دستگيرى در آمريکا و عکس العمل به آن
مصاحبه با على جوادى
هفتگى: اخيرا دولت آمريکا صدها تن از ايرانيان مقيم آمريکا را دستگير کرده است، هدف دولت آمريکا از اين اقدام چيست؟
على جوادى: جهان با فاجعه تروريستى ١١ سپتامبر وارد يک دوره سياه و خونبار شد. جنگى که هيات حاکمه آمريکا آن را "جنگ با تروريسم" ناميد در حقيقت شروع جنگى بين دو قطب ارتجاعى تروريسم اسلامى و تروريسم دولتى بود. يکى از پيامدهاى فاجعه ١١ سپتامبر تلاشى گسترده تر براى به راست چرخاندن جامعه آمريکا توسط هيات حاکمه اين کشور است. اين گوشه اى از جدال بر سر تعيين چند و چون نظم نوين جهانى و به اعتبارى معنا بخشيدن به ابعاد "داخلى" اين نظم ارتجاعى است. کنترل پليسى بيشتر جامعه، محدود کردن اختيارات و حقوق مدنى شهروندان بستر عمومى اين تلاش است. تمام اين محدوديتها و کنترلهاى بيشتر پليسى را به بهانه "امنيت داخلى" و "امنيت مردم" به پيش برده اند. از طرف ديگر قابل پيش بينى بود که هيات حاکمه آمريکا در جنگ با اسلام سياسى محدوديت و کنترل بيشترى بر شهروندان کشورهاى اسلام زده از جمله مهاجرين ايرانى ساکن آمريکا ايجاد کند. مردميکه که خود يا از قربانيان تروريسم اسلامى بوده و يا از شر اين ارتجاع فرار کرده اند، به يکباره خود را قربانى جنگ تروريستها يافتند. آمريکا در جنگ دوم جهانى هم دست به چنين اقدامى زد. مهاجرين ژاپنى ساکن آمريکا در يک اقدام ضد انسانى "جمع آورى" شدند و جملگى به "کمپهاى تجمع" منتقل شدند. بنظر من اين چهار چوب عمومى اهدافى است که دولت آمريکا در پس اين اقدامات دنبال ميکند.
هفتگى: عکس العمل و اعتراض به اين دستگيرى ها چگونه بود؟
على جوادى: يک راديوى محلى که بعضا به مسائل اجتماعى مهاجرين ايرانى و کمتر به مسائل سياسى ميپردازد، فراخوان به تظاهرات چهارشنبه هفته گذشته را داد. اما شرکت گسترده مردم معترض ربطى به سياست اين راديو ندارد. اين فراخوانى به اعتراض در شرايط مناسب و زمانى مناسب بود. "همبستگى - فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى" هم از ايرانيان آزاديخواه و معترض خواست که با شعارهاى "آزادى فورى تمامى دستگير شدگان"، "توقف فورى سياست دستگيريهاى دسته جمعى"، "هيچ انسانى غير قانونى نيست"، "نه به تروريسم اسلامى - نه به تروريسم دولتى آمريکا"، و "مرگ بر جمهورى اسلامى" در اين اعتراض شرکت کنند. بافت اجتماعى شرکت کنندگان در اين تظاهرات بطور ويژه اى با ساير تظاهراتهاى اين شهر تفاوت داشت. حضور جوانان در اين تظاهرات چشمگير بود. دو نسل از مهاجرين ايرانى ساکن لس آنجلس، چه آنها که حاکميت سياه جمهورى اسلامى دليل مهاجرتشان است و چه آنها که در آمريکا متولد شده اند و اين اقدام اداره مهاجرت را ضد انسانى قلمداد ميکردند، در اين تظاهرات بطور گسترده شرکت کردند. اطلاعيه هاى حزب و همبستگى به شدت مورد استقبال شرکت کنندگان قرار گرفت.
هفتگى : رژيم اسلامى تلاش کرد که چهره مدافع دستگيرشدگان بخود بگيرد، و بى بى سى هم اعلام کرد که "مسلمانان" دستگير شدند و ايرانيان تظاهرات کردند. ارزيابى شما از اين تلاشها چيست؟
على جوادى : رژيم اسلامى بى شرمانه کوشيد که از اين اعتراض براى خود بهره بردارى کند. دوم خرداديها، توده ايها، اکثريتى ها، و ساير وکلاى مدافع رژيم اسلامى هم چنين سياستى را دنبال کردند. واضح است که اين تلاشها ربطى به نفس اين تظاهرات ندارد. تکيلف رژيم اوباش اسلامى و مدافعينش روشن است، دارند اهداف ارتجاعى خودشان را دنبال ميکنند. اما بى بى سى هم ماتريال لازم تبليغاتى را برايشان فراهم کرد. بى بى سى اعلام کرد که "دستگيرى مسلمانان، تظاهرات ايرانيان مقيم آمريکا را در پى داشت". جعل و تحريف حقيقت کار هميشگى و جزيى از تعريف شغلى بى بى سى است. در اين ماجرا کسى بخاطر عقيده به اسلام دستگير نشد. اين اقدام بى بى سى نمونه ديگرى از همان سياستى است که خمينى را از اعماق منجلاب اسلام سياسى به جلوى صحنه سياست کشاند و "رهبر" انقلاب قلمداد کرد و انقلاب مردم در سال ٥٧ را "انقلاب اسلامى" ناميد و کل دستگاه تبليغاتى خود را براى حمايت و حفظ جريان کثيف اسلامى بکار انداخت. علاوه بر بى بى سى برخى از دستگاههاى تبليغاتى سوپر راست آمريکا هم تلاش کردند همين تصوير را از اين اعتراضات ارائه دهند. کوشيدند تا اين اعتراض را در کمپ اسلاميستها و نه تلاش بشريت متمدن و معترض به سياستهاى ضد انسانى و دست راستى هيات حاکمه آمريکا قرار دهند. اکثريت عظيم کسانيکه در اين تظاهرات شرکت کردند کسانى هستند که شب و روز به رژيم اسلامى و دودمانش لعنت ميفرستند.
هفتگى: عکس العمل سلطنت طلبان و اپوزيسيون طرفدار آمريکا به تظاهرات مردم عليه دستگيرى ها چه تفاوتى با ديگران داشت و ارزيابى شما از آن چيست؟
على جوادى: عکس العمل اين طيف خيره کننده بود! به نحو عريانى رو در روى مردم معترض قرار گرفتند. در دنياى ماليخوليائى اينها نيرويى خارج از دو کمپ ارتجاعى تروريسم اسلامى و تروريسم دولتى وجود ندارد، بشريت متمدن و آزاديخواهى وجود ندارد. آنها براى توجيه سياست خود، درست مانند محافل دست راستى آمريکا، اين اعتراضات را به رژيم اسلامى و جريانات وابسته به آن منتسب کردند. محافلى از اينها حتى با همان دلايل اشکرافت، دادستان فاشيست آمريکا، به حمايت آشکار از اقدامات ضد انسانى اداره مهاجرت برخاستند. اما وضع آنقدر شور بود که رضا پهلوى براى خريدن آبرو براى اين صف ناچار شد بعد از ده روز نامه اى در اين زمينه به جورج بوش بنويسد و ضمن درخواست حمايت بيشتر دولت آمريکا از خود و جريانش خواستار تخفيف اين سياست دستگيرى بشود! سطلنت طلبان و اصولا جرياناتى که بغير از توپ و تانک و موشک کروز و دستگاه تبليغاتى آمريکا راه ديگرى براى به قدرت رسيدن ندارند، نميتوانستند براى نمايش هم که شده در کنار اين اعتراض قرار بگيرند. اينها در جنگ تروريستها مدافعين بى قيد و شرط تروريسم دولتى آمريکا و اسرائيل هستند. دولت دست راستى آمريکا ناجى و اميد اين جريانات براى رسيدن به تاج و تخت است. منطقا و اصولا نميتوانستند سياست ديگرى اتخاذ کنند. تبليغات هيستريک اين جريانات هم ناشى از موقعيت سياسى شان است. بعلاوه مگر در زمان حکومت خودشان چه پرونده اى در دفاع از حقوق مدنى مردم دارند؟ مردم دستگاه ساواک و نفى کوچکترين حقوق مدنى در زمان زمامدارى اين جريانات را فراموش نکرده اند.
|