پايان سال و مبارزه براى افزايش دستمزدها
شهلا دانشفر
با نزديک شدن به ماههاى پايانى سال، دوباره بحث بر سر خواست افزايش دستمزدها به موضوع داغ روز در ميان کارگران از يکسو و در کريدور هاى دولت از سوى ديگر تبديل شده است. هر ساله در اين موقع از سال کمسيون شوراى عالى کار مجلس کار خود را براى بررسى و تعيين ميزان حداقل دستمزد سراسرى کارگران براى سال آتى آغاز ميکند.
امسال در شرايطى به استقبال اين مبارزات ميرويم که اوضاع سياسى جامعه بيش از هر وقت ملتهب است. به ميدان آمدن معلمان با خواست افزايش دستمزدها و اعتراضات اخيرشان شيپور مبارزه بر سر خواست افزايش حقوق و دستمزدها را به صدا درآورده است. يک خواست مهم کارگران قند مياندوآب در ١٢ آذر ماه و کارگران چوکا در ٢٤ آذر خواست افزايش دستمزدها بود. در شرايط امروز هر حرکت و اعتراضى با حمايت وسيع مردم روبرو ميشود. در چنين شرايطى کارگران از موقعيت و فرصت مناسب ترى براى به ميدان آمدن با خواست افزايش دستمزدها و ديگر خواستها و مطالباتشان برخوردارند. طبعا وزنه سنگين مبارزه براى افزايش دستمزدها عمدتا بر دوش کارگرانى قرار دارد که در مراکز بزرگ و کليدى اشتغال دارند و اين کارگران نفت، توانير، ذوب آهن، ماشين سازيها و مراکز متمرکز، برزگ و کليدى کارگرى هستند که ميتوانند ابزار فشار مبارزه اى قدرتمند براى خواست افزايش دستمزدها و ديگر مطالبات کارگران باشند. در اين موقع از سال و سنتا بحث بر سر خواست افزايش دستمزدها عمدتا موضوع بحث همين بخش از کارگران يعنى کارگرانى است که از موقعيت با ثبات ترى برخوردارند و در بخش هاى کليدى توليد جامعه به کار اشتغال دارند. به ميدان آمدن اين بخش از کارگران، کارگران ديگرى را که ماههاست دستمزدى دريافت نکرده اند و يا در معرض اخراج قرار دارند و يا کارشان را از دست داده اند، را نيز در موقعيت بهترى براى مبارزه براى گرفتن دستمزدهاى معوقه شان و عليه اخراج و گرفتن حق بيمه بيکارى و ديگر مطالباتشان قرار خواهد داد. بويژه در شرايطى که جامعه حالت بمبى انفجارى را به خود گرفته است به ميدان آمدن کارگران صنايع کليدى نقش مهم و تعيين کننده اى نه تنها در مبارزه براى خواست افزايش دستمزدها بلکه در تغيير و تحولات سياسى کنونى ايران ميتواند داشته باشد. بايد به تدارک اين مبارزات برويم. از هم اکنون بايد مجامع عمومى کارگرى بر سر اشکال پيشبرد اين مبارزه تصميم بگيرند. مبارزت کارگرى در سال ٨١ تجربيات موفقى از حرکات و اعتراضات فراکارخانه اى را به نمايش گذاشته است. مبارزاتى که دهها کارخانه را در بر ميگرفت، نظير آنچه که در ٢٥ تيرماه در مقابل سازمان تامين اجتماعى اتفاق افتاد و هزاران کارگر به خيابانها آمدند و يا مبارزه همزمان ٤ کارخانه در کرمانشاه و تجمع اعتراضى هزاران کارگر در ميدان اين شهر و نيز تجمع کارگران از شرکتهاى مختلف وابسته به بنياد مستضعفان در ١٦ آذر در برابر ساختمان اداره کار در تهران. ميتوان با به خدمت گرفتن تمامى اين تجربيات و با اتکا به روابطى که در ميان کارخانجات مختلف و محيط هاى کارگرى و در دل اين اعتراضات بوجود آمده است، مبارزه اى گسترده و سراسرى را سازمان داد. مجامع عمومى کارگرى حلقه کليدى و حلقه اتصال تمامى اين روابط و حلقه اتصال مراکز کارگرى به يکديگر است. با اتکاء به دامن زدن به جنبش وسيع مجامع عمومى کارگرى، هم قول شدن بر سر مبارزه اى متحد بر سر خواست افزايش دستمزدها و ميزان آن، برقرارى تماس با کارخانجات ديگر و رسيدن به تصميماتى مشترک ميتوان از هم اکنون به استقبال مبارزه اى قدرتمند و سراسرى رفت.
|