تقويت و پيوستن به حزب کمونيست کارگرى ايران، وظيفه انسانى ماست

محمد محمدى

حزب کمونيست کارگرى در حالى يازدهمين سالگرد خود را پشت سر گذاشت که به حزبى اجتماعى، وسيع و سازمانيافته با رهبرى توانا، منسجم و با سياست و برنامه روشن و روشهاى مبارزاتى مختص به خود و سنتهاى جا افتاده تبديل شده است. اين حزب تا جايى پيش رفته که مصمم است قدرت سياسى را در ايران بدست گيرد و زندگى نسلى را از فلاکت و فقر و بيحقوقى نجات دهد. اين کار از حزبى که منصور حکمت، بزرگترين متفکر مارکسيست معاصر جهان، بنيادش نهاد و رهبريش کرد کاملا ساخته است. بنيان گذار اين حزب با گفته ها و بحثهايش با تلاش خستگى ناپذيرش، با هوشيارى وجسارت و روشنبينى مارکسيستى خود، به تاريخ تفکرات سوسياليستهاى نيم بند و ليبرالى که سالهاى آرماناهى اقشار بالاى جامعه را به نام مارکسيسم به خور مردم ميدادند پايان داد و مارکسيسم را آنطور که بنيانگذاران اصلى آن منظور داشتند، بار ديگر زنده کرد و به جريانى اصلى در عرصه سياست در جامعه ايران تبديل کرد. منصور حکمت و حزبش براى ما کارگران روشن نمود که مماشات و سازش و گدايى از بورژوازى و دولتهايش، برازنده احزاب و سازمانهايى است که در تلاشند زير لواى سوسياليسم و دفاع از طبقه کارگر، خود به نوايى برسند. نقد سياسى و عميق خود را به نوع پروران خيالپرداز و مصلحين اصلاح طلب و تمام جرياناتى کرد که زير نام مارکسيم، پرچم ملت و وطن و خاک و فرهنگ و... را بلند کردند. منصور حکمت و حزبش در دورانى که خيل "سوسياليست"هاى جهان سومى تا سوسيال رفرميستهاى غربى، همگام با دولتهاى بورژوايى در سراسر جهان شکست سرمايه دارى دولتى روسيه را اتمام کمونيسم جار ميزدند پرچم مارکس را بلند کرد و در مقابل اين موج سربلند ايستاد. اين حزب و رهبرى کاردان و هوشيارش با جسارت اعلام کرد که ناسيوناليسم و مذهب خرافه اى بيش نيستند.

رفقاى کارگر، مردم آزاده!

حزب کمونيست کارگرى بلندگوى راديکاليسم و سوسياليسم و انقلاب است. صداى رساى معلمان، دانشجويان و ميليونها انسان آزاديخواهى است که براى تغيير دنياى وارونه در تلاشند. صداى مظلوميت انسانهايى است که خود قربانيان نظام حاکم بر جامعه اند که هر روزه زير حکومت اسلامى در خيابانها و ميادين شهرها در برابر چشم خانواده هايشان حلق آويز مى شوند. صداى دختران جوانى است که حتى در پوشيدن لباس دلخواه خود آزاد نيستند و ازدواج اجبارى آنهم در سنين پائين سرنوشتى نامعلوم را در مقابلشان گذاشته است. دختران جوانى که تنها بجرم دوست داشتن و عشق ورزيدن، در دادگاه اسلام و حکومت مذهبى، سنگسار و اعدام مى شوند. آنان حتى در خانواده و جامعه نيز از ناموسپرستى و افکار اسلامى و شرقزدگى در امان نخواهند بود. اين اعمال فجيع در برابر چشمان حيرت زده جهانيان به اجرا گذاشته مى شود، بدون اينکه مورد اعتراض مدافعين دروغين حقوق بشر و دولتهاى اروپايى قرار گيرد. حزب کمونيست کارگرى زبان اعتراض کارگرانى است که از فقر، بيکارى و بى حقوقى مينالند، از جمهورى اسلامى و بردگى مزدى متنفر و آرزوى زندگى شايسته انسان را دارند. و هر روز مجبورند نيروى کار خود را در مقابل دستمزد ناچيزى به صاحبان سرمايه بفروشند. حزب کمونيست کارگرى بلندگوى جوانان بجان آمده ايست که محکوم به تبعيت از احکامى هستند که قرنها پيش در دوران جهالت و بربريت صادر شده اند که بر مبناى آن شادى، رفاه و آسايش جرم است.

کارگران، زنان، جوانان و مردم آزاديخواه!

به کمونيسم کارگرى که مدافع حقوق حقه کارگران، زنان و جوانان، کوکان و مردم ستمديده است بپيونديد. حزبى که نسلى از رهبران خوشنام، جدى و جسور سه دهه مبارزه آزاديخواهانه را با تجاربى گرانبها، در خود جاى داده است. حزب کمونيست کارگرى حزب تمام کسانى است که رهايى بشريت، که زندگى بهتر و انسانى، که دنياى آزاد و برابر و مرفه، همواره آرمان و اميالشان بوده است. اين حزب متعلق به همه ما انسانهايى است که سعادت بشريت آرزوى والايى برايمان بوده است. اکنون و در اين دوران حساس و تاريخى که با وجود اين حزب، امکان تحولات بنيادى در جامعه ايران و ايجاد دنياى آزاد و برابر فراهم شده است، بياييد و با پيوستن به حزب کمونيست کارگرى اين امکان را تقويت کنيد. تقويت اين حزب وظيفه انسانى ماست و اين وظيفه را بايد به جاى آورد.

٢٩ آذر ١٣٨١