بهمن خانى
آفريقا هميشه با اندامهاى نحيف و لاغر ميليونها انسان تداعى ميشود، اندامهاى استخوانى کودکان و نوزادانى که در حال مکيدن سينه تکيده مادران چهره شکسته خود هستند، ديگر در صفحات و کانالهاى تلويزيونى دنيا به امرى عادى وبعضا تکرارى تبديل کرده اند. گاها هم ميخواهند حس ترحم و بنده نوازى شرکت کنندگان در مجالس مجلل سرمايه داران و سهام داران بزرگ و يا فلان موسسه خيريه و کليسا را با اعلام شماره حسابى به رخ بکشند تا گفته باشند که قربانيان قحطى و گرسنگى بايد ممنون و سپاسگزار برده داران جهان کنونى با مذهب و کليساى آن هم باشند!گويا در آنجا افتاب ديگرى طلوع ميکند و هر گياهى و حيوانى وحشره اى و مزرعه اى را ميسوزاند و هر آب و رودخانه اى را ميخشکاند و ميليونها انسان به مصيبت غضب خداوندى و بلاى آسمانى گرفتار آمده اند و امکان هر گونه توليدى براى امرار معاش مردم به بن بست رسيده و چاره اى جز قبول اين واقعيت نيست.اما اين کذب محض است، و گوشه اى از تصويرى است که جهان سرمايه دارى و نظم حاکم از سرنوشت انسانها بدست ميدهد. واقعيت چيز ديگرى است.
عامل گرسنگى و به اصطلاح قحطى مردم آفريقا نظام سرمايه دارى، نظام کسب سود است. شرکتهاى بزرگ سرمايه دارى "خارجى" و شرکاى "صد در صد آفريقائى" عامل فقر، گرسنگى و مرگ هزاران انسان در کشورهاى آفريقايى هستند.
در همان آفريقاى به اصطلاح خشک و بى آب کاخها، ويلاها و بهشتها را ساخته اند که همتاى آنها را در اروپاى هميشه پر باران و سرسبز هم يافت نميشود، مثل همه جاى ديگر اين کره خاکى مشت قليلى در همان آفريقا وسايل توليد و کارخانه و بازار را در کنترل خود گرفته اند و از بهترين امکانات شرايط زندگى برخوردارند ولحظه به لحظه بر ميزان سرمايه و سودهايشان افزوده ميشود. روى ديگر سکه قحطى و مرگ و ميرهاى دلخراش ميليونى مردم در آفريقا، منافع و حرص کسب سود و ارزش اضافه همين اقليتى است که در کنار تراژديهاى انسانى، زندگى طفيلى گونه خود را بعنوان دولت و حکمران بر مردم آن سامان تحميل کرده اند.
کافى است به برخى فاکتهائى که در نتيجه تحقيقاتى که اخيرا از طرف سازمانى متشکل از کارشناسان اقتصادى و زيست شناسى از کشور هلند که در نتيجه چندين ماه در کشورهاى مختلف افريقايى به عمل آورده بودند، نگاهى بياندازيم:
در اين تحقيقات به اين نتيجه رسيده اند که در آفريقا به اندازه تمام ساکنين آن امکان کاشت و توليد انواع مواد خوراکى وجود دارد، و اگر محصولاتى که در آنجا توليد ميشود در اختيار مردم قرار گيرد کسى گرسنه نميماند.
اما اين محصولات از مردم دريغ ميشود. در نتيجه قراردادهايى که بين سرمايه داران آفريقائى و سرمايه داران کشورهاى اروپايى و آمريکا بسته شده است اين محصولات خريدارى شده و در اروپا به قيمتهاى هنگفتى در بازار به فروش ميرسند.
بنابراين مشکلى بنام "قحطى" در دنياى واقعى در آفريقا وجود ندارد. قحطى را همين سرمايه دارنى که دوست دارند با خيراتهاى خود نامشان در ليست انساندوست و بشردوست قرار بگيرد و احتمالا جايزه هاى سازمان ملل و نوبل و غيره را هم در قاپ بگيرند، بوجود آورده اند و آنرا ابقا ميکنند.
اين تنها مردم افريقا نيست که گرفتار طمع و سود اندوزى مشتى اقليت استثمارگر بيرحم گرديده اند. در ايران هم ماجرا همين است، در کشورى که خود بزرگترين توليد کننده نفت است، طبق اخبار رسمى جمهورى اسلامى بايد بزودى بنزين و نفت در ايران جيره بندى شوند و مردم شب تا صبح در صفهاى طويل دنبال سوخت باشند. در قلب دنياى "دمکراسى"، در انگلستان و آمريکا، جائى که شهروندان بى مسکن در گوشه خيابانها شب را به روز ميرسانند، نيز مشکل همين تسلط سرمايه و حاکميت سرمايه داران بر مقدارت مردم است.
تنها از طريق يک انقلاب اجتماعى و از بين بردن سيستم عير انسانى سرمايه دارى است که ميتوان به فقر و گرسنگى ها پايان داد.