خانم سيمين بهبهانی!

 دست از حمايت مرتجعين مذهبی بشوئيد و به هتاکی های خود به زنان ايران خاتمه دهيد!

 

بنا به گزارش روزنامه سوئيسی نيو زوريخ زيتونگ در هفته گذشته خانم للوئيد روبرتز خبرنگار بی بی سی بعلت مصاحبه با زنا ن خيابانی از ايران اخراج شد. وی در مصاحبه با فرستنده تلويزيونی بی بی سی عنوان کرده بود که نمی توان  حضوردختران خيابانی در تهران را ناديده گرفت. حضور زنان و دختران خيابانی با  چادر و روسری  برای تن فروشی در خيابانهای تهران به گفته اين خبرنگار در هيچ کشور خاور ميانه ای سابقه ندارد آنان با چشمانی جستجوگر و آرايشی غليظ در همه جا قابل رويت هستند. نشريات خود رژيم بر آورد ميکنند که در شهر تهران 300 هزار زن وجود دارد که از راه تن فروشی  امرار معاش ميکنند، در حالی که آگاهان مسائل اجتماعی اين رقم را يک رقم دولتی ميدانند و تعداد زنانی که بعلت فقر خانمانسوز اجتماعی از اين راه امرار معاش ميکنند را چندين برابر اين رقم ارزيابی ميکنند. تنها در سال گذشته 67 عشرتکده کشف و بيش از 50 هزار نفر در اين رابطه دستگير شدند.

 گزارشگر روزنامه سوئيسی زيتونگ رشد فحشا و مواد مخدر را در اين ابعاد نشانی از بهم ريختگی و متلاشی شدن جامعه ايران تحت حاکميت ملا های مرتجع ذکر کرده است. گزارشگر ادامه ميدهد. حجاب اجباری , تسلط قوانين ويژه پدر سالارانه مذهبی در خانواده و در اجتماع ، بی حقوقی زنان در مقابل قانون و .......

حتی وقتی مسئولين دولت ميخواهند برای خارجی ها تصويری از يک جامعه عميقا معتقد به اخلاق و مذهب را به نمايش بگذارند، خود واقف به اين امر هستندکه اوضاع بکلی از کنترل خارج شده است.( گزارشگر )

به گفته ناظران بی طرف آخوند ها با تشکيل خانه های عفاف و در اختيار قرار دادن زنان ستم زده ايران در زيرتقاضای هيولاهای جنسی فرهنگ پدر سالارو حتی  نهادن نام توالت بر  روی اين زنان بمثابه محل تخليه مردان چند هدف را دنبال ميکردند و ميکنند.

 

 

1.                   به لحاظ تاريخی  آخوند ها در ارتباط مستقيم و غير مستقيم صيغه و صيغه کشی و در خريد و فروش سکس " شرعی " تجربه تاريخی داشته  ودر کنار دين فروشی و روضه خوانی از راه قوادی امرار معاش ميکردند ، امروز با تخريب ساختار های اقتصادی ايران و فقر و بيکاری و ترورم و فشار مذهبی از رو سری تا تو سری  از زندان و شکنجه تا سنگسار و اعدام  بخش وسيعی از زنان ستم زده ايران آواره کوچه و خيابان شده اند و آخوند ها با پهن کردن دام های کوناگون به شکار آنان ميپردازند.

تعجب گزارشگر بی بی سی از اين بود که تن فروشی در اين سطح در هيچ کدام از کشور های منطقه وجود ندارد. بايد پرسيد چرا در ايران چنين شده است مگر فقر و بيکاری و تورم در کشور های ديگر منطقه وجود ندارد؟ چرا ابعاد تن فروشی در آن کشور ها تا بدين حد نيست؟

گذشته از فشار اقتصادی و سياسی و مذهبی و تقابل سنت با تمدن و مد نيت و مدرنيته و پارامتر های گوناگون ديگراز قبيل اعتياد ظهور تن فروشی و مواد مخدر در جامعه ايران حاصل نهادينه بودن نهاد های رسمی و غير رسمی در درون ساختار فکری و دولتی نظام جمهوری اسلامی است.

يعنی بزبانی ديگربرای مثال بايد گفت که:  برای بوجود آوردن دمکراسی در يک کشور بايستی تفکر دمکراتيک در درون سازمان و حزب و تفکری که ميخواهد دمکراسی را پياده کند نهادينه شده باشد و رسميت پذيرفته باشد و بعد با بوجود آوردن نهاد های دمکراتيک برای بسط تفکرات ساختاری آن اقدام شود. يعنی نميتوان به ولايت مطلقه فقيه معتقد بود و مجلس اصلاح طلبان بعنوان نهاد بمنصه ظهور رساننده دمکراسی را هم در کنار ولی مطلقه فقيه بوجود آورد.

" فحشا غير رسمی " در درون تفکر حاکمان مذهبی از صيغه کوتاه مدت تا بلند مدت ، ا ز مدت معين برای تحت اختيار گرفتن بدن صيغه تا مبلغ معين خريد و فروش کالا يعنی جسم زن،  نهادينه شده است و در اين ساختار فکری است که رفسنجانی از پشت تريبون نماز جمعه جوانان را به گرفتن صيغه برای خواباندن آتش خواستهای جوانی تشويق ميکند.

 وقتی اين قطار را بر روی ريل سوار کردند رسيدن به مقصد امروزی و خارج شدن کنترل از دستان رژيم حتی خبرنگار بی بی سی را هم به تعجب وا داشته ولی خانم سيمين بهبهانی با تتز های چندين نسل قبل از خود ميخواهند به حل معضلات آخوند ها بنشيند.

 

برای به ثمر رسانيدن فحشا رسمی و اعتياد گسترده اگر بافور در نهاد آخوند نهادينه نبود و برای بسط و گسترش اعتياد نهاد هائی نظير وزارت اطلاعات و سپاه و ..... را بکار نمی گرفت مگر مصرف ترياک در تهران به پنج تن ميرسيد؟

 

فحشا و تن فروشی بعنوان يکی از پر سود ترين توليدات اجتماعی  نظام دينی هم قابل فروش است هم قابل صادر شدن به کشور های عربی هم در خانه های عفاف سود آورترين کالاست . تصورميکنيد رژيمی که قادر است  خانه های تيمی را کشف و با آر پی چی و سلاحهای سنگين بکوبد و نابود کند چرا نميتواند جلو مراکز فساد را که روزانه صدها نفر بصورت باز به آن رفت و آمد ميکنند را بگيرد؟

 

اينکه مسئولين نظام مرتب سرو کله شان از خانه افسانه و خانه ريحانه و خانه های سبز و سرخ در ميآيد را تصور ميکنيد وزارت اطلاعات و خواهران زينب نمی دانند؟ چرا خواهران زينب برای امر به معروف به اين خانه ها تشريف فرما نمی شوند؟ و در خيابانها با نقاب جلو زنان و عابرين خيابانها را برای بيرون بودن دو لاخ مويشان ميگيرند؟ مگر خواهران زينب نمی دانند که زنان ايران خودشان به دلخواه بزير چادر و چاقچور فرو رفتند پس اين مزاحمتها چيست؟

خانم سيمين بهبهانی در مصاحبه با نشريه شهروند ميگويند : " زنها در چادر نرفتند مگر به دلخواه خود." خانم بهبهانی گوئی زبان پرزيدنت محبوب را به عاريت گرفته اند که چنين هتاکی تاريخی را بر زنان ايران روا ميدارند ، خانم بهبهانی آيا واقعا تصور ميکنيد که کار سقوط رژيم به جائی رسيده است که مسئوليت اعمال و گفتار خواهران زينب  را شما بعنوان يکی از اعضای هيات دبيران کانون نويسندگان در" تقريب" امروز بايستی  بدوش بکشيد؟

آنهم شعار یا رو سری ، يا تو سری را چه کسی بر عليه زنان ايران ميداد؟

چه کسی بر روی صورت زنان" بی حجاب" اسيد ميپاشيد و تيغ ميکشيد؟ چه کسی گشت خواهران زينب و گشت نقابداران بر عليه بد حجابی را در عرض 24 سال بر زنان تحت ستم ايران روا داشت؟ چه کسی بحث حجاب برتررا در حکومت مذهبی ايران نهادينه کرد و برای به منصه ظهور رسانيدن اين تفکرات پوسيده قرون وسطائی دهها ارگان سرکوب و شکنجه و زندان و شلاق و سنگسار را براه انداخت؟ آيا اين زنان ايران بودند که بدلخواه در چادر فرو رفتند؟ يا شما مايليد بر روی سرکوب عريان نيمی از جامعه ايران به نفع پرزيدنت محبوبتان سرپوش بگذاريد؟ خانم بهبهانی  پرزيدنت خاتمی را ميگويم که شما برای انتخاب ايشان انگشتی را که ميبايست قلم فرهيختگی زن ايران را نگهبان باشد به جوهر ارتجاع ملوس کرده و پای اسم اين ملای زن ستيز را ممهور فرموديد و خون سعيد سلطانپور ها را هم ناديده گرفتيد و همان انگشت جوهری را به ملاقات زنده ياد شاملو در بيمارستان هم برديد و از او تاديه گرفتيد.، و آن انگشت جوهری را   برای پيروزی اصلاح طلبان به جهانيان  نمايانديد. خانم بهبهانی من فقط اميدوارم که زنانی که هستی و خانواده و فرزندان خود را در زير تيغ اين دژخيمان از دست دادند شما را ببخشايند. من افرادی نظير شما و محمود دولت آبادی را که در خيانت به ادبيات و فرهنگ ايران در عرض 24 سال سر آمد همه بوديد و با جانيان و جنايتکاران دست در يک کاسه داشتيد نخواهم بخشيد. و در مقابل اين همه هتاکی و بی حرمتی شما ها بر ساحت زنان مقاوم و دلير ايران که با خون خود روزانه سرنگونی محتوم اين نظام فاشيستی مذهبی را رقم ميزنند پس از سرنگونی اين رژيم اعلام جرم ميکنم.

خانم سيمين بهبهانی اين جست و خيز های فرهيخته شما برای پرزيدنتتان که برخلاف پرنسس دايانا همه محبوبيتش را در غرب از دست داده اثری نخواهد داشت زيرا غربيان نيز به سرنگونی اين جرثومه های فساد ايمان آورده اند.

بجای آمار دهی از رشد زنان ايران در زير انقياد حکومت توتاليتر مذهبی سعی کنيد در مصاحبه آينده تان آماری از خود سوزی زنان را در ايران و نيز

آماری از مليونها زن ستمزده ای ايرانی که تحت نکبتبار ترين وضع در ترکيه و سراسر جهان پراکنده شده اند بدهيد. خانم بهبهانی من افرادی نظير شما را نخواهم بخشيد سازمانهای زنان و فمنيست های مترقی و مبارز را نمیدانم ،آنها نيز حتما از اين اظهارات شما برآشفته خواهند گشت. خانم بهبهانی اماری از زنان زندانی و آماری از زنان معتاد و تن فروش و اگر هم توانستيد آماری از زنانی که سلاح بر کف گرفتند و بر اين همه رذالت شوريدند را به این غربيان نادان ارائه فرمائيد تا متوجه بشوند که ما زنان فرهيخته شاعری چون حضرتعالی را نيز در ايران تحت حاکميت آخوند ها  داريم، تا آنان تصور نکنند که فرهنگ ارتجاع مذهبی چه از زبان ولی فقيه و چه از زبان خواهران زينب و شاعران تحت حاکميتش تنها به سرودن سروده های قرون وسطائی کمر بسته است.

 

نويد اخگر

 

        28 دسامبر سال 2002 ميلادی سوئد استکهلم