نادر
بكتاش
1
زانويه 2003
چه
هياهويي بر سر “توبه“ عبدي راه انداخته اند! استعدادهاي ادبي و مشاعراتي (!) و كشف
و شهود نقاشي و اسطوره شناسي و گفتارهاي عالمانه اندر افشاي قهرماني، دنيا را ير
كرده است.
گل
هاي سرسبد اين كلكسيون را ببينيد :
آنان که بر جنازه غرور
انسان پايکوبی میکنند! مليحه
محمدي
آيا
معنای اين لبخند را مدافعان روش های قديمی اعتراف گيری در روزهای آينده در می
يابند؟ (مسعود بهنود
ـ همراه با عكس عبدي در حال صدور يك لبخند مرموز‚ چه بسا تاريخي تر از لبخند خاتمي
و حتمآ بسيار هنري تر از تبسم
ژوكوند !)
نيما
راشدان ييام مي فرستد : مرسي عباس جان كه مشت محكمي به دهان شهدا و قهرمانان كوبيدي
و قهرمان من شدي ! (نقل قول آزاد)
جناب
ف تابان در حالي كه دارد مردم را به شركت در انتخابات شوراها دعوت مي كند با لنج
آويزان اصلاح طلبان را تهديد مي كند : ديگر به شما اعتماد نمي كنيم ها !
اين احساس
تقويت مي شود كه با مردم
(منظور ف
تابان و فرخ نگهدار و سازمان اكثريت است) بازي شده است، اعتمادشان مورد سوئ
استفاده قرار گرفته است و اصلاح طلبان حرف هايي را مي گويند كه با «اصل» آن موافقتي
ندارند.
نه جانم!
همانطور كه راست ج.ا. به اصلاح طلبانش اعتماد دارد كه كارد دسته اش را نمي برد، اين
يكي ها هم اطمينان دارند كه شما را مادام العمر در جيب شان دارند. يا اين تهديدهاي
شما غش و ريسه مي روند.
بايد
در مورد سوال تاريخساز آقاي بهنود بالاخره جوابي داد. شايد :
خير!
اين “لبخند موناليزا“ را بايد در موزه جمهوري اسلامي، در كنار تصاوير گنجي و
حجاريان در حال انجام وظايف اطلاعاتي مربوط به حفظ كيان اسلام، ابزار و آلات شكنجه،
و واعظ طبسي و رفسنجاني در حال شمردن
دلارها گذاشت تا شما كماكان چيزي داشته باشيد تا در مورد آن تقاسير هنري ـ سياسي سرشار از نبوغ
بنويسيد. البته دو يرتره آقاي خاتمي هم ـ گاهي خنده‚ گاهي گريه ـ در كنارش خواهد
بود.
و اما
در مورد “ توبه “ عبدي، حرف راست و
درست را شمس الواعظين زده است :
وي در
پاسخ
به اين پرسش كه "به نظر شما آنچه كه قبلا آقـــــاي عبدي مطرح مي كردند و آنچه كه
الان مي گويند، تفاوت چنداني با هم ندارد؟" گفت چندان تفاوتي با هم ندارند، بلكه
الان موضع تشريح و توضيحي در مورد فرضيه هاي خودش را ارايه كرده كه به نظر مي رسد
لازم بوده است. وي گفت: قبلا آقاي عبدي اين مسايل را مطرح مي كردند يك برداشت مي شد
و الان يك برداشت ديگر ، مشخصا قبلا از
صحبت هاي ايشان نوعي "معارضه" برداشت مي شد، اما الان توضيح هاتشان نوعي "مصالحه" و
"مسامحه". وي افزود: به نظرم، هم آن زمان كساني كه چنين برداشتي مي كردند دچار
خطا مي شدند و هم الان كه از صحبت هاي ايشان تلقي مصالحه و سازش مي
شود.
آنهايي كه
قيلآ فكر مي كردند كه خاتمي و حجاريان و عبدي “معارض“ استبداد اسلامي هستند و قرار
است يرچمداران استقرار آزادي در ايران بشوند، اشتباه مي كردند. آنهايي كه با دادگاه
عبدي “كشفيات“ كرده اند كه انگار دارد “مصالحه“ و مسامحه“ در رابطه با آزادي مي
شود، يكسره يرت اند. ديروز هدف اصلاح
طلبان حكومتي حفظ حكومت اسلامي بود، امروز هم همان است. اگر در زرزرهايشان بر سر “
اصلاحات “ كوتاه آمده اند به خاطر زندان نيست (حجاريان و بسياري ديگر در بيرون از
زندان مشروطه طلب ولايت فقيه شدند)، به خاطر شكلگيري و ييشروي اين جنبش عظيم
سرنگونيست. فونكسيون سياسي ـ عملي “ مانيفست جمهوري“ گنجي هم، كه فردي بود و از
درون زندان تنها خاصبت يك داد زدن توخالي را داشت، در جهت همين بقا رزيم (از طريق
ايجاد بي هزينه اغتشاش و شيره مالاندن سر دوستداران ابدي شيره از قبيل اكثريت و راه
توده) بود. آيا اتهامات فرضي عبدي سنگين تر از زير سوال بردن صريح نظام از طرف گنجي
است؟ جناح راست هم مي داند كه مانيفست بي خاصيت او، يك سوياب اطمينان زاياس براي
بقاي رزيم ايجاد مي كند.