در
رابطه با
مصاحبه آقای
کورش مدرسی از
حزب کمونيست
کارگری
مصاحبه آقای
کورش مدرسی از
حزب کمونيست کارگری
با راديو
انترناسيونال
بنده را بر آن داشت
تا خارج از
پيوند
تشکيلاتی خود
(جنبش آشتی
ملی ايران)
نکاتی در مورد
اين مصاحبه را
مورد بررسی و
با هم ميهنان و
همينطور آقای
کورش مدرسی در
ميان بگذارم.
آقای
مدرسی حزب شما
از يکسو
بيانيه منتشر
ميکند و
فراخوان برای
همبستگی حول
محور شماری از
اصول را تبليغ
ميکند و از
سوی ديگر شما
در مصاحبه تان
منکر هر گونه
علاقه ای به
همبستگی با ساير
نيروها
ميشويد و
ميگوييد ما
کار خود را
ميکنيم و
ديگران هم کار
خود را بکنند.
آيا توجه
داريد که با
اين اعمال بی
حساب و کتاب
چه ضربه ای
ميتوانيد بر
پيکر جنبش
آزادی خواهی زده
و چه سر درگمی
ای در بين
مردم ايجاد
کنيد ؟ آيا
درک ميکنيد
خود محور طلبی
از اين نوع جز
راه به
استبداد
ندارد هر چقدر
هم که خود را
مردمی و
خواستار
رهايی
کارگران معرفی
کنيد؟ آيا
توجه داريد که
کشور و
کارگرانی که
شما خود را
منجی آنها
ميدانيد تا چه
حد در خطرند و
شما همچنان در
لاک خود محوری
خود فرو رفته
ايد؟ شما که
عبارت "مردم
آزاد و آگاه"
را از نوشته
های جنبش آشتی
ملی تکرار
ميکنيد, اگر
به اين عبارات
اعتقاد داريد
چرا با ارايه
آن منشور و
آنگاه چنين
مصاحبه ای
مردم را و همينطور
نيروهای
اپوزيسيون را
سر درگم ميکنيد؟
آيا حزب شما
صرفا برای عقب
نيفتادن از
قافله حرکت
همبستگی چنين
منشورهايی را
صادر ميکند
ولی در باطن
به آن اعتقادی
ندارد ؟
صحبتهای بدون
پشتوانه که
اگر کسی به
کارگران و يا
مردم پس از
فروپاشی
جمهوری
اسلامی چپ
نگاه کرد ما
چنين و چنان ميکنيم
ساده است. راه
حل عملی شما
کجاست؟ صحبت از
عنقريب بودن
فروپاشی
جمهوری
اسلامی ميزنيد.
آيا معتقديد
که اين حزب
شماست که به تنهايی
در حال انجام
اين کار است؟
اگر جواب شما
نه ميباشد که
در آنصورت چرا
دست همبستگی
به سوی آن
نيروهای
پيشروی که در
اين کار
سهيمند دراز
نميکنيد؟ و
اگر پاسخ شما
بلی ميباشد که
وای بر حال
کارگرانی که
به اميد آن
نشسته اند که بتوسط
حزب شما رها
گردند .
نه گروه شما
و نه هيچ گروه
ديگری نبايد
غرور بيجا
نسبت به
تعدادی
طرفدار و چند
اسلحه خود
داشته باشد و
آينده جنبش
کارگری و مردم
ايران را
بازيچه خود
محوری خويش
سازد. هنوز هم
دير نيست. از
ديناميسم
فلسفه
کمونيست که به
آن اعتقاد
داريد کمک
بگيريد و با
تحليل مشخص از
اوضاع مشخص
دست همبستگی
بسوی ديگران
دراز کنيد و
يا دستهای پيش
آورده را پس
نزنيد. تا
آنجا که بنده
ميدانم جنبش
آشتی ملی
ايران اولين
سازمان سياسی
بود که به
فراخوان شما
پاسخ مثبت داد
و اين در
حاليست که
برنامه
پيشنهادی
جنبش آشتی ملی
بسيار منسجم
تر از چند بند
پيشنهادی حزب
شماست. ما
چنين کرديم
چون خود محوری
را صحيح نميدانيم.
ما چنين کرديم
چون خود محوری
سازمانهای
سياسی را
بلايی سهمگين
برای مردم خود
ميدانيم.
بياييد و شما
هم چنين کنيد
تا در کنار هم
بهار آزادی را
برای کشور خود
به ارمغان
آوريم.
دکتر
ايرج سرشار
6 دی ماه 1381