى تحت حاکميت ارتجاع اسلامى به تنگ آمده بودند، هيچ مورد شک و ترديد نبود!
اين پيش بينى سياسى، عينى و واقعبينانه بود و بايد با صداى رسا اعلام نمود که حق با منصور حکمت بود!
زنده باد منصور حکمت!
###############
توضيحات:
( براى مطالعه کامل در اين رابطه به منصور حکمت " مجموعه آثار جلد ٨ و نوشته هاى پرده آخر در انرناسيونال هفتگى، آخرين سخنرانى منصور حکمت در انجمن مارکس لندن در مارس ٢٠٠٠ " آيا کمونيسم در ايران پيروز مى شود؟ در سياتهاى بنياد منصور حکمت و روزنه، رجوع کنيد )
##################
|