رهايى جنسى ، يک خواست جنبش برابرى طلب در ايران!
پروين کابلى
parvinkaboli?yahoo.se
سايت زنان در ايران به نقل از خبرگزارى ايسنا تصوير همه رنگى از اظهار آيات عظام در مورد سنگسار و چگونگى سنگسار، شرايط اجراى سنگسار، و نعمات سنگسار براى اسلام و امت اسلامى را در صفحه اول خود به نمايش گذاشته است. آنچه که اين آقايان در مورد آن متفول القول هستند اين است که : مجازات رجم لازم نيست در ملاعام باشد و در شرايط خاص ميتوان مجازات ديگرى جايگزين مجازات رجم کرد. ( مکارم شيرازى). احمد همايون فال ميگويد فلسفه ى رجم مانند هر مجازات ديگرى تنبيه مجرم و نيز عبرت جامعه است). غلامرضا رضوانى ( سنگسار جزو مجازاتهاى بازدارنده است و اين مجازات بايد اثر خود را در جامعه بگذارد.)( به نقل از سايت زنان در ايران). تاکيدها ازمن است.
تمام صحبت اينست که سنگسار در مورد کسانى اجرا ميشود که روابط جنسى خارج از تعاريف اسلامى و شريعت دارند و براى کنترل جامعه و عبرت ديگر بايد به نحوى اين تنبيه انجام شود. حال ميتواند درشرايطى که زورشان ميرسد سنگسار کنند، سنگسار باشد ويا در شرايط حاضر که آبروى ؟ اسلام در خطر است به نحو ديگرى باآن برخورد کنند.کنترل بر جنسيت زن هميشه يک راه کنترل جامعه بوده است. اين کنترل در دوره ها مختلف اشکال مختلف به خود گرفته است و ميگيرد. اين کنترل بعداز انقلاب ٥٧ در ايران به يکى از ضرورى ترين وظايف حکومت اسلامى در ايران تبديل گرديد. شرکت زنان در انقلاب ٥٧ بارز و آشکار بود. زنان براى برابرى کامل و حقوق مساوى اجتماعى در انقلاب شرکت کردند. تظاهرات ٨ مارس ٥٧ نقطه عطف اين خودآگاهى وسيع در ميان زنان است. شعار زنان در اين تظاهرات آزادى زن نه غربى است نه شرقى است و يا آزادى زن جهانى است، بود. وضيعت زنان و موقعيت آنها در تمام دوران حکومت جمهورى اسلامى مسئله و معضلى هميشگى بوده و هست. زنان درهمه عرصه و بطور وسيعى نارضايتى خود را بطور مدام از اوضاع موجود نشان داده اند. مبارزه با حجاب اجبارى در اشکال مختلف، فرار زنان و دختران جوان از موقعيت بدى که در خانواده ها يشان بلطف قوانين اسلامى پيدا کرده اند، خود سوزى ، تلاش براى گرفتن حق سرپرستى کودکان ، فرار از کشور همگى و همگى نشان از يک نارضايتى عميق و بى حقوقى است که زنان در ايران در آن بسر ميبرند و مقاومتى که در مقابل اين وضعيت نشان ميدهند. اما چيزى که هرگز گريبان جمهورى اسلامى را رها نکرد مسئله حقوق جنسى و روابط جنسى آنها ميباشد. هيچگاه و در هيچ دوره اى تا اين حد زنان براى رهايى جنسى و آزادى مناسبات جنسى و حق انتخاب خود تلاش و مبارزه نکرده اند. آمار دخترانى که باکرگى خود را ميدوزند بر کسى پوشيده نيست. امروز کم نيستند خانواده هايى که خبر از روابط جنسى فرزندان بزرگسالشان دارند و در مقابل آن سکوت ميکنند. تعداد خانواده هايى که اجازه ميدهند پسرانشان دوستان دخترانشان را به خانه بياورند و برعکس، کم نيستند و اين به پديده اى عادى در بسيارى از خانواده ها تبديل شده است. بسيارى از خانواده ها به کشيک دادن در بيرون خانه اى ميپردازند که در آن پارتى ها مختلط دختران و پسران برگزار ميشود. اين در حالى است که هر روزه صدها دختر وپسر جوان که به خاطر اينکه دست در دست هم در خيابان و پارکى قدم زده اند دستگير و زندانى و تنبه ميشوند. تصوير جوانانى که به خارج ايران فرستاده ميشود ، تصويرى از جوانانى است که در آرزوى آزادى و فراغت هستند و ميخواهند مانند ميليونها جوان ديگر در سراسر اين کره خاکى از دوران جوانى خود لذت ببرند. عاشق شوند و عشق بورزند. هيچکدام از اينها تصوير جوانانى که با سم خرافات اسلامى بزرگ و حقنه شده اند نيست. همه اينها دال بر آمادگى براى انقلاب جنسى و رهايى جنسى است . متوقف کردن احکام سنگسار بر چنين بسترى اتفاق مى افتاد.
سنگسار بايد جامعه را از چنين اتفاقى باز دارد و اگر در شرايط کنونى بنا بر مصلح اسلام نبايد سنگسار کرد بايد اعدام و شکنجه و زندان اين کار را بکند. بايد زنان و مردان را از عشق ورزيدن باز داشت و ترساند. رهايى جنسى زن و آزادى عشق ورزى و همسرى و هم بسترى امرى کاملا خصوصى است و اين دستاوردى است که چندين دهه پيش جوامع پيشرفته در تقابل با خرافات و مذهب بر آن فائق آمده اند. اگر چه آزادى عشق وزرى و اختيار در انتخاب، امرى کاملا خصوصى و فردى است ، اما آزادى در اين مسئله امر جامعه ميباشد. جامعه اى که اين انتخاب را به شهروندان خود ميدهد در وهله اول ابتدايى ترين حق انسانى را به رسميت شناخته و در وهله دوم خط بطلانى بر تمام حقوقى که قبيله ، خانواده ، عشيره و مذهب و اخلاقيات کهن که جامعه را در قيد و بند خود نگه داشته اند ميکشد. جامعه اى که در مورد روابط جنسى بزرگسالان خط و نشان نميکشد، جامعه اى است که افراد آن از حق انتخاب بهترى و آزادانه ترى برخورد دار خواهند بود. اما اين مسئله تنها مسئله اى در خود نخواهد بود. وقتى که زنان و مردان اجازه يافتند نوع روابط جنسى خود را خارج از ترس از خدا و حاکمان آن بر روى زمين و به دور از فشار هاى عقب مانده و کهن و اخلاقيات مردسالار برگزيندند، آنوقت همين انسانها در مورد مسائل مشترکى که در اين رابطه امکان دارد برايشان پيش آيد ميتواند آزادانه تر و در شرايط مساوى ترى تصميم بگيرند. آنوقت طلاق ، حضانت کودکان، ارث و غيره و غيره از اين روابط آزادانه ناشى ميشود و بر آن اساس تنظيم و تتبين ميشود.
يک مسئله ديگر اينکه آنچه که امروز به فشارى در جامعه ايران تبديل شده است مسئله نهاد خانواده و آن شکل قديمى از روابط زن و مرد است که امروز در بسيارى در جوامع ديگر در حال اضمحلال ميباشد. امروز بارقه هاى زير سوال رفتن اين نهاد هم در ايران ديده ميشود. اشکالى مانند انتخاب آزادانه جنس مخالف و يا از همان جنس بدون ايجاد روابطى پايدارتر که به تشکيل خانواده بيانجامد در اين جنبش ديده ميشود.
در يک جامه آزاد طبعا بسيار طبيعى خواهد بود که اشکال مختلفى از همزيستى ميتوانند آلترنايتو مناسبترى براى اشکال قديميترى چون نهاد خانواده باشند. زنان و مردان هم جنس گرا تنها ميتواند در چنين شرايطى مضعلات هم زيستى و حقوق انسانى و اجتماعى خود را خواهان شوند. هم جنس گرايان بايد حق داشته باشندکه مانند ديگر احاد جامعه با آنها برخورد شود و حقوقى که جامعه براى ديگر اشکال هم زيستى برسميت ميشناسد براى آنها هم به رسميت بشناسد.
همه اينها در گرو يک حق اساسى تر و انسان تر ميباشد. و آن آزادى حق انتخاب است. آزادى انتخاب تنها زمانى ميسر و امکان پذير است که جامعه اى بپذيرد که همه انسانها عليرغم زن و مرد بودن ، و يا با گرايشات مختلف جنسى ، حق حيات و احترام به کرامت و شخصيت انسانها جزو حقوق بلامنازع آنهاست و حقوق انسانى نبايد دستخوش هيچ تفسير مذهبى و خرافى و کهنه اى بشود. قدرت و حکومت بايد به شهروند خود اين اطمينان را بدهد که حافظ اراده آزاد آنها و انتخاب آزاد آنهاست و براى اين انتخاب آزاد بايد به اهرم هاى قانونى که ناشى از اراده جامعه اى مدرن و پيش رو ميباشد متکى شود.
براى رسيدن به اين خواست و اين آزادى تنها يک راه وجود دارد. سرنگونى جهورى اسلامى و جايگزينى آن با اهداف برنامه يک دنيا بهتر ، برنامه حزب کمونيست کارگرى ايران.
پروين کابلى ١ ژانويه ٢٠٠٣