دوستان مردم کيانند!

در حاشيه مصاحبه هوسنگ وزيرى با رضا پهلوى

 

سعيد يگانه

 ٢٦دسامبر٢٠٠٢

رضا پهلوى پيش از سرنگونى رژيم مى تواند در ايران باشد!!

اين سر تيتر مصاحبه هوشنگ وزيرى با رضا پهلوى است که اخيرا صورت گرفته است . در طول اين مصاحبه اقاى رضا پهلوى در جواب به سئوالات بارها چه مستقيم و چه غير مستقيم ادعا کرده اند که حکومت آينده ايران بعد از جمهورى اسلامى را ايشان تشکيل خواهند داد. و در يک روز آفتابى در يک راى گيرى دموکراتيک ايشان را به رئيس حکومت انتخاب خواهند کرد. البته اظهارداشته اگر لازم باشداو دوست داردکه قبل از سرنگونى رژيم اسلامى در ايران باشند و مراحل آخر را دست در دست مردم ايران طى کنند.

اينکه امرروز نه تنها آقاى رضا پهلوى بلکه هر اپوزيسيونى چشم به قدرت سياسى دوخته و براى آن تلاش مى کند ، واقعيات سياسى جامعه ايران اين مسئله را به جلوصحنده رانده است . جمهورى اسلامى در حال عقب نشينى است ، جنبش سرنگونى دارد اوج مى گيرد، رفتن جمهورى اسلامى به باور عمومى در ايران حتى براى سران خود رژيم تبديل شده است . در نتيجه نوع حکومت و ساختار آن بعد از جمهورى اسلامى به مسئله روزمردم در جامعه ايران و اپوزيسيون تبديل شده است . به همين دليل آقاى رضا پهلوى از جمله کسانى است که به قدرت سياسى چشم دوخته و براى آن تلاش مى کند.

ببينيم رضا پهلوى و راست پرو غربى چه سناريوئى را براى ايران مد نظر دارند، اما قبل از پرداختن به اين موضوع لازم مى بينم به نکاتى که در مصاحبه ايشان عنوان شده هر چند مختصر بپردازم .

ايشان گفته اند شعارهائى که جوانان و همه مخالفان رژيم تکرار مى کنند، همانهائى است که بارها مطرح کرده و مردم تکرار مى کنند، مثلا اتحاد را فراموش نکن !

اين ادعا نه تنها درست نيست بلکه کلاهبردارى است .لغو اعدام ، ازادى کليه زندانيان سياسى ، آزادى عقيده و بيان از شعارهاى اصلى دانشجويان و مردم حمايت کننده از اين اعتراضات لااقل در رويدادهاى اخيربود،که رضا پهلوى هيچوقت از چنين مطالباتى سريع و روشن نه تنها صحبت نکرده بلکه اصولا به دلايلى که درپائين به آن اشاره خواهم کرد نمى توانند پايبند باشند. حکومتى که خود براى ماندن احتياج به چنين ابزارهائى داردتشکيل دهندگان آن نمى توانند اجراى آن را به مردم قول بدهند.

در قسمت ديگر مصاحبه از ايشان سئوال مى شودکه شما گفته ايددر لحظه آخر در ميان مردم ايران خواهيد بود!. او در جواب مى گويد مقاومت مردم در قالب عدم خشونت ، نافرمانى مدنى وواکنشهائى از اين دست بويژه اعتصاب نشان مى دهد و غيره .

توصيه به مردم براى عدم خشونت البته توصيه دوخردادى ها نيز به مردم هميشه بوده است . اين عبارت رمز ترساندن مردم از انقلاب است . ترساندن مردم از انقلاب تحت نام عدم خشونت و نافرمانى مدنى ، تلاشى است مذبوحانه از طرف دوخردادى ها براى بقا نظام و حفظ جمهورى اسلامى و از طرف رضا پهلوى و کل راست بورژوازى پروغرب براى پائين آوردن توقع مردم ،محدود وکيسه کردن مطالبات مردم و رضايت دادن آنها به دست به دست شدن حکومت از بالا و حفظ چهارچوب موجود. اينها خوب مى دانند که اگر تحولات سياسى در ايران با انقلاب و لاجرم به يک تغييرى بنيادى در جامعه تبديل شودشانس آنها را براى حکومت بشدت پائين خواهدآورد.

رضا پهلوى در همين قسمت از مصاحبه ادامه مى دهد، البته از حکومت سرکوبگرى چون جمهورى اسلامى نمى توان توقع داشت که قدرت را به آسانى واگذارد و پى کار خودش برود. وليکن استفاده افراطى از خشونت هم نمى تواندضامن بقاى حکومتهاى استبدادى بشود. نمونه رومانى و يوگسلاوى و امريکاى لاتين را اسم مى برد.

اينکه هر حکومت مستبدو ديکتاتورى نهايتا دوام نخواهد آوردو توسط مردم سرنگون خواهد شد کاملادرست است ، اما چرا خودش را به کوچه على چپ مى زند و يا فکر مى کند که اين واقعه از حافظه تاريخى هزاران انسان پاک شده است . چرا موقعى که از حکومتهاى ديکتاتورى صحبت به ميان مى آورد حکومت ديکتاتورى محمد رضا شاه پهلوى پدرش رابه فراموشى مى سپاردکه توسط انقلاب مردمى در سال ٥٧ به زير کشيده شد. و ايشان باز فراموش کرده که حکومت محمد رضا شاه براى بقا خود به خشونت و سرکوب متوسل شدو فقط در يک روز در اعتراضات ميدان ژاله بيشتر از چهار هزاراعتراض کننده را به گلوله بستند و به هفده شهريور خونين معروف شد. حکومتى که توسط نسل ما در انقلاب ٥٧ به زير کشيده شد. قرار است توسط فرزندش اين بار در شکل و شمايلى ديگربه جامعه تحميل شود. شايد ايشان فکر مى کند پدرش حق داشته، ديکتاتور نبوده ، زندان و ششکنجه و ساواک نداشت و مردم بيخود اين حکومت را سرنگون کردند.

سناريو رضا پهلوى و پروغربى ها

باوجود سالها سرکوب و اختناق در جامعه ايران اما مردم بخصوص نسل جوان پر توقع ، مدرن و خواهان شادى و رفاه است در نتيجه امروز شکل حکومت آينده بعد از جمهورى اسلامى و جواب دادن به خواستها و نيازهاى انسانى مردم به محکى مهم براى انتخاب مردم تبديل شده است . اما حکومت مورد نظر ايشان چگونه خواهدبود . چه نظمى را مى خواهند بر قرار کنند بر فرض اينکه موفق شود قدرت را بدست گيرد .

حکومت ايشان قطعا يک حکومت بورزوازى خواهد بود مبتنى بر استثمار اکثريت کارگران و تهيدستان جامعه . اعاده نظم استثمارگرانه بورژوازى برگرده مردم محروم جامعه ، سازمان دادن نظم بربريت سرمايه نه با قانون بربريت و قرون وسطائى بلکه قوانينى که بتواند رابطه کار و سرمايه و سوداورى را تنظيم کند، بقول خودش سرمايه هاى خارجى را بر مبناى کار ارزان و کارگر خاموش جلب کند، اعاده چنين نظمى تازه در ده سال اول حکومت، بايستى کارگران و کارکنان جامعه کمربندهايشان را سفت کنند ، اگر لازم شد چند شيفتى کار کنند، توقعشان را پائين بياورند و به کم قانع باشند ، چون اقتصاد مملکت ورشکسته شده است و بايستى اين اقتصاد شکوفائى پيدا کند. در نتيجه آقاى رضا پهلوى و حکومتش در قدم اول نه برآورده کردن نيازها و رفاه مردم بلکه اعاده نظم بورژوازى و سود اورى براى سرمايه هست . تازه اين در جامعه اى است که بعد از سالها سرکوب و اختناق و فقر مردم نياز فورى براى اقدامات عاجل و براورده کردن نيازهاى انسانى خود دارند.

اما چنين حکومتى براى برقرارى چنين نظمى در صورت اعتراض مردم به بيکارى و فقر، عدم آزادى سياسى و غيره احتياج به دستگاههاى سرکوب ، پليس و ارتش حرفه اى ، شکنجه و زندان براى مخالفان سياسى پيدا خواهد کرد و نه تنها حکومت مورد نظر آقاى رضا پهلوى بلکه هر حکومت بورژوازى براى سازمان دادن چنين نظم استثمار گرانه اى احتياج به چنين ابزارهائى دارند در غير اين صورت دوام آنها غير ممکن خواهد بود.

شکل حکومتى مورد نظر ايشان در بهترين حالت اين خواهد بود که هر چهار سال يکبار راى مردم را بگيرند و به حکومتشان مشروعيت مردمى بدهند و تا چهار سال بعدى هر چه خواستند بکنندو هر بلائى خواستندبر سر مردم بياورند بدون آينکه آنها کوچکترين دخالتى در سرنوشت خود داشته باشند . اسم اين حکومت را مى گذارند دموکرات و تازه افتخار هم خواهند کرد که دموکراسى بر قرار کرده اند.

تصور اينکه آقاى رضا پهلوى و هر اپوزيسيون بورژوازى ديگرى راحت بتواند به قدرت بخزند کار خيلى دشوارى است . تجربه دو حکومت ديکتاتورى رضا شاهى و اسلامى و چندين دهه فقر، سرکوب و اختناق در جامعه وبا سرکوب خونين انقلاب ٥٧ توسط دولت جنايتکار اسلامى مردم بخصوص نسل جوان راحت به هر نظمى تن نخواهندداد. جامعه خوشبختانه دارد به چپ مى چرخد، راديکاليزم در جامعه دارد اوج مى گيرد و مهمتر از همه حضور فعال و سياسى حزب کمونيست کارگرى در صحنه سياسى ايران ،حزبى با برنامه و افق روشن سياسى شانس بقدرت خزيدن پرو غربى هارا بشدت کم کرده است، اما واقعيت اين است که امروز در تحولات سياسى ايران يکى ا،ز آلترناتيوهاى موجود راست پروغربى با سلطنت يا بدون سلطنت است که مى خواهند سرنوشت اينده ايران را رقم بزنند. اينها نه دوستان مردم بلکه دوستان دروغين مردمند که در سايه سالها اختناق و سرکوب تلاش مى کنند دوباره چندين دهه ديگر فقر و فلاکت را به جامعه تحميل کنند. مى شودو بايستى بکمک مردم آزاديخواه جلواين سناريو را گرفت .

پرو غربى ها چگونه ميخواهند به حکومت برسند.

ابزار اينها براى رسيدن به حکومت در درجه اول خود مردم هستند. از اعتراضات مردم حمايت مى کنند تا بدينوسيله بتوانند جمهورى اسلامى را به عقب برانند و نتايج مطلوب را به نفع خود بدست بياورند و هر جا اعتراضات و مطالبات مردم منافع اينها را نيز به خطر بيندازد تلاش خواهند کرد و به هر ابزارى متوسل مى شوند که جلو رشد اين مبارزات را بگيرند ومسير آن را منحرف کنند. در نتيجه براى اينها مردم و مطالبات واقعى آنها هدف نيست ،بلکه مردم و مبارزه شان براى آنها ابزار رسيدن به قدرت است به همين دليل با انقلاب مخالفند و آن را تحت عنوان "خشونت" مردم را از آن باز مى دارند. اگر جمهورى اسلامى با يک انقلاب مردمى سرنگون شود وباعث تحولات بنيادى در جامعه شود ، در آن صورت اينها شانس کمترى براى خزيدن به حکومت دارند.

در سناريوى مورد نظر ايشان و همفکرانش ، اعتراضات مردم ادامه پيدا مى کند، جمهورى اسلامى عقب مى نشيند يا در اثر مبارزات و اعتراضاى وسيع و متحدانه مردم فرو مى پاشد، ويا قبل از سرنگونى در فرصت مناسب اگر اوضاع بر وفق مرادشان پيش برود، با کمک غرب مشخصا امريکا با کودتا و يا دخالت مستقيم نظامى آن ، دولت موقتى به سبک کرزائى تشکيل خواهندداد و در يک انتخابات فرمال آقايان به حکومت خواهند رسيد . بايستى جلو اين سناريو را با توسل به مردم و هوشيارى سياسى گرفت . اين سناريوئى است که اگر شکل بگيرد جامعه ايران را در دور باطل مشابه دهه هاى قبل قرار خواهد داد.

حزب کمونيست کارگرى ايران آلترناتيوانسانى و حاضر در صحنه سياسى ايران

خوشبختانه امروز حزب کمونيست کارگرى ايران ، حزب منصور حکمت در صحنه سياسى ايران حضورفعال دارد . حزبى با افق و برنامه روشن سياسى براى آينده ايران ، حزبى که مبناى تفکرش و مبارزه اش برابرى انسان ها و رساندن جامعه به خوشبختى و سعادت است . حزبى که مى توانداميد و آرزوى ميليونها انسان در جامعه براى رسيدن به رفاه و آزادى باشد . حزبى که هدفش سوسياليسم است و مى خواهدبا کمک مردم و با يک انقلاب جامعه را به ازادى واقعى برساند. حزبى که مى خواهد مردم را به قدرت برساند و از طريق شوراهاى واقعى خودبا انتخاب نمايندگان خود در سرنوشت و امورات خود دخالت مستقيم و هر روزه داشته باشند. حزبى که به آزادى بى قيد و شرط سياسى ، آزادى نظر ، عقيده ، آزادى داشتن مذهب و يا نداشتن آن ، برابرى زن و مرد و غيره معتقد است و براى آن تلاش مى کند. اگر مردم مى خواهند يک بار و براى هميشه از رنج و فلاکت و اختناق رهائى پيدا کنند . راه رسيدن به چنين جامعه اى انتخاب و پيوستن به حزب کمونيست کارگرى ايران است . اين راه خوشبختى جامعه و جلو گيرى از هر سناريوئى از جمله سناريو آقاى رضا پهلوى است . به حزب کمونست کارگرى ايران بپيونديد.