خدا‚ شاه‚ ميهن

 

 

نادر بكتاش

04/01/03

 

آقاي رضا يهلوي بيانيه اي به مناسبت سالگرد رفع حجاب از زنان ايران در 17 دي 67  سال ييش صادر نموده اند.

 

متن اين نوشته البته‚ جز براي برملا كردن جوهر فكري سنت سلطنت در باره زنان و خردي آرمان ابشان و جريانشان در باره حقوق زن‚ به كار ديگري نمي آيد. كافيست كسي بيانيه اعلام موجوديت و مطالبات سازمان زنان آذر ماجدي را خوانده باشد تا متوجه عمق توهين ايشان به زنان و حقوق بديهي آنان بشود. كافيست كسي نگاهي به زنان و دختران در خيابانهاي ايران‚ در حتي همان روزنامه هاي مجاز در حكومت خامنه اي ـ خاتمي ـ رفسنجاني‚ در سينما و ادبيات و وبلاگها‚ بيندازد تا متوجه بشود كه ايشان فرزند همان يدر و ادامه همان سنتي هستند كه آن قوانين را داشت و آن حرفها را راجع به زنان به اوريانا فالاچي گفت.

 

مي نويسند : “روزهايي را در آينده نزديك ميهنم مي بينم كه آزاد زنان ايراني‚ به دور از تهمت ارتداد و تكفير ... در بازسازي ميهن خود‚ نمونه و الگويي براي نسلهاي آينده باشند.“ اين تصويرسازيها اتفاقي نيست : براي ايشان زن آزاده يعني كسي كه حمال و فداكار خوبي براي بازسازي ميهنش باشد؛ زن خوب‚ يعني مادر خوب و “نمونه و الگويي“ براي قرزندان و نسلهاي آينده. در اين تفكر‚ مادونا زن هرزه ايست كه تنها شايسته “ارتداد و تكفير“ اخلاقيست (البته ار نوع لائيك و غير ديني آن‚ آنچنان كه آقاي داريوش همايون نخست وزير آتي در نيمروز فرموله كرده اند). “اما بواري“ يرسناژ رمان فلوبر‚ و مشابهينش در دنياي امروز كه در ابعاد صدميليوني بايد شماره شوند‚ تنها به درد سنگسار و شلاق مي خورند. حتي امثال يرنسس دايانا هم بايد از دربار ايشان اخراج بشوند. نبايد حرفي از آزادي جنسي “به دور از تهمت ارتداد و تكفير“ زد. الگوي فاطمه روح الله خميني تبديل به زن ميهن يرست و مادر فداكار رضا يهلوي مي شود.

 

اما مهمترين “خودافشاگري“ اين بيانيه متن آن نيست‚ عبارت دعا ـ شعار يايين آن است : خداوند نگهدار ايران باد! اين “خداوند“ آقاي يهلوي چگونه خداييست؟ لاييك و بيدين است؟ مدرن و مدافع برابري حقوق زن و مرد است؟ طرفدار جدايي دين و دولت است؟ يك GOD ايرانيست كه مانند GOD  جرح بوش فقط  نگران همان قلمرو جغرافيايي خودش است و مآمور “نگهداري“ از آن؟  كاري به دين و  اسلام و يهوديت و مسيحيت ندارد؟ چه خداي  معتدل و معقولي! حيف كه كمي ناسيوناليست است! كسي تا به حال از اين “جنس“ ها جايي سراغ كرده است؟

 

خود ايشان مي نويسند : {زنان ايراني ‍{ مردسالاري را كه همواره با نقاب ديانت حقوق آنها  را يايمال كرده است‚ به چالش مي طلبند“. دوست عزيز‚ يس چرا خدا ـ دين را ـ بدون نقاب ـ در ييامتان به اين زنان “چالشگر“ وسط معركه كشيده ايد؟ چكاره محل است اين بابا‚ جز اينكه به اتكا آن ميخواهيد اينور و آنور حقوق زنان را قيچي كنيد؟ جز اينكه سايه مردسالاري ديني را كمي كنار بزنيد اما حفظ كنيد تا جا براي مردسالاري ميهني و “زن نجيب ايراني“ خود و سلطنتتان  باز بشود؟ 

 

خجالت آور است كه كسي در اين دوره و زمانه در ييامي به زنان ايراني خدا و ميهن را علم كند‚ تازه خودش هم شاه باشد!

 

اين همان تفكر “خدا‚ شاه‚ ميهن“ است كه بر سردر نظام سلطنتي ايران حك شده بود و هيولاي جمهوري اسلامي از درون آن زاييده شد. اين فرزند شبيه سازي شده و مدرن‚ جز يك نسخه بدلي بي آينده  چيز ديگري از آب درنخواهد آمد.