دنيا در آستانه يک تراژدى انسانى!

عبدالله شريفى

اخبار و تبليغات جنگى دولت آمريکا روزانه حجم بزرگى از مدياى جهان را به خود اختصاص داده است. جهان مضطرب و نگران انتظار تهاجم نظامى آمريکا و انگليس به عراق را تعقيب ميکند. در راستاى سياستهاى جنگى آمريکا همين چند روز قبل کنفرانسى در لندن براى جريانات ملى و مذهبى "مخالف" صدام بدستور سران آمريکا برگزار گرديد. اين کنفرانس تمام گروهاى قومى و مذهبى، چهرهاى متفاوت نظامى و غير نظامى منفرد را در بر گرفت. هر کسى که سر به آستان پارلمان نشينى در آمريکا و اروپا ساييده بود، هر جريانى که از بارگاه دول ارتجاعى در خاورميانه کارت ورود گرفته بود، در اين همايش شرکت داشت. ائتلاف ناهمگون و چندش آورى از احزاب و جريانات قومى و مذهبى، احزاب عشيره اى ــ ملى کرد، در کنار احزاب تروريست اسلامى، جريانات دست ساز ترکمن، فرماندهان عالى رتبه مخلوع ارتش عراق، جيره بگيران سيا و ميت و اطلاعات ايران، با شرکت زولماى خليل زاد نماينده بوش در امور عراق و افغانستان ، نمايندگان رسمى وزارت خارجه و دفاع آمريکا و انگليس، "عراق شناس" هاى سازمان سيا و پنتاگون، خاورميانه شناسان و... ترکيب اين کنفرانس را شکل دادند. گفتند که قرار است اينها به جاى حکومت صدام مبشر حاکميت "دمکراسى" و "حقوق بشر" در عراق باشند. اما به سرعت محتوى عفونى اين کنفرانس سر به بيرون زد. دنياى خارج سالن کنفرانس را متوجه اختلاف و کشمکش بر سر قدرت کرد. قهر کردند، تهديد کرند، کرسى به هم تعارف کردند، جلادان مردم کردستان عراق دوست و هم پيمان رهبران احزاب ملى عشيره کرد از آب در آمدند( بيانيه رسمى جلال طالبانى در تبرئه کردن خزرنجى، رفيق سامرايى و...)، براى شرکت کنندگان ايرانى از طرف مجلس اعلا که نام و مشخصات ايرانى داشتند راه قانونى يافتند، به خاطر شرکت تلفنى باقر حکيم از تهران يک روز اجلاس را تمديد کردند، نوکران از برخورد بد افسار بدستان شکوه کردند، و آخر سر معلوم شد که آمريکا با اعطاى پنجاه در صد کرسى ها به اسلاميون، چلبى و طالبانى و بارزانى را رنجيده خاطر کرده و آنها را دور زده است. بعد از کنفرانس اعلام کردند که کنعان ماکيه رئيس دولت موقت مورد نظر بعد صدام ميشود. او که نويسنده اى گمنام عراقى در آمريکا است و بابت شرکت در کنفرانس لندن، نه نيروى نظامى و نه پياده نظام و پايگاه وثيقه گذاشته بود بر سر جريانات قومى و مذهبى نازل شد. خبر اعزام دهها کاميون، مهمات و تجهيزات جنگى به کردستان عراق از مرز ترکيه، برخلاف انتظار همگانى، در اختيار احزاب کردى و اسلامى قرار نگرفت، بلکه آمريکا مدعى شد که خود راسا ميخواهد عشاير مخالف صدام را مسلح کند. اخبار ورود سربازان آمريکايى به ترکيه، تقويت ناوگان جنگى در نقاط مختلف خليج، مانور نظامى در قطر، اعلام فرستادن نيروى فرانسه به جنگ، اعزام نيروى ويژه دريايى بريتانيا به خليج، رد هر گونه اطهار نظر بازرسان و درخواست بازگشت آنها، و... چنين به نظر ميرسد که دوران تشريفات دارد سپرى ميشود. هر چه به انتهاى اين تشريفات نزديکتر ميشويم توجيه هاى قلابى و بى سر وته ازقبيل خلع سلاح اتمى، سرنگونى ديکتاتور، حقوق بشر در عراق، فدراليسم و مردم سالارى به وضوح محتوى تهى ميکنند. لحن جنگى جديتر ميشود. اخبار امروز حاکى از آن است که تصرف بصره به بريتانيا واگذار شده است. دولت انگليس تصرف اين شهر را با طرح چهل هزار نفرى که در راس آن شش هزار نفر از واحدهاى ويژه دريايى انگليس است فاش کرد. کرکوک که شهرى ديگر نفت خيز در شمال عراق است و مسله کشمکش احزاب کردى ميباشد، قرار است به دست نيروهاى ترکيه فتح شود. جلال طالبانى که تهاجم آمريکا به مردم عراق را عرصه مرگ و زندگى خود تعريف ميکند، اعلام کرده است که بايد ده هزار مسلح با اولين حمله به بغداد گسيل دارد و گرنه شيعيان بيست هزار خواهند فرستاد. سازمان ملل پيش بينى کرده است که اين تهاجم نظامى حداقل ٩٠٠ هزار آواره خواهد داشت، که ١٠٠ هزار آواره در وضع نابسامان خواهند افتاد و براى کمک به اين آورگان، ليست دول داوطلب کمک را باز کرد. در مقابل رژيم عراق از طرح سپر انسانى در مقابل اين تهاجم سخن ميگويد، بنا به اين طرح بايد، هزاران انسان از مردم عراق و مردم عرب که با عرق ناسيوناليسم عربى خام شده اند، گوشت دم توپ شوند. قرار است سيل داوطلبان از آمريکا و اروپا از فلسطين و مصر از عربستان و اردن به مواجهه مرگبار اين تهاجم فرستاده شوند.....

آيا دنيا تاکنون اين چنين بربريتى به خود ديده است؟ در مقابل چشمان جهان دارند نقشه کشتار مردم گرسنه و بيمار سرزمينى را طراحى ميکنند، دارند سهم خود را از اول ميگويند، دارند براى مردمى که قرار است آواره و خانه خراب شوند، از قبل لاى لاى ميگويند. اين صحنه انسان را به ياد اعدام ميندازد، قربانى از قبل ميداند که قرار است در موعد مقررى به دار آويخته شود، هنگام بردنش به جوخه اعدام، کشيش و ملا براى او دعا ميگويندو از او ميخواهند از خدا طلب بخشش کند. اين بار اين صحنه وحشتناک براى يک نفر نيست، ميخواهند جامعه اى را با اين تشريفات قربانى کنند.

براى مردم عراق و کسى که در اين تراژدى انسانى، منفعتى نداشته باشد، خوب ميداند که اين تهاجم نظامى به مردم عراق، مسله اش سرنگونى صدام نيست. صدام جنايتکارى است که اگر مورد حمايت غرب نبود سالها پيش بدست مردم عراق به زير کشيده شده بود. اين جنگ امتداد جنگ خليج براى حل معضلات سرمايه دارى بعد از دوران جنگ سرد است. کسى منتظر نيست که بسته هاى حقوق بشر را از طريق موشکهاى کروز و بمب افکنهاى مدرن تحويل بگيرد. اين همه تجهيزات و لوجستيک فوق مدرن، اين همه نيرو و ناوگان، اين همه جنگ روانى و پروپاگند در مقابل ارتش عراق صف آرايى نکرده است. اين جنگ که به قول خودشان از همين حالا روزانه يک ميليارد دلار خرج دارد، براى فرارى دادن صدام نيست، اين سياست ميليتاريزم قرار است "نظم نوين جهانى" را به جايى برساند. قرار است با اين توحش رقابتهاى درون نظام سرمايه دارى حل و فصل شود.

اگر چه مردم عراق قربانيان مستقيم اين توحش خواهند بود اما دامنه ارعاب و وحشت را به سراسر جهان مى آورند. قرار است عليه آزاديخواهى و طلب زندگى انسانى، در مقياس جهانى عمل کند. به روشنى روز معلوم است که در عراق راه به يک سلسله جنگهاى قومى و مذهبى باز ميشود. جنگ کرد و عرب، جنگ کرد و ترکمن، جنگ شيعه و سنى و جنگ عشاير با عشاير و طايفه با قبايل چشم انداز عراق تحت حاکميت آمريکا خواهد شد. از همين حالا دست ايران و ترکيه در کنار دستان آمريکا و انگليس در اين تراژدى پيدا است. قبح گماشتگى و مزدور بى اراده بودن احزاب ناسيوناليست کرد و احزاب اسلامى به درجه اى عيان است که مسعود بارزانى از اينکه صرفا پياده نظام آمريکا شود شاکى است. بازيگران يک سناريوى سياه براى ايفاى نقش تير و نشان ميکشند. عراق جولانگاه تاخت و تاز عقب مانده ترين و ارتجاعى ترين جريانات ضد انسانى و ضد آزادى خواهد شد. ابعاد اين وحشيگرى تنها به روزهاى جنگ محدود نخواهد شد. پوسيده ترين قوانينى مذهبى و عشيره اى در سايه اين ارتجاع رشد خواهد کرد. مدرنيسم و تمدن بشرى را به عقب ميرانند. مبارزات مردم محروم و کارکن جامعه و اعتراضات زنان و آزاديخواهان با سرکوب رو برو خواهد شد. فقر، جنگ، بى خانمانى، مرگ و مير بچه و زن و مرد سير صعودى به خود خواهد گرفت. عواقب اين آدمکشى رنج و عقب ماندگى را بر نسل هاى بعد تحميل خواهد کرد. آمريکا بعد از پايان اين نمايش بربريت، خود را به عراق محدود نخواهد کرد. هدف نفت و يا حل مسله اى در محدوده عراق نيست، هر چند ممکن است که نيروهاى نظامى دول اروپايى و آمريکا خود بر گوشه هايى از مناطق نفت خيز تسط يابند.

آيا دنيا امروز اين تلخى را خواهد چشيد؟ آيا اين سرنوشت مقدر و غير قابل اجتناب است؟ آيا راه گريزى وجود ندارد؟ خود تشريفات طويل و عريض براى اين حمله نظامى، نشانى از وحشت از امکان حضور مردم در صحنه سياست است. مردم ميتوانند جلو اين نسل کشى، اين تجاوز به کل بشريت را بگيرد. مردم عراق نبايد قربانى اين توحش قرن بيست يکم شوند. مردم معترض از جنگ و کشتار در اين جهان کم نيستند. مردم انساندوست و صلح دوست و نوع دوست از وقوع اين تراژدى انسانى منزجرند. اين مردم بايد به ميدان آيند. همين ديروز آنکارا شاهد حضور هزاران نفر از اين مردم در خيابانهايش بود. مردمى که شعار ميداند ما جنگ نميخواهيم ما نميخواهيم بخاطر آمريکا کشته شويم. راه حل نهايى اين سر درگميها، در دست همين مردم است. بايد در مقابل اين بربريت ايستاد.

٢٥ دسامبر ٢٠٠٢