the lion king و روز آزادى زن!
مصطفى صابر ٥ ژانويه ٢٠٠٣
mosaber@yahoo.com
پيام اخير آقاى رضا پهلوى خطاب به "شيرزنان" "آزاده" ايران، به مناسبت "١٧ دى روز آزادى زن"!! مرا به ياد کارتون معروف والت ديسنى "شاه شيران" ( the lion king) انداخت. نه به اين خاطر که آن فيلم معروف تنها جيزى است که در اين قرن بيست و يکم در اين دنياى غائب شدن ظاهرشاه ها، شاه شدن و به شاهى رسيدن را ممکن ميداند و ايده آليزه ميکند.
به اين خاطر که لحن و بيان آقاى پهلوى خطاب به شير زنان آزاده ايران مرا به ياد مقام زن در جامعه شيران و داستان لاين کينک والت ديسنى مى اندازد. اگر خاطرتان باشد در آن فيلم نويسندگان داستان تلاش زيرکانه اى به خرج داده بودند تا حتى الامکان ضرب مناسبات طبيعا نرسالار شيرها را بگيرند تا توى ذوق بينندگان دختر فيلم نخورد. مثلا يک شخصيت اصلى داستان "شير دخترى" بود که حتى در يک کشتى و زور آزمايى نره شير جوان و پادشاه آينده را بر زمين ميزند اما در صحنه بعد به التماس از ايشان ميخواهد که برگردد و تاج کيانى را نجات دهد چرا که کفتارها از سر و روى همه بالا ميروند شکارگاه را قرق کرده اند.
آقاى پهلوى روز ١٧ دى را روز آزادى زن ناميده است. حقيقتا اين روز روز "کشف حجاب" رضا شاهى است و بس. آزادى زن خيلى فراتر از کشف حجاب رضا شاه است. کسى که ميخواهد ١٧ دى را (و نه مثلا روز اعتراض زنان کارگر که مبناى روز جهانى زن ٨ مارس شد) بعنوان روز آزادى زن جابزند از همان ابتدا و بنحو مضحکى دارد ريگ بزرگ توى گفشش را پنهان ميکند. از همين ابتدا دارد آزادى را براى زن بطور محدود و در چهارچوبه رضا شاهى تعريف ميکند. شما آزاديد بشرط آنکه من شاه شما باشم! ولى اگر مملکتى شاه داشته باشد انسانها آزادند؟ رابطه لاين کينک والت ديسنى و داستان شيرزن آقاى پهلوى روشن نيست؟ اگر روشن نيست به بند بند پيام ايشان دقت کنيد تا ببيند که چگونه زن از ابتدا موجودى درجه دوم محسوب شده که حالا قرار است مادر خوبى بشود و براى نسل هاى آينده سمبل ساختن مملکت باشد. ماده شيرهايى که مورد خطاب شاه شيران قرار گرفته اند! حال بگذريم که ايشان در همان پيام ١٧ دى شان هيچ کلام مشخصى در مورد حقوق زنان نمى گويد و همه را به يک سند سازمان ملل رجعت ميدهد. (البته تنها حرف مشخص او يعنى "١٧ دى روز آزادى زن" عليه پذيرش جهانى ٨ مارس بعنوان روز جهانى زن است.) پس شيرزنها شما همه آزاديد، بيانيه حقوق بشر و مصوبات سازمان ملل شامل حال شما خواهد شد، اما من شاه شما خواهم بود. آيا اينها شما را به ياد آواز معروف همان فيلم کارتون لاين کينگ نمى اندازد: "نمى توانم صبر کنيم تا شاه شوم"!
همچنين ايشان فراموش کرده اند آن مردسالارى که ايشان دارد مورد نقد قرار ميدهد (الحق ايشان شايد اولين شاهزاده اى از شرق باشد که زبان مبارک را با لفظ "مردسالارى" و مزمت از آن آلوده کرده است) فقط يک پايش دين و مذهب است. حال بگذريم که آقاى پهلوى چقدر در تکريم و پاس داشتن آخونده هاى خوش خيم و "طرفدار مردم" سخن فرسايى کرده اند. اما مهمتر، پاى ديگر مردسالارى اتفاقا ناسيوناليسم و ايران پرستى و زن را "شيرزن" ديدن است. ميگوييد نه؟ به ادبيات غنى پارسى رجوع کنيد و ببينيد که قرآن و شاهنامه کم و بيش به يک اندازه مردسالار و پدرسالار اند. زن را فقط بعنوان مادر و شيرزن (يعنى مثل همان ماده شير جوان لاين کينک) برسميت مى شناسند.
اما چرا ايشان به ياد انتقاد از "مرد سالارى" افتاده اند؟ چرا در بيانيه اى که بمناسبت ١٧ دى و چسباندن به آزادى زن صارد کرده اند حتى (و البته با بى انصافى تمام) جرئت نکرده اند اسم رضا شاه را بياورند؟ اينها از يک واقعيت ديگر خبر ميدهد. اينجا ديگر ما از قصه لاين کينگ بيرون مى آييم و به واقعيت جامعه ايران بر ميخوريم. اين تلاشهاى معصومانه و خام خيالانه آقاى پهلوى ناشى از اين واقعيت است که همه ميدانند هر انقلاب آتى در ايران انقلابى زنانه خواهد بود. زنها نه نشانى از شير و نه شاه و نه شيخ باقى نخواهند گذاشت. نه فاطمه زهرا و روز تولدش را قبول خواهند کرد، نه شير زن رضا شاهى و ١٧ دى را و نه قصه لاين کينگ را.
|