درمورد اظهارات وزارت امور خارجه آلمان

اصغر کريمى
asqar-karimi@ukonline.co.uk

پاسخ وزارت امور خارجه آلمان به افشاگريهاى مينا احدى عليه دولت آلمان مبنى بر سکوت و همکارى اين دولت با جمهورى اسلامى، که در روزنامه تاگس زايتونگ منتشر شد، نکات مهمى را بازگو ميکند. در اين دفاعيه وزارت امور خارجه آلمان اين اتهام را که "در دفاع از حقوق قربانيان سنگسار اقدامى نکرده است" رد کرده و گفته است که "فيشر وزير امور خارجه با همتاى ايرانى خود صريحا و علنى درمورد حقوق بشر نيز گفتگو کرده است". و اضافه کرده است که "با جنجال کمتر ميتوان تاثير گذاشت تا با سياست عملى پشت صحنه".

چه دفاعيه محکمى! چه استدلالات محکمه پسندى! حتما عقل يک کابينه را براى اين جوابيه رويهم ريخته اند!

ولى دولتى که در اوج بزرگترين سرکوب سياسى قرن بيست و کشتار دهها هزار کمونيست و مخالف سياسى، با سران حکومت اسلامى دست دوستى داده است، به آنها تسليحات و تجهيزات شکنجه فروخته و حتى سازمان امنيت مخوف جمهورى اسلامى را آموزش داده است چه چيزى براى دفاع از خود دارد. دفاعيه بى مايه فيشر استيصال يک دولت مرتجع اروپائى است که با يکى از جنايتکارترين حکومت هاى تاريخ ساخته است.

چيزى که در اين ميان حائز اهميت است فشار رو به رشد آن نيروئى است که بعنوان نماينده جنبش آزاديخواهانه مردم ايران، بعنوان نماينده بى تخفيف حقوق و آزاديهاى زنان، بعنوان نماينده راديکال مردم سرکوب شده، بعنوان نماينده حقوق حقه کارگران و مردم بپاخاسته ايران دولت آلمان را به يک عکس العمل ضعيف و دفاعى کشانده است. نيروئى که نميگذارد هر دولت مرتجعى جمهورى اسلامى و سران جنايتکارش را اصلاح طلب و دمکرات معرفى کند و به آنها جايزه نوبل بدهد. نيروئى که ضرب و شتم رويا مصيبى ها را که بخاطر همان سنگسار و حجاب اجبارى و سرکوب و آپارتايد جنسى به آلمان پناهنده شده اند به بى آبروئى و افتضاح سياسى و اخلاقى براى دولت آلمان تبديل کرد، همان نيروئى که کنفرانس برلين را که هاينريش بل به تبعيت از سياست آقاى فيشر ترتيب داد تا خاتمى را بعنوان نماينده مردم به خورد جامعه آلمان بدهد به شکست کشاند و استقبال بى نظيرى را که قرار بود در مقابل خاتمى بعمل آيد ناکام گذاشت. به اين ليست دهها مورد ديگر را هم بايد اضافه کرد. همين فشارها و از جمله فعاليت هاى گسترده مينا احدى هماهنگ کننده کميته بين المللى عليه سنگسار بود که هاينريش بل را مجبور کرد کنفرانس عليه سنگسار ترتيب دهد و بجاى قاتلين مردم ايران، مينا احدى را به سخنرانى دعوت کند. همين فشار آقاى فيشر را هم وادار به پاسخ کرده است.

آقاى فيشر نماينده افکار عمومى مردم آلمان نيست، ايشان متعلق به هيئت حاکمه مرتجع اين کشور است. اين مينا احديها هستند که افکار عمومى اين کشور را در مقابل سنگسار و اعدام و حجاب و اسلام سياسى، و در مقابل ديپورت و ضرب و شتم مردم فرارى از جمهورى اسلامى نمايندگى ميکنند. دنياى متمدن به ما، به نيروى آزاديخواهى که در مقابل اسلام سياسى قاطعانه قد علم کرده است، نياز دارد تا حقايق را از زبان ما بشنود. نفعى در سياستهاى دول مرتجع اروپا ندارد. اين سياست ها با انساندوستى و آزاديخواهى مردم، خوانائى ندارد. مردم به حقايق مربوط به ايران و خاور ميانه و اسلام سياسى دارند از طريق ما پى ميبرند. وظيفه بسيار سنگينى در اين زمينه روى دوش ما است. اما حقيقت گوئى و راديکاليسم ما، دفاع پيگير و انسانى ما از حقوق و آزاديهاى مردم، نياز امروز جامعه بشرى به ما و سياستهاى ما، به چپ چرخيدن و سياسى شدن فضاى اروپا درمورد اسلام سياسى و مسائل خاورميانه و رشد جنبش آزاديخواهانه مردم ايران براى سرنگونى حکومت اسلامى، آن نقاط قوت و پايدارى است که براى ما فرصتى تاريخى فراهم کرده است تا روايت ما از اسلام سياسى به روايت عمومى در غرب تبديل شود و نه روايت آقاى فيشر و بوش و بلر. يکبار ANC اجازه نداد مردم غرب به آفريقاى جنوبى از دريچه چشم هيئت حاکمه اروپا نگاه کنند، اينبار نوبت ما است. ما به پيروزى مان در اين جنگ باور عميق داريم و جنبش ما و تک تک کادرها و اعضاى ما با تمام وجود آماده اند اين رسالت تاريخى را به سرانجام رسانند. اين آن واقعيت عظيم و شکوهمندى است که دولتهاى مرتجع اروپا را مجبور به عقب نشينى هاى بسيار تاريخى تر خواهد ساخت. پاسخ دفاعى فيشر به مينا احدى و دعوت بنياد هاينريش بل از او گوشه کوچکى از اين عقب نشينى در مقابل افکار عمومى اى است که توسط ما دارد شکل ميگيرد.

جمهورى اسلامى بيش از اينها ارتجاعى است و بيش از حد جنايت کرده است. اين حکومت مورد نفرت عميق و وسيع مردم است و به حکم مردم در صحنه و نه "پشت صحنه" ميرود که سرنگون شود. آقاى فيشر و ساير مقامات دولت آلمان ترديد نداشته باشند که نفرت و بى آبروئى عظيمى ببار خواهند آورد و در اين جنگ در مقابل ما بازنده خواهند بود.