شوراهاى اسلامى، مواضع ديروز و امروز حزب دمکرات کردستان!

عبدالله شريفى

رژيم جمهورى اسلامى ايران اعلام کرده است که قصد دارد، دوره دوم مضحکه انتخابات شوراهاى اسلامى شهر و روستا در سراسر کشور را در آينده نزديک برگزار کند. در اين رابطه از نهم ديماه ١٣٨١ بمدت يک هفته جهت ثبت نام کانديداتورى مهلت تعيين کرده است. دفتر سياسى حزب دمکرات کردستان ايران، در اين مورد بيانيه اى به تاريخ هشتم ديماه تحت عنوان (موضع ما در باره دومين دوره انتخابات شوراهاى شهر و روستا) صادر کرده است. اين بيانيه ضمن تحريم خجولانه اين دوره از "انتخابات" شوراهاى اسلامى، با بيانى عوام فريبانه به توجيه "مجاهدات " خود در دور اول اين نمايش در سال ١٣٧٧ مى پردازد. اين مسله بهانه اى شده تا حزب دمکرات خود را با آينده بعد جمهورى اسلامى در راستاى تحرکات دول غربى و احزاب دست راستى همساز نشان دهد. بيانه دفتر سياسى ح.د.ک.ا مقدمتا مينويسد: "... حزب دمکرات کردستان بر اين باور بوده و هست و خواهد بود که بايد هر جا و هر زمانى اداره امور بدست نمايندگان منتخب مردم سپرده شود، بر همين اساس حزب دمکرات سيستم شورايى جهت اداره امور کشور را سيستمى مردمى و روشى مناسب جهت اعمال خواست و اراده مرام ميداند. بهمين جهت هر گاه فرصتى دست داده باشد ما مردم کردستان را تشويق نموده تا در اولين فرصت اقدام به انتخاب شورا نمايندو امور مربوط به حل مشکلات جامعه را بر عهده بگيرد..."مسله نه براى حزب دمکرات و نه براى کسى که چند روز اين حزب را شناخته باشد بر سر چند و چون دلبستگى اين حزب به شورا و اراده مردم نيست. اوضاع سياسى ايران بشدت متحول است. رژيم اسلامى ايران زير ضرب مبارزات مردم ايران به طلاطم افتاده است. غرب و آمريکا هم به ماندن حکومت اسلامى اميدى ندارند. راستترين جريانات اپوزسيون و حتى خود دست اندرکاران حکومت اسلامى دارند اين واقعيت را بيان ميکنند. همه به ايران بعد جمهورى اسلامى مينديشند. حزب دمکرات در اين راستا به سفسطه پردازى و يافتن فرمولى براى توجيه مقاصد خود ميگردد. ميخواهد در کنفرانس هاى آتى بن و لندن از قافله عقب نماند. بيانيه در ادامه ميگويد: "... زمان آن رسيده مردم توهم را از سر بيرون کنند و صندوقههاى انتخابات را به شمارى از حلقه بگوشان رژيم واگذارند و با خوددارى از شرکت در انتخابات مانع دادن مشروعيت کاذب به اين رژيم و سياستهاى ضد خلقى اش گردند..." مردم سالها است که به ميدان آمده اند تا اين دم و دستگاه کشتار را بر اندازند. سالها است و بارها است که ما خاک به چشم مردم پاشيدن حزب دمکرات و امثالهم را افشا ميکنيم. بارها اين حزب دعوت کرد تا پاى صندوقهاى همين رژيم ضد "خلق" را گرم نگهدارند. هنوز مدت زيادى ازلفت و ليس اين حزب با پاسداران دم مرز نگذشته است. لا بد آن روز ها امکان گرايى حکم ميکرد، که بلند گوى اين جناح و آن جناح باشند، تا فرصت زد و بندى بيابند. دل به شايعه مذاکره با مقامات وزارت اطلاعات ببندند. انگار صحنه سياست ايران خالى است وهمه منتظرند حزب دمکرات به ميل خود صحنه سازى کند. هر گاه مصلحت ايجاب کند، شرکت در مضحکه اسلامى را "مردمى" و "دمکراتيک" بنامد، و هر گاه مصلحت به جايى ديگر ربط پيدا کرد مشروعيت دادن به رژيم، ضد خلقى ميشود. اکنون که رژيم اسلامى جايى براى اميد نيست، باز از روى همان فرصت طلبى که وجه ثابت در سياست بازى حزب دمکرات است، قيافه سرنگونى طلب به خود ميگيرد تا در فرصتهاى آينده بعد از جمهورى اسلامى در لويى جرگه رويايى کرسى بگيرد. لابد آقاى حسن زاده دبير کل حزب دمکرات در سفر اخير خود به اروپا و آمريکا حالى شده که بايد سرنگون طلب باشد، و به محافل مورد اعتماد حزب دمکرات که ديگر اميد به اسلام سياسى را از دست داده اند، آويزان شود، تا به عنوان دستاورد اين ديد و بازديدها و سفر جناب ماموستا به خورد هواداران خود و جريانات کردايتى بدهد. همان فرصت طلبى که دوم خرداد را حرکتهاى مترقى رفرم خواهان ميناميد، دارد متوجه ميشود که بايد در زمين جديد بازى کند، براى اين هدف بايد پرونده هاى سابق و مواضع تا ديروز را روتوش کرد و در قالب يک سرنگونى طلب که اين با نمى خواهد "در گوش گاو بخوابد" ظاهر شد. هودار شدن حزب دمکرات از "سيستم شورايى" هم از اين وضعيت نشات ميگيرد. و اگر جايى اين حزب لازم باشد از شورا و اين قبيل الفاظ چاشنى مقاله اى کند، آنگاه منظور حزب دمکرات انجمنهاى دست نشانده حزبى است که از انجمن ريش سفيدان، "معتمدين" محل، کدخدا بازيهاى دوران شاه به ارث برده است.

حزب دمکرات که در دوره هاى قبل با حرارت از نوع "دوم" اسلام حمايت ميکرد. از خودشان بشنويد که فعاليت کردايتى منطبق با اسلام "دمکراتيک" را چگونه توجيه ميکنند و چگونه آن روزهاى "پرافتخار" خود را توضيح ميدهند: "...سال ١٣٧٧ زمانيکه انحصارگران حاکم بر کشورمان بعد از قريب بيست سال سرانجام تحت فشار افکار عمومى ناگزير از تن دادن به انتخابات شوراهاى شهر و روستا شدند تا يکى از مهمترين اصلهاى قانون اساسى مدون و مورد پسند خود جامه عمل بپوشانند...حزب دمکرات نيز با الهام گرفتن از خواست و ارداه مردم و نيز به سبب آنکه ميدانست فرصتى هر چند ناچيز جهت به نمايش گذاشتن اراده مردم بوجود آمده بود از مردم کردستان خواست تا در انتخابات شوراها شرکت جويند، و اشخاص مورد اعتماد مردم را نيز ترغيب نمد تا کانديداتورى خود را اعلام و پذيراى مسوليت شوند، تا بخشى از امور مستقيما در دست نمايندگان مردم قرار گيرد، با خوشحالى و افتخار بايد گفت که مردم کردستان به گرمى از از فرا خوان حزب استقبال نمودند و فعالانه در انتخابات شرکت کردند..... به ويژه در کردستان که عيلرغم اينکه افراد مختلف به عضويت شوراها در آمده بودند، ليکن رويهمرفته مردم توانستند بخشى از اراده خود را بر حاکميت تحميل کنند.... شوراهاى (اسلامى) در کردستان در انجام هر آنچه از دستشان بر مى آمد دريغ نکردند....""

حزب دمکرات اگر اتفاقى به قانون ضد انسانى اساسى رژيم اسلامى که سر تا پايش ضد انسانى است "بد" گفته باشد، در جستجوى محمل قانونى اسلامى براى چانه زدن بر سر موقعيت خود بوده است. دفاعيات از "امام" خمينى گرفته تا حمايت از دولت موقت بازرگان، از پادويى بنى صدر تا مذاکرات هاى بدور از چشم مردم، اسناد غير قابل انکار در تاريخ اين حزب هستند. در اوج کشتارهاى خرداد ٦٠ و شهريور ٦٧، در گرما گرم توپ باران و کشتار مردم زحمتکش کردستان، به هر گونه بند وبست و مذاکره پنهانى روى آورد، رهبرانش را در اين راه فدا کردند. آن مواقع چرا از اعمال اراده مردم خبرى نبود؟!

با اين شگرد ها و پلتيک زدنها شايد بشود خود را فريب دهند، و اهداف باب دل غرب شدن براى دوران بعد از جمهورى اسلامى را براى خود توجيه کنند. شايد کمکى باشد کو يا بتوانند اعتراضات درونى صفوف خود را موقتا ساکت کنند و اميد تازه به سرخوردگى گذشته خود بدمند، اما اين توضيح به کت کارگر هوشيار و جوان معترض و مردم با تجربه کردستان نميرود. اگر اعتراضات مردم ايران نبود، اگر حضور نسلى از جامعه براى سرنگونى رژيم اسلامى اين چنين قدرتمند نبود، آن موقع هم دوستان اتحاديه اروپا احتياج به مذاکرات حول حقوق بشر نداشتند و هم حزب دمکرات لازم نبود اين همه ناشيانه بر غلظت سرنگونى طلب اصرا کند. اما امثا حزب دمکرات دارند در رويا بسر ميبرند، ايران افغانستان نيست و حتى عراق هم نيست، در ايران مردم صحنه سياست را اشغال کرده اند، راست و چپ دارد در اين صحنه جا بجايى بوجود مياورد، حضور و نفوذ کمونيسم، حضور حزب کمونيست کارگرى از واقعيات انکار ناپذير سياست امروز ايران هستند. اين فاکتورها امکان تاخت و تاز و زد و بند را از احزاب و جريانات راست را بشدت تضعيف ميکند. سطح توقع و انتظارات مردم کردستان بالا رفته است، اين مردم هم با معيارهاى دنياى کنونى احزاب سياسى را محک ميزنند. حزب دمکرات بهتر است بجاى اين همه کش و قوس رفتنها، گردن به تمايلات مردم بگذارد و متمدنانه منشور آزاديهاى سياسى مردم در تعيين نظام آينده را که از جانب حزب کمونيست کارگرى ايران ارئه شده بپذيرد. اين به نفع آينده حزب دمکرات خواهد بود.

١٠ ديماه ١٣٨١