"مقتضيات زمان"

در رابطه با لغو احکام سنگسار

حسن جليلى

٣٠ دسامبر ٢٠٠٢

در اخبار آمده بود که شاهرودى رئيس قوه "جزا ئيه "گفته است که مى خواهند احکام سنگسار را از قانون اساسى حذف کنند و به جاى آن روشهاى ديگر "مجازات" را قرار دهند.

اکنون "آيت لله" هاى بى چاره و "مراجع تقليد" در به در به دنبال آيه هايى از کتاب آسمانى شان و يا حديثى از پيامبرشان هستند که نشان دهد که سنگسار الزامى نيست و مى شود آن را انجام نداد. گويا "مقتضيات زمان" اينچنين ايجاب مى کند که فکرى به حال "مجازات" اسلامى سنگسار بکنند، اما طورى که به خيال خودشان به اسلامش خدشه اى وارد نشود.

ولى اين "مقتضيات زمان" چيست؟ ميگويند عمل سنگسار "چهره اسلام" را در انظار جهانيان خدشه دار ميکند. ميگويند "جامعه ايران" طورى شده که ديگرعمل سنگسار براى مردم قابل قبول نيست. و... . "مقتضيات زمان" از نظر اينها هر چه باشد، اعتراف "اسلامى" اينها به اين واقعيت اساسى و ملموس است که توازن قوا به نفع مردم و به ضرر رژيم جمهورى اسلامى چرخيده است. اعتراضات هزاران نفره اقشار مختلف مردم به تنگ آمده از دست رژيم، که شيوه اعتراضات و شعارهايشان نشان داده که به کمتر از سرنگونى رژيم رضايت نخواهند داد، و نيز درماندگى و ناتوانى رژيم در سرکوب اين اعتراضات نشانى از اين تغيير توازن قوا به نفع مردم است. رژيمى که ٢٣ سال است خون مردم را در شيشه کرده ، با تحميل فقر و گرسنگى و چپاول نيروى کار و دسترنج کارگران بهشتى براى خود ساخته اند، جنگ و آوارگى ، خفقان و استبداد و بى حقوقى بر زنان و هزاران بدبختى ديگر و با تزريق هر روزه خرافات مذهبى ، که قرار است به ادامه زندگى برده وار تضمين ابدى بدهد ، تنها سهم مردم از اين رژيم نبود، بلکه کوچکترين اعتراض براى تغيير وضع موجود را با شديدترين سرکوبها و کشتارها جواب داده است. اکنون ديگر اوضاع تغيير کرده، رژيمى که در کشتار مخالفين اش روى ديکتاتورهاى تاريخ را سفيد کرده ، اکنون براى توجيه عقب نشينى اش به دنبال حديثى ، نقل قولى ، پارانتز و يا زيرنويسى از "بزرگان قوم" ميگردند تا کسى را سنگسار نکنند.

( اينها که تاکنون براى هر نوع قتل و کشتارى به راحتى و به وفور از خود متن فاکت مى آوردند ، براى توجيه اين عقب نشينى با کمبود حديث و زيرنويس مواجه شده اند) .

واقعيت غير قابل انکار اين است که مردم توان سنگسار را از اينها گرفته اند، امکان اينکه روزى به دنبال اولين سنگسار بعدى نيروى عظيم مردم به حرکت در آيد و خشم فروخورده زنان و مردان

به انفجارى تبديل شود و دودمان اين رژيم را با همه ى اسلامش و آيت ﷲ هايش ، با مجلس و دولتش ، با قوه جزائيه و گردنه کش هاى مسلح اش در هم بريزد، وحشتى را در دل اينها ايجاد کرده که مجبورند حتى به پايه اى ترين احکام ايدئولوژيک اسلامشان نيز دست ببرند تا مگر رژيمشان و پول و ثروتهاى بيکرانشان را که از گلوى کودکان خيابانى ، از نيروى کار و عرق جبين کارگران ، از فروش مواد مخدر و از فروش دختر بچه ها و پسربچه ها به شيخ پشم الدين هاى مسلمان در کشورهاى "برادر" ( از صادرات ملى ـــ اسلامى "وطن" ) و از گرسنگى دادن بيست ساله به اکثريت مردم دزديده اند، نجات بدهند. لغو احکام سنگسار، اولين آجرى است که از بناى کهنه و پوسيده اسلام کنده مى شود و اولين آجرى که از اين بناى پوسيده بيرون بيفتد، مى تواند افتادن بقيه و درنتيجه ريزش سريع آن را باعث شود. لغو حجاب اجبارى، لغو جداسازى زن و مرد در همه جا، لغو گرسنگى دادن اجبارى در "ماه" رمضان ، جدايى مذهب از دولت و آموزش و پرورش، عدم کوچکترين دخالت مذهب در زندگى خصوصى شهروندان و ...، اينها آن آجرهاى لق شده از اين بناى کهنه هستند.

"مقتضيات زمان" نه تنها قرنها است که اينها را ايجاب ميکند، بلکه "مقتضيات زمان" همين امروز ايجاب مى کند که جمهورى اسلامى سرنگون شود و بهترين جاى را در موزه تاريخ به اسلام اختصاص

داده شود ( با کمال ميل، البته )، جنايتکاران در جلوى چشم مردم محاکمه و پاسخگوى اعمال خود باشند، و نيز بهتر خواهد بود اگر آخوندها آن اونيفرم "مخصوص شان " را درآورند و لباس

آدميزاد بپوشند.

واقعيت اين است که آن شبح دهشتناکى که رژيم اسلامى و آيت ﷲ هايش را اينقدر وحشت زده کرده است، به ميدان آمدن اقشار مختلف مردم براى درهم پيچيدن تمامى بساط اين رژيم است، که هنوز فقط قطره اى است از درياى خروشان مردم. آن روزهايى که درياى انقلاب توده اى به راه افتد و بر ويرانه هاى آن بهشتى سازد، دارند به سرعت نزديک مى شوند. آن روز، روز آغاز جشن و سرور و شادى و رقص بى پايان کودکان، زنان، کارگران، معلمان، پرستاران، دستفروشان، دانش - آموزان، دانشجويان ، جوانان و پيران ، جشن انسان و انسانيت خواهد بود. حزب کمونيست کارگرى ايران با تلاش شبانه روزى خود مشغول سازمان دهى ، بسيج و به ميدان آوردن يک نيروى آگاه و متشکل ميليونى است تا آن شبح دهشتناک را به انقلابى واقعى،

آزاديخواه، و رهايى بخش تبديل کند. در اين مسير در آينده نزديک پيشروى اعتراضات انقلابى مردم ، عقب نشينى هاى بيشترى را به رژيم تحميل خواهد کرد.

اين هم از "مقتضيات زمان" است.

-<<< >>>-