به حزب کمونيست کارگرى ايران بپيونديد
تا آينده را ازآن خود سازيم!
اسماعيل ويسى
E-mail: iranps.waisi@pp.inet.fi
٢١ دسامبر ٢٠٠٢ Tele : ( 358 ) 050 35 73 564
سقوط و سرنگون شدن حکومت اسلامى در ايران، امروز به واقعيتى بسيار بارز و محرز و غير قابل انکار و برگشت ناپذيرى مبدل شده است. اعتراضات توده اى مردم هر روز نه تنها رشد و گسترش بيشترى پيدا مى کند، بلکه امروزه در ايران بطور واقعى رشد جو و فضا و اعتلاى انقلابى دامنه اعتراضات و بدور انداخته شدن توهمات گذايى نسبت به اصطلاح " اصلاح " اين رژيم ضد انسانى، و اعتماد بنفس توده مردم به توان و امکانات مادى خود و از دست داده شدن روز به روز هر چه بيشتر انسجام درونى و توان و امکان قدرت سرکوب رژيم در برابر اعتراضات مردم نه تنها براى دستيافتن به خواست و مطالبات روز مره، بلکه در برابر خواست و مطالبه اساسى و واقعى و بر حق يعنى " سرنگون شدن " حکومت اسلام در ايران، بر هر ناظر داخلى و خارجى و توده هاى ميليونى مردم ايران، محرز، ملموس و محسوس مى باشد. شرايط و اوضاع و احوال بوجود آمده کنونى در ايران تمام خصوصيات دوران رشد و اعتلاى انقلابى و سرنگون شدن يک رژيم و قدرت سياسى و جابجايى و جايگزينى آن توسط رژيم و قدرت سياسى ديگر را با خود همراه دارد. و ...
اين شرايط و اوضاع و احوال و موقعيت و وضعيت سياسى و اجتماعى رژيم اسلامى از هيچکسى و از جمله خود جنياتکاران اصلى حکومتى، پادوهاى سياسى و شرکاى رنگارنگشان چه در درون حاکميت و چه در بيرون از آن و بر توده هاى مردم تحت ستم در ايران پوشيده نيست و نخواهد تواند بود. تمامى مؤ لفه هاى عينى و ذهنى دخيل، نشان از سقوط و سرنگون شدن اين اوباش در آينده اى نه چندان دور ميدهند و ميرود که اين آرزو و خواست واقعى مردم تحت ستم و زجر کشيده ماديت پيدا کند!
سقوط و سرنگون شدن حکومت اسلامى همچنانکه اشاره شد را حتى متوهم ترين انسانها و جريانات سياسى " راست و چپ " با صراحت بدان اذعان ميکنند و به واقعيتى غير قابل انکار و برگشت ناپذيرى مبدل شده است. و راه گريزى عملى از اين واقعيت باقى نمانده است. به همين دليل تمامى جريانات متفاوت سياسى جهت دست بالا پيدا کردن " يعنى بدست آوردن هژمونى سياسى" جهت هدايت و رهبرى سياسى جنبش سرنگونى طلبى مردم و ارائه راه حل در طى پروسه سقوط و سرنگون شدن حکومت اسلامى به شيوه هاى خاص خود و متحق نمودن آلترناتيو حکومتى، سياسى و اجتماعى خود دارند، تلاش ميکنند.
بطور واقعى اکنون دو آلترناتيو حکومتى از لحاظ سياسى و اجتماعى از طرف احزاب و جريانات " اپوزيسيون اصلى " حکومت اسلامى براى فردا روز سرنگون شدن حاکميت اسلام، از ديدگاه و منافع طبقاتى، طبقات اصلى جامعه ايران مطرح شده و مى باشد " جايگزينى و بر قرارى جمهورى سوسياليستى از طرف حزب کمونيست کارگرى ايران که تضمين کننده آزادى، برابرى، رفاه و زندگى شاد و شايسته انسانى، توسط سازماندهى ارگانهاى توده اى مردم از قبيل شوراهاى مردمى، جهت سازماندهى قيام و انقلاب مردم و ديگرى از طرف اپوزيسيون راست پرو غربى از جمله رضا پهلوى، طرفداران رژيم سابق، سلطنت طلبان و... " در اين ميان ايل و قبيله " جنبش ملى - اسلامى و ( دو خرداى ) که موجوديتشان به وجود حکومت اسلامى گره خورد است، نيز نه تنها جهت حفظ حاکميت اسلام، بلکه براى نجات و مصون داشتن اسلام از تعرض جدى قطب چپ جامعه در جنبش سرنگونى طلبى، به صرافت اين افتاده اند که تا بتوانند با توهم آفرينى در ميان مردم و چانه زدن از بالا و زد و بند و ارائه طرح و آلترناتيوهاى آبکى و گمراه کننده همچون طرح رفراندوم، اعتراضات بر حق مردم تحت ستم در ايران را مهار کرده و بدون حرکت و اعمال و گسترش پيدا کردن جو و فضاى انقلابى و نهايتا توسط قيام و انقلاب مردم اين حکومت سرنگون نشود و در جهت سازماندهى نهادها و ارگانهاى حاکميت مستقيم مردم " شوراهاى مردم " که در فردا روز سرنگونى حکومت اسلام، مردم را همچنان دخيل و فعال بطور مستقيم در صحنه و حيات و سرنوشت سياسى و اجتماعى خود و تعيين نوع حکومت آتى در ايران، نگه خواهد، داشت و عملا با خواست و مطالبات انسانى و چپ که اساس و شالوده اين نظام و سيستم و ارگانهاى سرکوبگرش مورد تعرض جدى قرار خواهد گرفت، خيز برندارند و عمل نکنند در واقع از سرنگون شدن حکومت اسلامى توسط قيام و انقلاب مردم " بشيوه انقلابى " جلو گيرى بعمل آورند تا بتوانند پايه ها، شالوده و ارگانهاى سرکوبگر و دم و دستگاه پليسى و نظامى اين نظام و مناسبات را حفظ کرده و لطمه اى بر آن وارد نشود و با تغييراتى بى نهايت جزيى مثلا " با برگزارى نوعى رفراندوم کذايى که سراپا در اين مورد توهم آميز مى باشد در تغيير نام حکومت، بطور خفيفى به کنار گذاشتن نهاد دين از ارگانهاى حاکميت و... " جو و فضاى انقلابى مردم و بخصوص جنبش کارگرى، زنان و نسل جوان را فروکش نمايند و آنرا مهار کنند و آنان را از دخالت در سرنوشت سياسى و اجتماعى خود باز دارند و به خانه هايشان بفرستند!
آيا رفراندوم تنها راه حل و آلترناتيو ممکن مى باشد؟
بطور واقعى اين تنها انتخاب راه حل و آلترناتيو ممکن و موجود در اين تغيير و تحولات اساسى عظيم سياسى و اجتماعى در برابر مردم بطور عموم و بطور اخص کارگران و زحمتکشان در ايران نيست. زيرا طرح رفراندوم از طرف اين جريانات صرفا عملى است براى جلو گيرى کردن و مهار نمودن قيام و اقلاب مردم مى باشد! قطعا حکومت اسلامى با رفراندوم که بنوعى خواهش و تمنا مى باشد از حاکميت سياسى کنار نخواهد، رفت و بايد بطور حتم توسط قيام و انقلاب آگاهانه مردم سرنگون بشود!
طرح رفراندوم توهم آميز، گمراه کننده و براى جلوگيرى نمودن و بيرون راندن توده مردم از صحنه فعال حيات سياسى و اجتماعى و دخالت مستقيم در سرنوشت آتى سياسى جامعه ايران مى باشد. طرح کنندگان و مدافعين رفراندوم با تمامى توان و امکان مخالف دخالت فعال و مستقيم مردم در سرنوشت و حيات سياسى جامعه مى باشند. مدافعين، مبلغين و مروجين اين طرح تا آنجا براى مردم در صحنه ماندن و دخالت و راى مردم در حيات سياسى جامعه، در جريان سرنگون شدن حکومت اسلامى و تعيين نوع حکومت آتى در ايران، ارزش قا:لند که بتوانند صرفا بمثابه اهرم فشارى براى رسيدن به اهداف خود از آن استفاده کرده و بنوعى مشروعيت حاکميت سياسى خود را از آن بگيرند. اين طرح بر خلاف منافع مردم انقلاب کرده مى باشد که با انقلاب خود دست حاکميت سياه و اوباشى چون جمهورى اسلامى را از حيات سياسى و اجتماعى خود کوتاه کرده اند. زيرا طرفداران اين طرح از قبيل جريانات راست پرو غربى قبلا هم نشان داده اند که آنچه برايشان در دوران حاکميت سياهشان پشيزى ارزش نداشت، حق و حقوق فردى، اجتماعى و آزادى بيان و عقيده و اظهار وجود فعاليت سياسى فردى، احزاب و تشکل و اعتصاب کارگرى بود که مردم در وقت خودش بر عليه شان قيام و انقلاب کردند و آنها را از تخت به زير کشيدند و اکنون نيز همانى هستند که بودند و اگر گاهگدارى هم از مردم و راى مردم صحبتى بميان مى آورند، صرفا رياکارى است و مورد استفاده قرار دادن اين نيرو و امکان در جهت ماديت بخشيدن به آلترناتيو و اهداف و منافع سياسى و طبقاتى شان مى باشد و بس!
استفاده جريان " ملى- مذهبى و کلا طيف ملون و پادوهاى دوخرداى در درون و بيرون حاکميت " از اين طرح عيان تر از هر چيزى است که لااقل در ظرف مدت زمانى که سيد خندانشان خاتمى اين قدار بند واقعى اسلام رياست قوه اجرايى حاکميت فاشيستى اسلام را در دست دارد، عمل نمودن بر عليه منافع مردم در ايران بطور عموم نشان داده اند. و ماهيت و اهداف اين طيف نسبت به منافع مردم در ايران پوشيده نمى باشد و هر چه هستند و بوده اند، همينند که در طول حيات حاکميت اسلامى نشان داده اند. و...
اما آلترناتيو واقعى و انسانى که انتخابى ممکن و کارساز مى باشد. آلترناتيوى که تنها تضمين کننده و مدافع حق و حقوق، فردى، مدنى، سياسى و اجتماعى، آزادى و برابرى " اقتصادى، سياسى و اجتماعى " بطور واقعى و تمام و کمال مردم در جامعه ايران مى باشد. آلترناتيو و اهداف سياسى و اجتماعى اعلام شده حزب کمونيست کارگرى ايران " جمهورى سوسياليستى " است که مفاد آن بعنوان قوانين سياسى و اجتماعى جامعه در فردا روز سرنگونى حکومت اسلامى در برنامه يک دنياى بهتر درج شده است، مى باشد که مطالبه اى واقعى و آرزوى انسانى توده هاى ميليونى مردم در ايران مى باشد. که با تمامى توان بدون خدشه و پيگيرانه با اتکاء به سازماندهى پراتيک زنده، آگاهانه و مبارزات انقلابى توده هاى مردم براى ماديت بخشيدن بدان تلاش و مبارزه مى کند و بدون ابهام بايد اين آلترناتيو ممکن و انسانى در هم اکنون را انتخاب کرد!
حکومت اسلامى رفتنى است، بايد سرنگونش کرد!
حکومت اسلامى رفتنى و در حال فروحاشى است. پرتاب شدن قدرت سياسى به خيابان و تلاش براى تعيين تکليف سرنوشت آتى اين قدرت سياسى و نوع حکومت جايگزين، بستگى به ميزان توان و قدرت و حرکات و اعمال سازمان يافته و آگاهانه توده ميليونى مردم و تقويت و انتخاب هژمونى و آلترناتيو سياسى و اجتماعى، حزب و جريان رهبرى کننده سياسى، چه در سير ماديت بخشيدن به سرنگون شدن حاکميت اسلامى و چه انتخاب نوع حکومت بعد از آن دارد.
اما به طور واقعى پروسه سرنگون شدن اين حکومت و جايگزينى حکومت آتى " جابجايى قدرت سياسى " ساده و همچون سرنگونى حکومت پهلوى نيست و پيچيدگى خاص خود را دارد.
پس بايد هوشيار و آگاه بود و در سير اين پروسه پيچدگى سرنگونى و تعيين نوع حکومت آتى آن انتخاب واقعى سياسى را بر اساس اهداف و سياستهاى روشن و مشخص و بکارگيرى و حمايت سياستها و اهداف آن حزب سياسى را نمود که در طول حيات حاکميت سياه اسلام بدون هيچگونه توهم و ابهامى و بدون هيچگونه وقفه اى پيگيرانه جهت سرنگونى اين بختک اسلامى از سر مردم با ارائه راه حل و سياستهاى روشن طبقاتى، سياسى و اجتماعى جهت سوق دادن و سازماندهى کردن جنبش کمونيستى و کارگرى و قطب چپ " انسانهاى آزاديخواه و برابرى طلب " در جامعه ايران تلاش کرده است و داراى پرونده اى بسيار روشن و بدون خدشه از هر لحاظ مى باشد و هميشه نمايندگى " نه " گفتن به حکومت اسلامى، را نموده است، که جهت تصرف قدرت سياسى و اعمال حاکميت مستقيم مردم و با دخالت عمل مستقيم طبقه کارگر و ساير توده هاى مردم، جامعه را هدايت و با دخالتگرى سياسى و فعاليت آگاهانه در تمامى لحظات حساس رودررويى مردم با اين حاکميت فاشيستى، نه تنها آنها را رهنمون و هدايت نموده است بلکه خود و فعالينش با اهداف و سياست و برنامه اى روشن در پيشاپيش اعتراضات مردم " جنبش سرنگونى طلبى " حرکت و عمل کرده است و اکنون هم رهبرى اين جنبش عظيم کمونيسم کارگرى و آزاديخواهى را در دست دارد. انتخاب کرده که انتخابى واقعى و برحق مى باشد!
زيرا تنها اين حزب بوده و خواهد بود که با تمامى توان جهت ماديت پيدا کردن و سازماندهى جامعه اى که شايسته حرمت و شان زندگى انسانى باشد، تلاش و مبارزه کرده است و تا دستيافتن و ماديت پيدا کردن به آن جامعه و مناسبات بر اساس پراتيک آگاهانه انسانهاى تحت ستم از تلاش و مبارزه باز نخواهد ايستاد و... و...
حيات سياسى اين حزب و رهبران و فعالين سياسى متشکل در اين حزب طى بيشتر از دو دهه در دفاع از انسان و انسانيت و بر عليه هر گونه نابرابرى " اقتصادى، سياسى و اجتماعى " خود گويا و نشاندهنده غير قابل انکار اين واقعيت مى باشد و تنها اين حزب است که با اتکاء به پراتيک آگاهانه نيروى توده هاى ميليونى مردم " کارگران، زنان، جوانان و کليه انسانهاى پيشرو و آزاديخواه " آمادگى، توان و امکان و هدايت و رهبرى کردن آنرا در تمامى لحظات و تند پيچهاى مبارزه سياسى و طبقاتى در نقاط عطفهاى عظيم اجتماعى در ايران را دارد تا مردم در ايران به دنياى واقعا شايسته انسانى خود دست يابند و زندگى شايسته انسانى خود را تحقق بخشند.
براى ايجاد و ماديت بخشيدن به اين دنياى آزاد، برابر و انسانى بايد و لازم است به حزب کمونيست کارگرى ايران " حزب منصور حکمت " ملحق شد اين آلترناتيو سياسى و اجتماعى را انتخاب کرد و آنرا از هر لحاظ تقويت و قدرتمند نمود تا نه تنها حضور سياسى مستقل کمونيسم در صحنه و معادلات قدرت سياسى در ايران را تامين کرد تا بتوان با قدرت از تحميل و برقرارى هر نوع حاکميت سياه ديگرى تحت هر عنوان و اسم و رسم ديگرى توسط نيروهاى ارتجاعى جلو گيرى نمود. و بايد با تمامى توان و امکان تلاش و فعاليت نمود تا با تصرف قدرت سياسى و حاکم شدن توده مردم بر سرنوشت سياسى و اجتماعى خود از طريق شوراهاى مردم " اعمال حاکميت مستقيم مردم ، دموکراسى مستقيم مردم " آينده را از آن خود سازيم. آينده اى که دنيايى بهتر که عارى از هر گونه ستم و نابرابرى " اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى " مى باشد را بنيان نهيم تا رشد و شکوفايى هر فردى مستقيما رشد، شکوفايى و رفاه همگان " جامعه " را بدنبال داشته باشد!
اين کار ممکن است و در فردا روز سرنگونى جمهورى اسلامى در ايران، آگاهانه تحقق يافتن آن توسط قدرت لايزال توده هاى مردم تحت رهبرى سياسى حزب کمونيست کارگرى ايران، امکان پذير مى باشد. زيرا اهداف، آلترناتيو و سياست تحقق پيدا کردن آن و تامين رهبرى سياسى " ستاد رهبرى کننده سياسى طبقاتى " اين نيروى انسانهاى آگاه و انقلابى که خواهان دنيايى و زندگى در خور و شان انسانى شان هستند، موجود مى باشد. مى توان به اين آرزوى واقعى و انسانى همين امروز دست يافت و به شيوه انسانى زندگى کرد!
حزب کمونيست کارگرى ايران اين ظرف و ستاد رهبرى کننده سياسى براى هدايت، سازماندهى و بنيان نهادن اين دنياى انسانى مى باشد. به اين حزب ملحق شويد تا آينده را که آينده اى انسانى مى باشد با پراتيک انقلابى و آگاهانه، از آن خود کردنش را تامين و تضمين کنيم!
#################################