کمونيسم کارگرى در بستر اصلى سياست
مجيد حسينى
شکست پروژه اصلاح و ابقاى رژيم اسلامى معروف به دوخرداد، اميد و همبستگى آن طيف از صفوف جريان ملى اسلامى را که به دور آن حلقه زده بودند، به هم زده، سردرگمى و تشتت را در ميان آنها بالا برد و در نتيجه دامنه فعاليت و تاثير گذارى آن پروژه را که قرار بود چهره معتدلى از اسلام و حکومت الله را براى نجات جمهورى اسلامى عرضه نمايد به شدت محدود گشته است ـ بحث خاتمى و اصلاحات دوخردادى، از آن تب و تابى که داشت افتاد، سران و مهره هاى اصلى آن نه تنها به شکست خود اذعان دارند، بلکه رژيم را رفتنى مى دانند و يا خود به فکر «خروج از حاکميت» اند تا به شيوه هاى ديگر و در سطوحى ديگر در جستجوى راههاى نجات جمهورى اسلامى و جلوگيرى از سقوط آن توسط انقلاب مردمى باشندـ مدتها است که از هجوم خيل توجيه گران اصلاح نظام جمهورى اسلامى، در جلسات، سمينارها و مباحث راديويى خبر آن چنانى نيست ـ انگار که محققين، کارشناسان، اقتصادانان بى «آزار»، «خيرخواه»، «بى طرف»، هنرمندان و نويسندگان «خدمت گذار مردم» غيب شده و به زمين فرو رفته اندـ بازار سازمانهاى راست و «چپ» اپوزسيون پرو رژيم که به استقبال اين روشنفکران شتافته و جلوشان فرش پهن کردند و در توجيه جمهورى اسلامى همراه با اينها، هياهو براه اندختند، حزب کمونيست کارگرى ايران را به خاطر افشاى اين توطئه بزرگ عليه مردم ايران به باد فحش و اتهام گرفتند، کساد شده است ـ
بى افقى جريان دوخرداد، نقش اين خيل «کارشناس» و «محققين» را اساسا به دعواى «درونى» بين خود محدود کرده است ـ اکنون مسئله نجات دين اسلام، جدا کردن حساب اين رژيم از اسلام، به يکى از محورهاى انواع ميزگردهاى راديويى، مباحث و جلسات مختلف اسلام شناسان «بى طرف» تبديل گرديده است ـ تمرکز اين طيف روى نجات اسلام بجاى توجيه رژيم اسلام سياسى و جنايات آن در تاريخ معاصر بشر، و پس رفتن سخن گويان دوخردادى از مواضع قبلى، نشانه آشکارى از شکست تلاش «اصلاح طلبان» دوخردادى اسلام سياسى و در عين حال جناح راست رژيم و در نهايت کل نظام همراه با خيل اپوزسيون خودى است ـ درمقطعى که کليت رژيم زير ضرب جنبش سرنگون طلبى است، روشنفکران و سازمانهاى محصول فروپاشى ديوار برلين و پاسداران ايدئولوژيک سرمايه مى خواهند، جلو بى اعتبار شدن دين اسلام اين سلاح ضد بشرى را بگيرند تا پس از رفتن جمهورى اسلامى عليه مردم و زنان به کارش گيرندـ ولى اين تلاشى عبث و محکوم به شکست است، نسل جوان در ايران خواهان زندگى مدرن و سکولارند، برابرى طلب اند، خواهان آزادى پوشش، آزادى روابط جنسى، لغو آپارتايد جنسى، رفاه و استفاده از آخرين دستاوردهاى انسانى در تمام زمينه هاى سياسى و اجتماع اندـ
با وجود اينها لازم است از همين امروز اهداف اين برنامه ها را شناخت با هوشيارى آنها را خنثى و افشا کردـ بايد هر جايى اين قبيل سازمانها و افراد «دگرانديش» نان به نرخ روزخور لنگر گرفتند، به سراغشان رفت تا در فرداى هر تحولى در ايران بتوان به راحتى آنها را کنار زدـ
در بعد بين المللى در دو سطح تلاش شد تا جمهورى اسلامى تعديل شده را بعنوان نشانه هاى «پيشرفت دمکراسى و حقوق بشر» و «عدم خشونت» به مردم ايران و جهان بفروشندـ غرب و کشورهاى اروپاى واحد به خاطر منافع سياسى و اقتصادى خود دست همکارى را به سوى «اصلاح طلبان» دراز کردندـ کنفرانس برلين نقطه اوج و شکست اين داستان بودـ حزب کمونيست کارگرى ايران در اين کنفراس در مقابل دولت آلمان، دوخرداديها و کليه سازمانهاى «چپ» طيف مى مذهبى ايستاد و از خواستها و آزوهاى مردم در ايران دفاع کردـ بعدا خواستند همين داستان را در سطح محدودتر و از موضع ضعيفترى، در سمينار لوکوم تکرار کنندـ دولت آلمان و جمهورى اسلامى ميخواستند به دور از چشم حزب کمونيست کارگرى ايران بى سر و صدا اين سمينار را بر گزار کنندـ اما اين برنامه هم که تدارک ويژه اى برايش چيده بودند توسط کادرهاى حزب مختل شد و بى نتيجه ماندـ
سالها قبل از اين ماجراها حزب کمونيست کارگرى ايران اعلام کرده بود که در خارج از کشور ايران، امکان فعاليت به جنايتکاران جمهورى اسلامى نمى دهد و مدافعان و توجيه گران اين رژيم را رسوا خواهد کردـ اين سياست درست و انقلابى حزب در کشورهاى اروپايى و غرب، تا حد زيادى به پيش برده شده و هم اکنون دارد ثمره خود را مى دهدـ دولت آلمان بعنوان يکى از متحدين اصلى و قديمى جمهورى اسلامى ايران و دولت دانمارک که رياست دوره اى اروپاى واحد را بعهده دارد، در اين دوره زير فشار سياسى فعالين حزب قرار گرفتندـ در نتيجه افکار عمومى مردم در اين کشورها را متوجه همکارى و بند وبست اين دولتها با رژيم جنايتکار جمهورى اسلامى نمودند و اين فشارى بود که در تغير سياست اروپاى واحد با جمهورى اسلامى موثر واقع شدـ
اينبار نهاد هاينرش بل در آلمان در ١٠ دسامبر از مينا احدى، عضو دفتر سياسى حزب کمونيست کارگرى ايران دعوت کرد همراه سخنرانانى از ديگر کشورها در باره سنگسار و راه مقابله با آن سخنرانى کندـ تحميل اين وضعيت به دولت آلمان و بدر آوردن اين تريبون از چنگ جمهورى اسلامى در اين نهاد، پيروزى بزرگى براى مردم و بخصوص زنان در ايران و حزب کمونيست کارگرى ايران است ـ بدنبال اين سخنرانى و ديگر فعاليتهاى کمپين بين المللى عليه سنگسار که مسئوليت آنرا مينا احدى دارد، وزرات خارجه آلمان بيشتر گذشته زير فشار افکار عمومى مردم و فعالين حزب قرار گرفت و ناچار شد براى تبرئه خود و ماست مالى کردن سياستهاى اين وزارتخانه در رابطه با ايران نامه علنى در دفاع از خود بنويسدـ اين نامه وزارت امور خارجه آلمان جواب خود را از طرف مينااحدى گرفت ـ
اين مجموعه اقدامات و ديگر اعتراضات وسيع و سراسرى حزب کمونيست کارگرى ايران در همه کشورهاى جهان، عليه موج اعدام و سنگسار در ايران، با شدت کم سابقه اى مورد توجه و حمايت مردم در اين کشورها قرار گرفت ـ در دانمارک از طرف کادرهاى حزب، ناهيد رياضى و محمود قزوينى اعتراضات بزرگ و موثرى سازمان داده شدـ کار به جايى رسيده که بازار مشترک اروپا رعايت حقوق بشر در ايران را شرط تعيين سطح روابط سياسى و بازرگانى خود با جمهورى اسلامى قرار داده است ـ اين تغير سياست اروپاى واحد از توجيه و مماشات و دفاع از جمهورى اسلامى به موضع اعتراض و شرط و شروط گذاشتن براى رابطه با آن، محصول رشد جنبش سرنگونى طلبى و گسترش مبارزات مردم در ايران از يک طرف و فعاليتهاى پيگيرانه کادرهاى حزب کمونيست کارگرى ايران از طرف ديگر مى باشدـ
درک اينکه، موقعيت حزب در رابطه با مردم و دولتهاى اروپايى و غربى به نسبت گذشته فرق کرده و متغير شده، بسيار مهم است ـ اکنون گوش شنوا براى حرفهاى ما بيشتر شده، درجه تاثير گذارى و دخالتگرى ما در همه عرصه هاى فعاليت اجتماعى و مجموعه مسائل مربوط به حقوق مدنى مردم ايران و معيارهاى جهانشمول حقوق شهروندى وسيعتر گشته است ـ ديگر نمى توان سياستهاى مماشات جويانه با جمهورى اسلامى را تحت سياست راسيستى «نسبيت فرهنگى» و فرصت طلبى پراگماتيستى «ديالوگ انتقادى» ادامه دادـ
اين تغير موقعيت حزب خاص اروپا و محدود به فعاليت حزب در اروپا نيست، بلکه گوشه کوچکى از يک واقعيت عظيم تر در رابطه با جامعه ايران و جايگاه و نفوذ کلام حزب کمونيست کارگرى در آن است ـ
دسامبر٢٠٠٢
|