کدام آلترناتيو؟

اسماعيل مولودى

امروز اوضاع سياسى ايران کاملا با چند ماه قبل فرق ميکند رژيم اسلامى دارد سنگر هاى اساسى و هويتى خودرا از دست ميدهند. جوانانى که با حاکميت سياه اسلام سياسى چشم به جهان گشوند زير سلطه سياه مذهب درس و مشق خوانده اند عليه اين نظم سياه قرون وسطايى و ضد بشرى ايستاده اند. جامعه ايران يک پارچه آتش خشم از اين حاکمان را درسنيه دارند. بارقه اين خشم اين جاو آنجا ديده ميشود. تنفر و خشم جوانان ، کارگران ، زنان و مردان آزاده حاکمان را به هراس انداخته است. به روزنامه ها نگاه کنيد. از کودک آزارى صحبت ميشود، از خشونت عليه زنان در خانواده صحبت ميشود. ميخواهند حکم سنگسار را لغو کنند. هر حرکتى رژيم را در چالنجى ديگر قرار ميدهد. جريان پرونده نظر سنجى نشان ميدهد چگونه اسبها همديگر را گاز ميگيرند. کيهان از زبا دکتر احمد احمدى مينويسد چرا از دوم خردادر توبه کرده؟ دوم خرداد پروژه حفظ بقا جمهورى اسلامى بود. پروژه اى آبرو باخته که کنفرانس برلين تير خلاصى به آن زد و همراه ديگر ترفندهاى رژيم به زباله دان ريخته شد. کنفرانس برلين که از طرف حزب کمونيست کارگرى و ديگر مبارزين ايرانى سازمان داده شده بود تير خلاص به مغز مهجور تئورسين هاى دوم خرداد بود و صداى برحق و نداى انقلاب در ايران را به همه مژده داد. سرفصلى شد براى رشد اعتراضات. حال بعدو از سه سال و اندى دکتر احمد احمدى هم از دوم خرداد توبه ميکند. همه اين اوضاع نشان از موج عظيم اعتراض اجتماعى است. اعتراضى که شعارهايش آزادى، برابرى، رفاه و لغو مجازات اعدام است. شعارهايى که حزب کمونيست کارگرى و جريان کمونيسم کارگرى از روز اول با آنها هويت خودش را در تقابل با چپ سنتى تعريف کرد. امروز مردم ايران از حاکميت اسلام سياسى به تنگ آمده اند . بيش از دو دهه سنگسار. کشتار ترور، تعيقيب و شکنجه نسل جوان و ازاديخواهان را برآن داشته که به اين حاکميت سياه خاتمه دهند. ج. ا. حکومتى است که در طول تاريخ سياهش هيج شبى خواب راحت به چشم نداشته ترس از مردم و اعتراضاتشان ، خواستهايشان هميشه حال حاکمان اسلامى را مشوش و مغشوش کرده است٠ اکنون مبارزات مردم عليه اسلام سياسى عليه حاکميتش و عليه هرگونه قواينن ضد بشرى اش شروع شده . جوانان و نسل جوان به آينده چشم دارند و به تمدن و برابرى انسانها فکر ميکنند به رفاه و به آرامش به زندگى لايق انسان فکر ميکنند. ميدانند با وجود حاکميت اسلامى و نظم مذهبى اين خواستها مقدور نيست. ميدانند حاکميت اسلامى پرچم استثمار سرمايه پرچم سلب آزادى هاى فردى و اجتماعى است . کارگران ، زنان ، مردان آزاده حاکميت اسلامى سياسى و حکومت سياهش را بيش ا زبيست سال با زور شکنجه و کشتار بدوش ميکشند. از زمانى که خمينى گفت اقتصاد مال خر است فهميندند که اين دسته جنايتکاران چه نقشه اى براى زندگى انسانها دارند بهمين خاطر جمهورى اسلامى از بدو تولد ناميمونش تاکنو ن هر روز و هرساعت با اعتراضات خود درگير کرده اند.

منصور حکمت در ياد داشتهاى سياسى به حق، مينويسد، »جمهورى اسلامى با سرکوب بوجود آمد و با اختناق سر کار مانده اکنون بايد به اين حاکميت جهل و سرمايه خاتمه داد. امروز مردم همين تنها رکن اساسى حکومت يعنى سياست سرکوب ر ابه مصاف طلبيده اند. جهمورى اسلامى که نتواند سرکوب کند سرنگون ميشود. امروز دقيقا به اين موقعيت رسيده ايم.» ( پرده آخر، يادداشتهايى در باره بحران سياسى رژيم، منصور حکمت) جريانهاى سياسى پلاتفرم هاى خود را ارائه ميدهند و هر جريانى با برنامه و پلاتفرمش روشن ميکند کجا ايستاده است. مبارزه مردم ايران و عمق آزادى خواهى و بربرى طلبى اش باعث شده که جريانهاى ليبرال و حتى توده اى ها و اکثريتى ها در مورد فرداى ايران نظر بدهند. همه ميدانندتوده اى ها و اکثريتى ها در تثبيت حاکميت سياه اسلام سياسى در ايران دست داشتند مردم اين ها را از ياد نبرده اند. نهضت آزادى و ليبرالها، سرمايداران وطنى و جريانهاى ملى و مذهبى تلاش کردند که در حکومت اسلامى جايى داشته باشند و براى ثبيت آن فداکاريها کردند. زير قباى خاتمى رفتند و جريان دوم خردادى را راه انداختند. سلطنت طلب ميگويند از گذشته خود پشيمانند. اما مردم ايران که حاکميت سلطنت در انقلاب ٥٧ بزير کشيدند و سلطنت جواب روشن خودرا از مردم گرفته. هنوز مردم ايران ساواک را از ياد نبرده اند و ميدانند سلطنت چه تحفه اى بود. به يمن جريان کمونيسم کارگرى و حزبش کسى نميتواند تاريخ را از ياد مردم ببرد. مردم از اشتباهات قبلى دارند درس ميگيرند. جريان کمونيسم کارگرى که در نقد و مبارزه سرسختانه با حاکميت اسلام سياسى در طول بيش از دو دهه بى وقفه و روشن عليه هرگونه مماشات با آن جنگيده روشن و صريح پلاتفرم خودرا براى سرنگونيش ارائه داده. جريانى واقعى در معادلات سياسى امروز ايران است. آزادى بى قيد و شرط بيان ، مطبوعات، تشکل ، برابرى کامل زن و مرد، لغو حکم اعدام و رفاه و آسايش تامين آزادى هاى فردى و اجتماعى انسانها پلاتفرم اين جريان است. امروز کمونيسم کارگرى يکى از آلترناتيوهاى موجود در مبارزات سياسى مردم ايران عليه حاکميت اسلامى سياسى است.

جريانهاى سياسى که رفراندوم را در برنامه دارند نميخواهند مردم در حاکميت دخيل باشد. ميگويند راى تان را بدهيد و در خانه منتظر باشيد. اين همان شيوه بى خاصيت کردن قدرت سياسى مردم در تعيين سرنوشت خود است. امروز کل نظام زير ضربه است. جواب درست به وضعيت ايران را حزب کمونيست کارگرى دارد. جوانه هاى اين پلاتفرم در شعارهاى امروز دانشجويان معلمان، زنان وجود دارد آزادى بيان ، زندانى سياسى ازاد بايد گردد لغو حکم اعدام رفاه و برسميت شناسى حقوق فردى و اجتماعى آدمها. برابرى کامل زن و مرد در جامعه و لغو تمامى قوانينى بردگى زنان و برچيده شدن فرهنگ مرد سالار در جامعه. خواست کارگران لغو کار مزدى رفاه و آسايش و برابرى در کل جامعه اينها شعارهايى است که امروز از دل و زبان يک يک آزاديخواهان و مردم به تنگ آمده از اسلام سياسى است، مردمى که با تنفر ميخواهند جوابى انقلابى و درست به پايان حاکميت حکومت سياه مذهب و سيستم نابرابر سرمايه بدهند.

به حزب کمونيست کارگرى پرچمدار رفاه ، برابرى کامل زن و مرد، آزادى بيقيد و شرط بيان، تشکل ، اعتصاب و مطبوعات بپيونديد. پلاتفرم سياسى حزب کمونيست کارگرى ايران شروع اجراى آزادى هاى فردى و اجتماعى انسانها در جامعه بعد از سرنگونى رژيم اسلامى است. تنها آلترناتيوى است که ميتواند خواستهاى بر حق مردم مبارز و آزاديخواه ايران و انقلاب در راه ايران را نمايندگى و رهبرى کند. تنها جريانى است که با ايجاد شوراهاى مردم دخالت مستقيم مردم بر سرنوشت خودرا تضمين ميکند.

زنده باد انقلاب، زنده باد جمهورى سوسياليستى

٢٨ دسامبر ٢٠٠٢