اين جنگى عليه همه ماست!
بربريت مدرن يا عروج کمونيسم کارگرى؟!
مصطفى صابر
mosaber@yahoo.com
همه شواهد دال بر اين است که آمريکا در آغاز جنگ عليه عراق مصمم است. اگر اين جنگ آغاز شود دامنه ابعاد آن ميتواند بسيار وسيعتر از جنگ خليج باشد. تغييراتى که در جغرافياى سياسى دنيا ايجاد ميکند ميتواند فراتر از عواقب شوم ١١ سپتامبر براى مردم جهان باشد.
مردم عراق قربانى مستقيم اين جنگ خانمانسوزند. چه در جريان جنگ، چه بعد از آن و بخاطر نتايج جنگ. از هم اکنون اوباش اسلامى براى تسلط در جنوب، ژنرالهاى خونخوار صدام براى حاکميت در مرکز و ناسيوناليستهاى مرتجع کرد براى ادامه استيلاى ضد آزادى، ضد زن و ضد کارگر خود در شمال، دم هايشان را براى آمريکا تکان ميدهند. اما کسى چه ميداند که وقتى آتش و دود بمب و موشکها فرونشست، اوضاع حتى سياهتر از آنچه که امروز ميتوان ديد، نباشد؟
مردم ايران در ليست بعدى قربانيان بلافصل نتايج دهشتناک اين جنگ قرار دارند. دست بالا گرفتن آمريکا و متحدين مرتجع اش در عراق، بهم ريختن اوضاع عراق، مردم ايران را تقويت نخواهد کرد. برعکس به دشمنان آنها، به نيروهاى ارتجاعى سياست ايران، به جمهورى اسلامى، به سلطنت طلبان و يا کسان ديگرى که حاضرند براى شريک شدن در استثمار و چپاول مردم دم براى بوش و بلر تکان بدهند، به ژنرالها و آدمکش ها، به ناسيوناليست ها و قومپرست ها، در يک کلام به راست به معناى وسيع آن ميدان خواهد داد. اوضاع بهم ريخته و بلبشو، اوضاعى که تفنگ و آدم کشى و بمب و کروز سرنوشت مردم را تعيين ميکند، اوضاع مطلوب دشمنان مردم است. عراق بعد از جنگ حتى ميتواند بيش از عراق تحت حاکميت صدام و جانيان بعث براى مردم ايران مخاطره آميز باشد.
اما تاثيرات مخرب جنگى که دارد آغاز ميشود، براى بشريت بسيار فراتر از اين است. کل مردم جهان ميتوانند بطور مستقيم و غير مستقيم قربانى اين جنگ باشند. اين جنگى است که به ارتجاعى ترين نيروهاى سياسى در خاورميانه، به اسلام سياسى، به ناسيوناليسم عرب ميدان خواهد داد. اين جنگى است که به راست ترين گرايشات سرمايه دارى در جهان غرب، به امثال بوش و بلر بيش از پيش ميدان خواهد داد. (پيکر نيمه جان حقوق بشر غربى در پاى خداى جنگ از هم اکنون قربانى ميشود.) اين جنگى است که در درازمدت راست افراطى را در اسرائيل و مرتجع ترين نيروها را در فلسطين تقويت خواهد کرد. اين جنگى است که فاشيسم نوينى را که ايالات متحده و دولت هاى غربى عليه ساکنين خاورميانه و اسلام زده آغاز کرده است، دامن خواهد زد. اين جنگى است که ميتواند نسخه اجرايى تز محبوب راسترين محافل بورژوازى جهانى، يعنى "جنگ تمدنها" باشد. ميتوانند حول اين جنگ دو قطب ارتجاعى، در يکسو ميليتاريسم آمريکا و دول غربى و فاشيسم را به نماينده "تمدن غربى" ارتقاء دهند و در سوى ديگر اسلام سياسى و ناسيوناليسم جهان سومى را تحت نام "تمدن شرقى" بگذارند و دنيا را در منگنه اين قطب هاى ارتجاعى له کنند. نه فقط بديهى ترين حقوق انسانى را زير پا بگذارند بلکه جنگ را به سراسر جهان حتى به هر محله و مدرسه در لندن و پاريس بکشانند و بالاخره نفس حيات بشريت را در مخاطره جدى قرار دهند.
جلوگيرى از شروع اين جنگ، توقف فورى آن در صورتى که شروع شود، جلوگيرى از ابعاد بالقوه ضدبشرى عواقب آن بسيار ضرورى است و تنها از عهده مردم آزاده، انسانهاى شريف، زنان و مردان آگاه و انساندوست، از عهده طبقه کارگر و کمونيستها در سراسر جهان برمى آيد.
اين شايد يک تصادف است که در ميدان عملياتى اين جنگ، يعنى عراق و ايران، دو حزب کمونيست کارگرى فعال و روبه رشد حضور دارند. اين دو حزب بطور عينى وظيفه اى سنگين، بى سابقه و تاريخى در قبال اين جنگ ضد بشرى بعهده دارند. نه فقط به اين دليل که اين جنگ دارد درست در منطقه حضور آنها صورت ميگيرد، بلکه بويژه به اين دليل که اين احزاب به يمن آموزشهاى منصور حکمت، ماهيت آنرا بدرستى مى شناسند و راه حل واقعى در قبال آن ميتوانند ارائه دهند. (آنچه که در هفته گذشته ضمن کنفرانس نيروهاى اپوزيسيون عراق رخ داد و يکباره شعارها و ارزيابى کمونيست هاى کارگرى در قبال تحولات عراق در پر بيننده ترين رسانه ها اروپا و خاورميانه منعکس شد، فقط گوشه اى از اين واقعيت را نشان ميدهد.)
در مقابل دنياى سياهى که سرمايه دارها، ژنرالهاى، آخوندها، شاهزاده ها، روساى قبايل و ناسيوناليستها و فاشيست ها در مقابل بشريت قرار داده است، اينرا هم ميتوان ديد که بشريت عصر حاضر بيش از پيش به حقوق خود آگاه ميشود، توده هاى مردم بيش از پيش به سياست و تعيين سرنوشت خويش روى مى آورند. جنگ آمريکا عليه عراق در عين حال همه تناقضات درون سرمايه دارى معاصر و کشاکش نيروهاى ارتجاعى حاکم بر جهان را تشديد خواهد کرد. مردم تماشاگر منفعل اين صحنه نخواهند بود، همچنانکه تا همينجا هم نشانه هاى اميد بخشى از حساسيت هاى آنها ميتوان ديد. جنگ فعلى ميتواند به عرصه اى براى افشاء همه اين نيروها و طرح شعارها و آرمانهاى رهايى بخش دوره حاضر تمدن بشرى، که فقط ميتوان آرمانهاى طبقه کارگر و مارکس و منصور حکمت باشد، تبديل گردد. عروج کمونيسم کارگرى در ايران و عراق و در سطح منطقه و در سطح جهان حول مبارزه با جنگ خانمانسوزى که قرار است بزودى شروع شود هم ممکن و هم ضرورى است.