بى بى سى رسما دروغ ميگويد!

محمد فتاحى 

fattaahi@yahoo.com

راديو فارسى بى بى سى در مورد توقف سنگسار از طرف حاکمان اسلامى گفته (و در سايتش نوشته) است که:

.... سنگسار در ايران در عمل در موارد بسيار نادر اجرا ميشود... از يکسال و نيم قبل (از نيمه اول سال ٢٠٠١) هيچ موردى از سنگسار گزارش نشده است... نمايندگان زن مجلس شوراى اسلامى براى لغو مجازات سنگسار به سختى مبارزه کرده اند... جميله کديور از رهبران اين رشته مبارزات است... يک مقام ارشد قوه قضائيه تاييد کرد که اعمال اين مجازات از چندى قبل متوقف شده است...

١- آخرين مورد سنگسار در ايران، سنگسار سه نفر در ماه سپتامبر امسال، يعنى سه ماه قبل بود، دو نفر زن و مرد به اسامى گلى نيک خو و يونس اسعدى در شهر نقده و نصرت ابويى در شهر يزد. نصرت ابويى البته از دست دژخيمان و در حاليکه تا سينه چال شده بود در رفت که اکنون در زندان يزد است. خبر آن را جريانات اپوزيسيون، منجمله کميته بين المللى مبارزه عليه سنگسار اعلام کردند، در سايتهاى اينترنتى مختلف نيز، مشخصا در سايت rowzane.comو ديدگاهها درج شد. اطلاعيه هاى کميته بين المللى عليه سنگسار براى همه مطبوعات اروپايى ارسال ميشود. بى بى سى هم اين اطلاعيه ها را دريافت کرده است، اما به دلايل روشن سياسى، ترجيح ميدهد دروغ بگويد و ادعا کند که در يک سال و نيم گذشته اجراى حکمى گزارش نشده است.

٢- ادعاى در عمل اجرا نشدن سنگسار در بعضى موارد، براى کم رنگ کردن وقاحت جناياتى است که در شکل سنگسار شده است. يک مورد سنگسار در جامعه اى که انسان ارزشى دارد، براى کنار نهادن و به محاکمه کشيدن تمامى مسئولين و دست اندرکاران دولتى کافيست، منتها بى بى سى به سبک ژورناليسم دست راستى ميخواهد مردم را سپاسگذار حکومت اسلامى کند که بيش از اين سنگسارشان نکرده است! به فرض اينکه خيلى موارد هم سنگسار مردم براى حاکمان ميسر نشده باشد، يک رسانه خبرى مستقل در اين مواقع، کل سنگسارهايى که شده اند را جمعبندى ميکند، با افراد آگاه به مسئله مصاحبه ميکند و تاثيرات آنرا بر زندگى زنان در ايران و کشورهاى اسلام زده بررسى ميکند. بى بى سى فارسى از اين نوع رسانه ها نيست. در مقابل پا را از حد بالاترين بيشرمى ها فراتر مى گذارد، يک درد عميق اجتماعى را سانسور ميکند و لبخند بر لب رو به مردم اسير اسلام، مقدار سخاوت جانوران اسلامى را براى اين مردم دردمند بر ميشمارد! به راستى در اينمواقع خجالت کشيدن چه نعمتى ميتواند باشد! و براستى که اينها چه رويى دارند که هر بار اسکاندالى به بار مياورند، خم به ابرو نياورده، راست راست راه ميروند، و احتمالا سرشان را هم به افتخار فداکاريهايشان در راه اسلام بالا نگهميدارند!

٣- تعريف اينکه نمايندگان زن مجلس اسلامى به سختى عليه سنگسار مبارزه کرده اند، بخشى از واقعيت را سانسور ميکند و از اين طريق وارد دروغ دوم ميشود. نمايندگان زن مجلس اسلامى و تعداد زيادى از خاتمى چيان در مجلس و خارج مجلس، خواهان اين اند که قربانيان به جاى سنگسار، اعدام شوند. هيچکدام اينها به جنبه غير انسانى سنگسار اعتراض ندارند. مهاجرانى از دو سال پيش داد ميزند که سنگسارها را در ملاء عام انجام ندهند. داد خيلى شان در آمده که سنگسار و اعدامهاى علنى به نفع اسلام و آبروى نظام نيست. مشکل همگى اين است که حيثيت اسلام در خطر است، و براى سابقه حکومت در سطح جهانى مضر است! مسئولين بى بى سى اين سطح از «اعتراض» را کافى ميدانند و از اين بيشتر را زياده روى! به همين دليل به عمد تلاشهاى کميته بين المللى عليه سنگسار را سانسور ميکنند که صدها سازمان متعدد در اروپا و آمريکا و شخصيتهاى مختلف سياسى در سطح جهانى عضو آن هستند. فعاليتهاى کميته بين المللى عليه سنگسار در کشورهاى مختلف اروپايى، منجمله در انگليس و آلمان و دانمارک و سوئد و اتريش و ترکيه را همه شاهدند. کار به جايى رسيد که هفته هاى قبل هيئت پارلمانى اروپا با احترام زياد از زحمات مينا احدى و سازمانش قدردانى کردند و قول دادند که در ملاقات با مسئولين رژيم اسلامى قضيه را پيگيرى کنند. وزارت خارجه آلمان رسما در روزنامه ها برابر اعتراض مينا احدى از خود دفاع کرد، و بنياد هاينريش بل در همين هفته هاى گذشته، از مينا احدى و مسئول واحد اتريش کميته عليه سنگسار براى سخنرانى دعوت به عمل آورد. در کنار اينها ميشود از دهها تظاهرات و آکسيون واحدهاى حزب کمونيست کارگرى عليه سنگسار، در خارج کشور اسم برد. بى بى سى همه اينها را ميداند ولى وظيفه اين دستگاه تبليغاتى محترم نه پخش حقايق و اخبار، که پيش بردن يک سياست تبليغاتى معين است. و اين سياست معين است که مسئولين بخش فارسى بى بى سى را در کنار مدافعين سنگسار در مجلس اسلامى ايران قرار ميدهد.

٤-بى بى سى از جميله کديور به عنوان رهبر اين مبارزات اسم ميبرد. اين دروغ سوم اين رسانه خيلى مستقل در مورد همين موضوع خبرى است! فکر ميکنند با جايگزينى اسم خانم کديور به جاى مينا احدى رئيس کميته بين المللى عليه سنگسار، ميتوانند نقش يک شخصيت جهانى در مبارزه عليه اين مجازات اسلامى را سانسور کنند! آيا واقعا مسئولين بى بى سى خبر ندارند که مينا احدى به خاطر فعاليتهايش در همين عرصه، چه اندازه از طرف مطبوعات، روزنامه ها و راديو و تلويزيونها مصاحبه شده است، و به مهمترين کنفرانسهاى بين المللى براى ايراد سخنرانى دعوت شده است؟ بى بى سى همه اينها را ميداند، ولى بلندگوى اينها نه در خدمت پخش اخبار مبارزه عليه حکومت اسلامى، که در کنار مسئولين اين نظام است. اگر از نظر بى بى سى، جميله کديور مدافع سرسخت اعدام به جاى سنگسار، سنبل اصلاح در زندگى بشر است، به دليل تعلق مسئولين بى بى سى فارسى به کمپ اينهاست.

٥- دروغ چهارم اين دستگاه محترم و خيلى شرافتمند! مربوط است به اينکه خبر توقف اين مجازات اسلامى از مدتها قبل از طرف يک مقام ارشد قوه قضائيه اعلام شده است!

قوه به اندازه بى بى سى محترم قضائيه سپتامبر گذشته سه نفر را سنگسار فرموده و کسى هم از هيچ مقامى از اين ارگان کشتار نشنيده است که همچون غلطى کرده باشند. ادعاى بى بى سى در اين مورد، دروغ چهارم شان از زبان کسى است که شخصيت حقيقى و حقوقى ندارد، به همين خاطر است که اسمى هم براى اين «مقام ارشد» در کار نيست.

بى بى سى اگر رسانه اى مستقل بود، براى کسب اخبار در زمينه سنگسار، به تنها سازمان بين المللى مبارزه عليه آن مراجعه ميکرد، آمار و ارقام مورد نياز دريافت ميکرد، نظر رئيس اين سازمان، مينا احدى را جويا مى شد، و مهمتر از آن، سخنرانى وى را در کنفرانس بنياد هاينريش بل آلمان که در همين ماه دسامبر ٢٠٠٢ درمورد سنگسار برگزار شد، پخش ميکرد.

بى بى سى اين کار را نکرد. نه فقط اين، بلکه به مسئولين رژيمى که سنگسار ميکند مراجعه کرد، از طرف آنها، منتها بى شرمانه تر از آنها دروغ گفت، از آنها قهرمان مبارزه عليه سنگسار ساخت، و حقايق مبارزه واقعى عليه سنگسار را به شيوه ژورناليسم مزدور امروزى سانسور کرد.

بى بى سى زمانى که بنياد هاينريش بل با همکارى سفارت اسلامى و دولت آلمان کنفرانسى براى فروش جمهورى اسلامى به افکار عمومى دنيا برگزار کرد، بلندگويش را در اختيار مدافعان رژيم اسلامى گذاشت و از روز به روز کنفرانس گزارش تهيه کرد. همين بى بى سى نسبت به سخنرانى مينا احدى در کنفرانس چند هفته پيش همين بنياد هاينريش بل در مورد سنگسار خفه خون گرفت و لام تا کام نگفت. بى بى سى وظيفه سياسى خود را به خوبى ميداند، و نسبت به اينکه حتى الامکان کمونيستها و آزاديخواهان ايرانى را بايد دور بزند، به خوبى آگاه است. اينها ميدانند چگونه عطسه کردن و دستشويى رفتن خيل آخوند را هم به عنوان خبر به فروش برسانند، ولى در مقابل اتفاقات مهمى که کمونيستها و مردم آزاديخواه در راس آن هستند، سکوت اسلامى دموکراتيک کنند.

هدف من از طرح اين مسئله خواست عذرخواهى از طرف بى بى سى نيست. هدف انتقاد نيست، هدف اعتراض هم نيست، هدف نشان دادن ماهيت اين فاضلاب خبرى به مردم است. ما بارها و بارها گفته ايم که اينها به همان صفى تعلق دارند که حاکمان اسلامى، همراه خمينى در سياست ايران اسلامى فعال شدند، تا خرخره اسلامى اند، با آنها ميمانند و تا صبح روز دفن اينها به پرسه زدن در پس ارتجاع اسلامى ادامه خواهند داد.

بى بى سى اگر فقط و فقط يک ذره جانب استقلال را ميگرفت و عرف نيمه نرمال مطبوعاتى را در کارش داشت، پخش اين سرى از دروغهاى آشکار در مورد يک مسئله گرم روز، ميتوانست از نظر خودشان هم به عنوان يک اسکاندال سياسى به رسميت شناخته شود، و کليه سياستگذاران و مجريان مرتجع اين قباحت کنار زده شوند.

اين کار نميشود. دليلش اين است که امثال اينها و راديوهاى فرانسه و آمريکا نقش شان همين است. اينها در ميدان مطبوعاتى فعال اند تا به موقع سانسور کنند، حقايق را وارونه به خورد مردم دهند، قلب واقعيت کنند، دروغ تحويل دهند، به عنوان بدبوترين ضميمه سياستهاى دولتهايشان عمل کنند، و چهار چشمى مواظب باشند که اوضاع از دستشان در نرود. مواظب اند تا آخرين روزها در کنار حکومت مرتجع اسلامى باشند، در لحظاتى که اوضاع دارد به تمامى عوض ميشود، در سنگر ارتجاع ديگرى بنشينند و اين بار از جبهه ديگرى به آزاديخواهى شليک کنند.

در مقابل، ما هم اينها را به همين عنوان که هستند، به عنوان فاضلاب اخبار ايران اسلامى به مردم مى شناسانيم.

٣١ دسامبر