ديروز محمود صالحى، امروز جلال حسينى، فردا؟؟؟

محمد محمدى

کسانى که دلسوزان طبقه کارگرند و کمپين محمود صالحى را پيش بردند به خوبى سنديکاى کارگران خباز سقز را مى شناسند چون مدافعين راستين مبارزاتشان بوده اند و صداى حق طلبانه شان را به گوش جهانيان رساندند.

رفقا، کارگران مبارز!

جلال حسينى يکى از فعالين سنديکاى خبازان سقز و يکى از چهره هاى محبوب کارگرن کردستان مورد تهديد قرار گرفته و در آستانه زندانى شدن است. از همان روزهاى تشکيل سنديکاى کارگران خباز، جلال حسينى در راه اندازى آن فعالانه کوشش نمود و در آن نيز نقش برجسته داشت. مدت زيادى از تشکيل سنديکا نگذشته بود که کارفرمايش زير فشار اداره اطلاعات و اداره کار و اتحاديه کارفرمايان، جلال را از کار اخراج کرد و مورد تهديدش قرار دادند تا جايى که مجبور شد براى امرار معاش به شهرهاى ديگر برود. بعد از يک سال به سقز برگشت و تا مدتى به کارهاى ديگر غير از خبازى مشغول شد، تا اينکه به اصرار کارگران به سنديکا برگشت و با راى بالائى به عضويت هيئت مديره آن درآمد. در تشکيل شرکت تعاونى کارگران زحمات زيادى کشيد و نقش برجسته اى داشت و در اولين مجمع عمومى آن شرکت به عضويت هيئت مديره آن انتخاب شد و در آخر به عنوان فروشنده فروشگاه شروع به کار کرد. سه ماه پيش بود که با ٩٥٪ آرا به عنوان دبير شرکت تعاونى خبازان و دخانيات انتخاب شد.

جلال حسينى در حمله نيروهاى اطلاعات به اعضاى سنديکا در بهمن ٧٧ دستگير و روانه سياه چالهاى اداره اطلاعات شد و بيش از دو ماه در زير شکنجه و آزار روحى و جسمى مقاومت نمود تا آنکه بى گناهى خود را اثبات نمود. من يکى از شاهدانى هستم که در دو سلول متفاوت و در جوار هم زندانى بوديم و در دو مرحله شبانه با هم براى بازجويى به زير هشت برده شديم، صداى کابل و شلاقهايى که به او مى زدند را من به وضوح مى شنيدم و همين حالا هم صدايش را در گوشم حس مى کنم. فشار زيادى آوردند تا به زندان محکومش کنند ولى نتوانستند. از آن زمان تا کنون به عناوين مختلف مورد تهديد بوده است، تا اينکه خانه کارگر و عواملش که هرروزه به سازى مى رقصند و براى منحل کردن سنديکا، دست به دامن اداره اطلاعات و بسيج و اداره کار شدند. در صدد پاپوش دوزى براى فعالين سنديکاى کارگران خباز و از جمله جلال حسينى به اقدامات رذيلانه اى دست برده اند.

جلال حسينى يکى از مخالفان طرح خانه کارگر و خواهان برجا ماندن سنديکا است. از همين رو عوامل خانه کارگر درصددند او را به زندان بياندازند تا دستشان براى هدر دادن زحمات کارگران خباز بازتر باشد و حاضرند براى يک لبخند خانه کارگر و مسئولان شهر تمام منافع و حقوق کارگران را پايمال کنند و براى رسيدن به اين کار از هيچ اقدامى روى گردان نيستند. و در همين راستا اخيرا فردى به اسم فتاح حسن پور که مدت زيادى اسلحه سپاه را به دوش داشته و در اذيت و آزار مردم دريغ نکرده است، از جلال شکايت نموده که گويا جلال او را جاسوس رژيم خطاب کرده است. حالا جلال را به قيد ضمانت آزاد نموده اند و در آينده اى نه چندان دور اگر کارگران دست به اعتراض محکمى نزنند، او را به زندان خواهند فرستاد به همين خاطر اين جانب به عنوان يکى از اعضاى سنديکاى کارگران خباز و هم سلولى جلال در زندان که مى دانم چه شکنجه هايى را متحمل شده، از تمامى کارگران و اتحاديه هاى مترقى جهان و مخصوصا از حزب کمونيست کارگرى که تنها حزبى بود که جانانه از مبارزات کارگران خباز سقز حمايت کرد و حمايت صدها اتحاديه و سنديکاى کارگرى و احزاب سياسى را جلب کرد، ميخواهم همچنان که کمپين وسيع حمايت از محمود صالحى را به سرانجام رساند، براى حمايت از جلال حسينى و سنديکاى خبازان از نفوذ وسيع خود استفاده کند و نگذارند که کارگرى اسير دست جلادان رژيم اسلامى بشود. چنين انتظارى از حزب کمونيست کارگرى بجاست، زيرا اسير سازش و مصلحت نگرى بورژوامابانه و نان به نرخ روز خوردن نيست.

٩ ديماه ١٣٨١

٭ محمد محمدى از اعضاى سنديکاى کارگران خباز سقز و از فعالين جنبش کارگرى در کردستان است. وى در جريان پيشبرد کمپين براى آزادى محمود صالحى نقش برجسته اى در ايران و در شهر سقز ايفا کرد. محمدى محمدى به دلايل امنيتى در حال حاضر شهر سقز را ترک کرده است.