شمارش معکوس آغاز شده است!

محمد شکوهى

mshokohi@web.de

جمهورى اسلامى در آستانه سرنگونى قرار دارد. فروپاشى و اضمحلالش شروع شده است. احزاب و دار و دسته هاى درون حکومت و خارج حکومت به تک و تا افتاده اند تا در اين وضعيت بحرانى که کليت رژيم در آن گرفتار آمده، آخرين تلاش هايشان را براى نجات رژيم به کار بگيرند. در اين ميان بخش اصلى حاکميت که متشکل از دار و دسته ها و گروههاى ١٨ گانه دوى خردادى تشکيل دهنده حکومت مى باشند، روبروز در رويارو شدن با وضعيتى که رژيم و به خصوص از نظر اينها "جبهه اصلاحات" با آن روبرو شده است، به جان يکديگر افتاده و همديگر را متهم به "بى عملى و خيانت و جفا به اصلاحات" مى نمايند. تشکيل کنگره فوق العاده جبهه مشارکت که قرار بود به صفوف از هم پاشيده اين جبهه سر و سامانى بدهد، بنابر اعترافات گردانندگان و ارائه کنندگان "مباجث اساسى" به محلى براى تصفيه حسابهاى داخلى اين دار و دسته ها تبديل شد. بعد از يک هفته تاخير اطلاعيه پايانى اين کنگره منتشر شده است. مضمون و محتواى کلى بيانيه اعتراف ديگرى است به بحران و مشکلاتى که دوم خرداد و کل رژيم پيشاروى خود داشته و معطوف دعواهاى درونى شان مى باشد. شايد تنها نکته اى که در اين بيانيه پايانى جديد مى باشد، گره زدن تصويب لوايح ارائه شده از طرف خاتمى به مجلس به عنوان شرط ماندنشان در حکومت مى باشد. بنابر ادعاى اعلاميه پايانى نحوه بر خورد شوراى نگهبان و جناح راست به اين دو لايحه ميزان دورى و نزديکى دوم خرداد با جناح راست و تلاش براى حل مشکلات پيشاروى کل رژيم مى باشد. در بند پايانى اطلاعيه کنگره جبهه مشارکت ايران اسلامى آمده است: جبهه مشارکت ايران اسلامى با تاکيد بر اصول هميشگى خود مصمم است همه ظرفيتهاى قانونى را بيازمايد و اميدوار است پاسخ مناسبى به اين لوايح داده شود و در غير اين صورت همان گونه که در بيانيه پايانى کنگره سوم آمده است حاضر به همراهى استبداد و افتادن جامعه در دام هرج و مرج نخواهد بود.در اين ميان جناح راست رژيم و نظريه پردازان آن بيشتر از هر زمانى در تبعيت از خامنه اى دوباره" طرح وفاق ملى" را پيش کشيده اند. محمد کاظم انبارلولى مقاله نويس روزنامه رسالت به "عقلاى نظام" توصيه مى کند که اول بايد "وفاق ملى" را تعريف نمايند. عسگر اولادى مسلمان معتقد است وفاق يعنى التزام به قانون اساسى، ولايت فقيه و انقلاب اسلامى. حسين شريعتمدارى طرح" برکنارى را به جاى در کنارى" دوى خردادى ها مطرح کرده، جناب فاکر از حوزه عمليه قم مى گويد: اگر اين وضع ادامه پيدا بکند، خاتمى و اصلاح طلبان خواهد رفت نه انقلاب اسلامى. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى با دبيرکلش محمد سلامتى و بهزاد نبوى فعلا صلاح را در اين ديده اند تا به قول خودشان ببينند که قضيه موسسه آينده و محاکمه عبدى به کجا خواهد رسيد. در عين حال علنا و آشکارا خواهان مذاکره با نمايندگان سناى آمريکا شده اند. طرفداران بحث "خروج از حاکميت و رفراندوم" در درون حاکميت به دنبال زد و بند و تماس با هواداران رفراندوم در صفوف راست پرو غرب و سلطنت طلبان به قول شريعتمدارى و حجاريان دنبال پيدا کردن "کرزاى هاى وطنى و يا ميلوشويچ" ها مى باشند. در طرف مقابل دوى خردادى ها، جناح راست و برخى عناصر"مستقل" نظير رفسنجانى، محسن رضايى، حسن روحانى، و خيل گردانندگان مطبوعات بيت رهبرى رژيم قرار دارند. در هفته هاى اخير به خصوص بعد از اعتراضات وسيع دانشجويى و مبارزات مردمى و به دنبال اشاره آمريکا مبنى بر تلاش رژيم اسلامى براى دست يابى به سلاح هاى کشتار جمعى برخى از چهره هاى شاخص رژيم که ظاهرا وابستگى جناحى ندارند، وارد صحنه شده و مواضع و مصالح نظام را روشنتر و صريحتر از هميشه بيان داشتند. از نظر اين عناصر رژيم مهمترين مسئله نجات رژيم مى باشد. براى نجات حکومت بايد هزينه کرد. به خصوص در شرايطى که رژيم در آن بسر مى برد، بعيد نيست که مجبور به پرداخت هزينه بيشتر هم باشند. اينها مدام "تهديدات آمريکا" را به رخ مردم مى کشند. مدام از "بى عملى دولت و هرج و مرجى" که در اين شرايط در داخل کشور پيش آمده گلايه کرده و خواهان برخورد قاطع اصلاح طلبان با "تهديد کنندگان امنيت داخلى" يعنى مردم مى باشند. از نظر اين جماعت هر دو جناح رژيم با ادامه دعواهايشان زمينه و فرصت را براى " دشمنان نظام" فراهم کرده و توان و انرژى نيروهاى وفادار به نظام را به "هرز" مى برند. در اين ميان پايگاههاى خبرى وابسته به دار و دسته هاى رژيم خبر از تشکيل" شوراى هماهنگى نيروهاى انقلابى" که قرار است در صورت بحرانى ترشدن اوضاع به عنوان "دولت سايه" عمل نمايد، دادند. محسن رضايى در مصاحبه اى با سايت خبرى بازتاب که وابسته به نزديکان خودش مى باشد از "جريان سوم" اسم مى برد و خودش را در راس اين جريان مى داند. در اين ميان هواداران دوى خردادى رژيم در خارج حکومت به همراه احزاب و نيروهاى راست پرو غرب هم ساکت ننشسته و در ادامه تلاش هاى کل دار و دسته هاى رژيم براى سالم بدر بردن رژيم جمهورى اسلامى از زير ضرب مردم در کمين نشسته بشدت مشغول دادن پلاتفرم و برنامه براى نجات رژيم مى باشند. سياست رسمى و عمومى اين دار و دسته ها دميدن در بوق "رفراندوم" مى باشد. رفراندومى که دقيقا مورد نظر دوى خردادى ها و بخش هايى از جناح راست بوده و به عنوان يک راه حل ممکن و عملى و براى جلوگيرى از دخالت مردم در روند تعيين تکليف نهايى با رژيم که چيزى جز سرنگونى اش نيست، مى باشند. بحرانى که رژيم در آن گرفتار آمده صفوف و آرايش سياسى نيروهاى اين دوره را روز به روز دچار تغيير کرده و مى کند. در پس تمامى اين تقلاهاى رژيم و هواداران خارج حکومتش قدرت جنبش سرنگونى مردمى، دخالتگرى شان در شکل دادن به روندهاى آتى از سرنگونى رژيم گرفته تا طرح و شکل حکومت آتى مورد نظر مردم را مى توان ديد. جامعه ايران يکى از متحول ترين دوره هاى حيات سياسى و اجتماعى خود را دارد از سر مى گذراند. صف دشمنان مردم و نيروهايى که مى خواهند مردم را دور زده و وارد زد وبندهاى سياسى با انواع و اقسام دار و دسته هاى حکومتى و خارج حکومت و راست پرو غرب شوند، روز بروز روشن تر مى شود. جبهه مردم در يک کلام جنبش مردمى براى سرنگونى جمهورى اسلامى و برقرارى آزادى هاى سياسى و حفظ حرمت انسانى بايد هوشيارانه و آگاهانه و با پرچم مطالبات روشن بيشتر از هر زمانى ديگر در صحنه حضور داشته باشد. حضور و دخالتگرى مردم در صحنه سياسى و رويارويى هاى سياسى که در بطن جامعه جريان دارد، و تلاش براى تشکل و ابراز وجود حزبى و سياسى اش، و مهمتر از همه سازماندهى و راه اندازى جنبش سرنگونى طلبى مردم که تنها تضمين کننده حق و حقوق مردم مى باشد، تنها آن نيرويى است که جلوى هر گونه زد و بند از بالا و بر عليه روند دخالت مردم در پروسه سرنگونى احزاب و دار و دسته هاى بورژوايى از ملى مذهبى گرفته تا راست پرو غرب را گرفته و نقشه هاى اين دار و دسته هاى ارتجاعى را نقش بر آب خواهد کرد. در کنار دخالت آگاهانه مردم در روندهاى سياسى که در جامعه در جريان مى باشد، بايد يک فاکتور بسيار مهم را نيز در اين اوضاع پر تحول ديد. و آن حضور حزب کمونيست کارگرى ايران در جدال هاى سياسى بر سر تعيين تکليف نهايى با مسئله قدرت سياسى در ايران مى باشد. حزب کمونيست کارگرى ايران با برنامه و اهداف و جهت گيرى هايش آن ظرف مناسب مى باشد که مردم ايران مى توانند با اتکا به آن انقلاب عظيم توده اى براى سرنگونى رژيم جمهورى اسلامى و برقرارى وسيع ترين آزادى هاى سياسى را عملى سازند. به حزب کمونيست کارگرى ايران بپيونديد.

٤ دى ١٣٨١ برابر با ٢٥ دسامبر ٢٠٠٢