مينا احدى، جميله کديور دو جنبش، دو چهره

سهيلا شريفى
sohailasharifi@yahoo.co.uk

اينروزها تغيير قوانين و سرنگونى رژيم جمهورى اسلامى در ايران ديگر تبديل به مکالمات عادى روزمره شده است. در اماکن عمومى، در خانه ها و هنگام گردهمائيهاى خانوادگى، در تاکسى و اتوبوس و درمجلس و پشت درهاى بسته، هرکس به فراخور عقيده و آرزويش در تقلاى تسريع برانداختن اين رژيم و يا تاخير اين اتفاق است. مردم نفسها را در سينه حبس کرده اند و مشتاقانه در انتظار سرنگونى رژيم لحظه شمارى ميکنند. جوانان، دانشجويان، زنان، کارگاران، معلمان هرروز در خيابانها و دانشگاهها خواست سرنگونى اين رژيم را فرياد ميزنند. سران رژيم سلاحهايشان را براى نبرد نهائى تيز ميکنند و براى مردم شاخ و شانه ميکشند. سلطنت طلبان در حال بزک کردن شاهشان هستند و از همين حالا دم آمريکا و دولتهاى قدرتمند غرب را ميبينند و در روياى اعاده تاج و تخت شاهنشاهى قند در دلشان آب ميشود و مجاهدين تانکهاى عاريه اى را صيقل ميدهد و در تدارک فروغ جاودان ديگرى است. حزب کمونيست کارگرى منشور آزاديهاى مردم را ارائه ميدهد تا دخالت مردم در ساختارحکومت آتى را تضمين نمايد و از بند و بست و دور زدن جنبش آزاديخواهى مردم توسط احزاب و گروههاى دست راستى جلوگيرى کند.

در اين ميان تقلاهاى فراکسيون زنان مجلس و خانمهاى چادر چاقچور پوش اين فراکسيون براى سرپا نگهداشتن رژيم جمهورى اسلامى نمايش مضحکى از حقارت و درماندگى را در برابر ديدگان قرار داده است. اينها به شيوه اى بسيار سنتى و عقب مانده در حالى که کيسه گدائى بدست گرفته اند به پابوسى "علماى" اسلامى ميروند و با تضرع از آنها ميخواهند براى حفظ آبروى اسلام و حکومت سياه آن احکام سنگسار را به اعدام تبديل کنند. اين خانمها متعلق به جنبشى هستند که در آن زن ناقص العقل است و خود اجازه ندارد مستقيما حکم و فتوا صادر کند. در اين جنبش اگر زنى (حتى اگر اين زن خود از نمايندگان مجلس و دست اندرکاران حکومت باشد) عقيده و نظرى متفاوت دارد و ميخواهد آنرا به عمل درآورد بايد مردان عمامه بسر، "علما" و مراجع تقليد را راضى کند. اينها فرودست بودن خود بعنوان زن را پذيرفته اند و براى هر اظهار نظرى اول بايد از آقايان علما تائيديه بگيرند. کم نيستند داستانها و افسانه هائى که در آنها زنان فرمانبردار و مومن با درايت و ملايمت خود مردان قدرتمند را بدون رنجاندن آنها در قانونگذارى و گرفتن تصميمهاى بزرگ هدايت کرده اند. چنين زنانى اما هيچوقت خود مستقيما در ساختن تاريخ و جامعه نقشى نداشته اند. آنها همچنان گمنام، فرودست و پشت جبهه مانده اند و تاريخ به اسم مردانى که جلودار صحنه بوده اند رقم خورده است. شايد خانمها جميله کديور و دوستانش در فراکسيون مجلس هم هوس کرده اند نقش چنين قهرمانان گمنامى را در تاريخ سياست ايران بازى کنند. آنها البته مختارند چنين تصميمى بگيرند، اما آنجا که بى بى سى و خبرگزاريهاى دست راستى سعى دارند اين عده را بعنوان نماينده جنبش زنان ايران قلمداد کنند، ديگر بايد گفت اين جنبش صاحب دارد. فعالين حزب کمونيست کارگرى، زنانى مانند مينا احدى که سالهاست براى برابرى زن و مرد و برانداختن آپارتايد جنسى در ايران مبارزه کرده اند، جلودار اين جنبش هستند.

از طرف ديگر واقعيت اين است که جميله کديور و زنان دست اندرکار مجلس هيچ مشکل پايه اى با سنگسار بعنوان يک حرکت غير انسانى و قرون وسطى اى ندارند، درد و شکنجه اى که قربانيان سنگسار متحمل ميشوند از نظر آنها زياد حائز اهميت نيست و در هيچکدام از مصاحبه ها و سخنرانيهايشان کوچکترين اشاره اى به نفرت انگيز بودن اين مجازات نکرده اند. مشکل آنها خشم و نفرت مردم از رژيم جمهورى اسلامى و قوانين اسلامى و بى آبروئى آن در انظار بين المللى است. آنها عزم جزم مردم و زنان را براى سرنگونى اين رژيم حس کرده اند و چادرها يشان را دور کمر بسته و براى نجات اسلام بسيج شده اند، از اين حوزه به آن حوزه، از اين مرجع تقليد به آن يکى و از اين "عالم" به آن ديگرى مراجعه ميکنند تا شايد بتوانند دل سنگ حضرات آيت الله ها را آب کرده وبه آنها بقبولانند که بجاى سنگسار (که مايه آبروريزى شده و بهانه دست حزب کمونيست کارگرى و مينا احدى داده است که اتحاديه اروپا را برعليه حکومت اسلامى تحريک کنند) مجازات آبرومند ترى مانند اعدام بگذارند.

جميله کديور، الهه کولائى و اکرم مصورى منش که به همت ژورناليستهاى دست راستى بى بى سى بعنوان رهبران جنبش زنان در ايران قلمداد ميشوند، نه تنها ربطى به جنبش رو به رشد برابرى طلبى در ايران ندارند، بلکه نقطه مخالف آن و در صدد به سرکوب آن هستند. در حالى که زنان و مردان آزاديخواه در خيابانها شعار "آزادى انديشه با ريش و پشم نميشه" سر ميدهند جميله کديور و دار و دسته اش سر به آستان علماى ريش و پشم دار ميسابند و آنها را از خطرى که تهديدشان ميکند آگاه ميکنند. در حالى که دانشجويان و جوانان برعليه اعدام در خيابانها مبارزه ميکنند، اين خانمها و ديگر طرفدارانشان جايگزينى سنگسار با اعدام را بعنوان پيروزى بزرگى براى زنان ايران در بوق و کرنا ميکنند. در حالى که مينا احدى شبکه بين المللى عليه سنگسار سازمان ميدهد و اتحاديه اروپا را براى اقدام عليه سنگسار و هر نوع آپارتايد جنسى در ايران تحت فشار قرار ميدهد، جميله کديور بدنبال يافتن راههائى است که بتوان بعضى از قوانين ضد زن اسلامى را (آنهائى که ريشه قرانى ندارند) با مجازاتهاى کمى معتدلتر جايگزين کرد. آنهم نه با سازمان دادن مردم و زنان، بلکه کاملا برعکس با دور زدن مبارزات مردم و ملاقات با "علماى" اسلام، پشت درهاى بسته. با فراخوان آرامش دادن به مردم و کند کردن لبه هاى تيز مطالبات جنبش زنان.

لغو مجازات سنگسار حاصل مبارزات مردم و تلاشهاى کسانى مانند مينا احدى است، نه اقدامات جميله کديور وزنان فراکسيون مجلس. مينا احدى و فعالين حزب کمونيست کارگرى اتحاديه اروپا را تحت فشار گذاشته اند که به نقض حقوق بشر در ايران اعتراض کند. ملاقاتهاى متعدد با سران پارلمان اروپا، تظاهرات در مقابل اين پارلمان، نامه هاى اعتراضى از سراسر دنيا که بدرخواست کميته بين المللى عليه سنگسار نوشته شده است و سخنرانيها و افشاگريهاى فعالين کمونيست جنبش زنان طى سالهاى اخير نيروى عظيم فشارى بوده است که پارلمان اروپا و دول غربى را مجبور به عکس العمل در مقابل سنگسار و اعدام و بيحقوقى مردم در ايران کرده است. اگر ما فعالين حزب کمونيست کارگرى نبوديم دول غربى و اتحاديه اروپا هم بى دغدغه روابط ديپلماتيکشان با سران جمهورى اسلامى را ادامه داده و از دست دادن با جنايتکاران دست اندکار اين رژيم ابائى نداشتند. فعاليتهاى کسانى مانند مينا احدى و نه هيچکدام از گروههاى اصلاح طلب درون و بيرون رژيم بود که وزارت امور خارجه آلمان و ديگر سران اتحاديه اروپا را به صرافت جوابگوئى و دفاع از خود انداخت و آنها را مجبور کرد که در ملاقاتهائى که پشت درهاى بسته با سران جمهورى اسلامى داشتند، به نقض حقوق بشر هم اشاراتى بکنند و خانمهاى فراکسيون مجلس را بصرافت حفظ آبروى رژيم بيندازند. جميله کديور و الهه کولائى ممکن است از حمايت دولتهاى غربى و ژورناليستهاى اسلامى در بى بى سى برخوردار باشند اما خيل عظيم زنان و مردان برابرى طلب و آزاديخواه بدون ترديد بدنبال پيشتازان کمونيستى مانند مينا احدى که سالها بدون کوچکترين سازش براى برابرى کامل و بدون قيد و شرط زن و مرد مبارزه کرده اند خواهند رفت و به تقلاهاى جميله کديور و همپالگيهايش با نفرت و خشم مينگرند.

لغو مجازات سنگسار بدون شک قدمى در به شکست کشاندن جمهورى اسلامى و قوانين اسلامى در ايران است اما اين تنها يک قدم است. ما فعالين جنبش زنان و تمام زنان و مردان آزاديخواه در ايران به چيزى کمتر از لغو کامل تمام قوانين ضد زن و برابرى بدون قيد و شرط زن و مرد رضايت نخواهيم داد. رژيم جمهورى اسلامى، با ولى فقيه اش، علماى ريز و درشتش و آخوندهاى چادر پوشش محکوم به رفتن است و هيچ تلاشى نميتواند اين کشتى شکسته را از غرق شدن نجات دهد. تمام کسانى هم که هنوز بر عرشه اين کشتى با کاسه در حال خالى کردن آبهاى درون آن هستند، بهمراه ديگر سرنشينان به ته دريا خواهند رفت.

2003/1/1