کميسارياى پناهندگان سازمان ملل در انتهاى راه

فرشاد حسينى
farshadhoseini@yahoo.com

کميسارياى پناهندگان سازمان ملل UNHCR در طول نيم قرن حيات خود، پيچ و خمهاى متعددى را طى کرده است. همان سياستهايى که اساسا اين سازمان را ايجاد کرده است هم اکنون نيز او را به مسير ديگرى هدايت ميکند. فلسفه وجودى اين سازمان امروزه بکلى پايان يافته و اين سازمان ميکوشد تا براى ادامه حيات و فعاليتش، خود را در قالبهاى جديدى از دنياى معاصر بازتعريف کند.

کميسارياى پناهندگان سازمان ملل در آغاز راه

در اوايل قرن بيستم تحولات سياسى و اجتماعى متعددى که در جهان و ساختارهاى اجتماعى و قتصادى آن رخ داد. جنگ جهانى و آوارگى ميليونها انسان، ظهور دو بلوک شرق و غرب در صحنه سياسى جهانى و شروع جنگ سرد همگى از مهمترين اتفاقاتى بودند که در ايجاد اين سازمان موثر واقع شدند. در ابتدا سازمان بين المللى پناهندگان توسط سازمان ملل در سال ١٩٤٥ و بمنظور اسکان ٢١ ميليون پناهنده اروپايى که در اثر جنگ جهانى دوم بيخانمان و آواره شده بودند ايجاد شد. اما با شروع جنگ سرد اسکان پناهندگان اروپايى با مناقشات سياسى دو بلوک جديد تلاقى پيدا کرده و براى اولين بار "پناهندگى" بار سياسى و حقوقى گرفته و تعريف مشخصى براى آن تعيين شد. براساس تعريف جديد هرکس که براى اسکانش در کشور خود "اعتراض موجه" ميداشت ميتوانست بعنوان پناهنده در کشور ديگرى اسکان يابد. دامنه اين تعريف پناهنده بعدها يعنى در سال ١٩٥١ به "کسانيکه ترس موجه به دلايل نژادى، مذهبى يا ديدگاههاى سياسى داشتند" محدود شد. از سال ١٩٥١ سازمان بين المللى پناهندگان به کميسارياى پناهندگان سازمان ملل جايگزين شد که به ايفاى نقش تازه خود در دوره جديد بپردازد. بدين ترتيب اين سازمان در اصل بعنوان يکى از ابزارهاى جنگ تبليغاتى سياسى بلوک غرب بر عليه اردوگاه رقيب بوجود آمد. آنموقع هر کسى که از اردوى بلوک مقابل ميگريخت بلافاصله پناهندگى ميگرفت. کسى اين پناهنده ها را "اقتصادى"، "سياسى"، "انسانى"،"مهاجر غيرقانونى" "پناهنده دروغى"و غيره تقسيم نميکردند. مصاحبه ها و بازجوييهاى آنچنانى نداشتند و در انگيزه هاى آنان کاوشى نميشد. زمان طولانى براى رسيدگى به وضعيتش را سپرى نميکرد. کسى سراغ ندارد که در آنزمان پناهنده اى را مثلا به يکى از کشورهاى بلوک شرق ديپورت کرده باشند يا تهديد به اخراجش کرده باشند. در آندوره "پناهنده" قهرمان ايده آلهاى غرب و مهمان عزيز اين سازمان و دول غربى بود. کميسارياى سازمان ملل نيز طى ايندوره مرتب به دولتها رهنمود ميداد که پناهندگى را آسانتر کنند. در استقبال و مهمان نوازى از اين مهمانان دريغ نورزند. و بالاخره يار و ياور پناهندگان باشند. آنموقع سياست بازگرداندن پناهندگان به کشورهاى خود کفر محسوب ميشد. اين سازمان در کل دوران جنگ سرد نقش خود را بعنوان يک ابزار تبليغاتى سياسى بخوبى ايفا ميکرد. هم براى بازارهاى سرمايه در اروپا کارگر ارزان و لازم تهيه مينمود و هم دستگاه تبليغاتى براى تبليغ ارزشها و معيارهاى سياسى غرب بود.

کميسارياى پناهندگان سازمان ملل در پايان راه

اما بدنبال فروپاشى بلوک شرق و پايان جنگ سرد اين ابزار نيز بى خاصت شد. پروسه از دست رفتن فلسفه وجودى اين سازمان بخصوص از اوايل دهه هشتاد بمرور روشن و روشنتر ميشود. و از همين سالها اقدامات جدى ايى توسط کميسارياى پناهندگان سازمان ملل براى محدود کردن تعداد پناهندگان و قوانين پناهندگى آغاز ميگردد. مهمترين اين اقدامات از اين قرارند:

١- سياست بازگرداندن پناهندگان: اين سياست يکى از محورى ترين سياستهاى اين سازمان طى دهه هشتاد به بعد است. اين سياستى که سازمان ملل در ابعاد ميليونى در کشورهاى آفريقايى، اروپاى شرقى، و آسيا انجام داده که خود اين سياست تاکنون فجايع بسيارى از جمله قتل عامهاى دسته جمعى و ناامنى و آزار و شکنجه براى هزاران پناهنده در بر داشته است. قطعا ميتوان به مورد به مورد آن اشاره کرد که در اينجا به آن ميپردازم. وضعيت پناهندگان فلسطينى عدم حمايت و پوشش حتى امنيتى و حفاظتى براى آنان، پناهندگان کوسوويى و افغانى از جمله مواردى است که سياست اين سازمان را روشنتر ميسازد. از طرف ديگر آنچه که امروز برجسته است دنباله روى سياسى کميسارياى پناهندگان سازمان ملل از منافع سياسى استراتژيک غرب بويژه آمريکا در برخورد با پناهندگان است. زاويه حرکت اين سازمان در رابطه با پناهنده همواره منافع دولتها بوده و نه انسان گريخته و نياز به حمايت.

٢- سياست اسکان جمعى پناهندگان: اسکان جمعى پناهندگان در نزديکترين محل ممکن به کشور مبدأ که در ابتدا براى پناهندگان افغانى، کامبوجى، سوماليايى و ....بمرحله اجرا در آمده بود هم اکنون به کل کشورها عموميت يافته است. زندگى در چادر و اردوگاههاى دورافتاده با حداقل امکانات زندگى و تحت نظارت خود و صليب سرخ، کل آن مراقبتى است که حاضرند به پناهندگان قربانى جنگ و سرکوب و ناآراميهاى سياسى بدهند.

٣- پروسه هاى پناهندگى : ناعلانه ترين پروسه ها در حال حاضر توسط اين سازمان براى پناهندگان انجام ميشود. کميسارياى پناهندگان سازمان ملل حتى رهنمودها و دستورلعملهاى اجرايى پيشين خود به دولتها را نديده گرفته و پروسه هاى سخت و ضدانسانى به پناهندگان تحميل نموده است. اين پروسه هاى ناعادلانه شامل: - دسته بنديهاى سياسى، انسانى، اقتصادى پناهندگان که چندين سال است با کمپين تبليغاتى اين سازمان همراه شده و نتيجه عملى آن کاهش شديد پاسخ مثبت به متقاضيان پناهندگى ميباشد. در بعضى کشورها مانند پاکستان و قبرس و کشورهاى حوزه خليج و آسياى ميانه عملا اين ميزان بطرز چشم گيرى کاهش يافته است. - مصاحبه هاى پناهندگى بيشتر به بازجويهاى پليسى همراه با تحقير و توهين پناهجويان، بى توجهى به نامه هاى حمايتى احزاب و سازمانهاى سياسى نيز از ديگر موارد نقض حقوق پناهندگان توسط اين سازمان است. - عدم ارائه دلايل کتبى دلايل رد درخواست پناهندگى، اقدامات ايزايى از طريق طولانى کردن پروسه هاى رسيدگى به پرونده ها و عدم ارئه خدمات پزشکى درمانى و اجتماعى براى پناهجويانى که در پروسه قرار دارند همگى از موارد چشم پوشى اين سازمان از حقوق انسانى پناهندگان محسوب ميشود.

کميسارياى پناهندگان سازمان ملل در دورانى که سياهترين و هارترين ارتجاع سياسى در بسيارى از کشورهاى جهان حاکم است، دروازه هاى خود را ميبندد. در ابتداى قرن بيست و يکم دروازه دفاع از قربانيان سرکوبهاى عريان بورژوازى به روى جنبشهاى دفاع از حقوق مدنى و انسانى گشوده شده. و اين جنبشها و سازمانها هستند که بايد بار دفاع از ارزشهاى انسانى و از حقوق پناهندگى را بدوش بگيرند.