دو کنگره، دو سرنوشت براى مردم عراق
مظفر محمدى
کنگره دوم حزب کمونيست کارگرى عراق برگزار شد. اتحاديه ميهنى کردستان اعلام کرد که اين کنگره نبايد برگزار شود و اين در حالى بود که حزب اعلام کرده بود که کنگره دومش را علنى ميگيرد و شرکت همگان در آن آزاد خواهد بود. با نزديک شدن تاريخ برگزارى کنگره، بيش از ٦٠٠ نفر براى شرکت در آن اعلام آمادگى و نام نويسى کردند که ١٥٠ نفر نماينده و بقيه مهمان بودند. کارشکنى اتحاديه ميهنى باعث شد که برگزارى علنى کنگره و شرکت همه مهمانان ممکن نشود و رهبرى حزب تصميم گرفت کنگره را به شکلى ديگر و با شرکت تعداد محدودتر برگزار کند. اين کنگره با حضور نمايندگان و تعدادى مهمان با موفقيت برگزار شد.
همزمان کنگره اپوزيسيون ناسيوناليست - اسلامى هم در لندن در جريان بود. مقايسه اين دو کنگره نشانگر دو تاريخ، دو جبهه متفاوت و دو آلترناتيو براى آينده عراق است.
اگر از جار و جنجال تبليغات و مدياى غرب درباره کنگره اپوزيسيون بورژوا - اسلامى لندن بگذريم، ترکيب حاضرين و نمايندگان در اين کنگره را مرتجعين و متحجرين، نوکران و دست نشانده هاى رژيم اسلامى ايران، ناسيوناليستهاى کرد گوش به فرمان آمريکا، و نمايندگان دولتهاى ايران و ترکيه و نماينده بوش تشکيل ميدادند.به لحاظ محتوا هم احزاب و شخصيتهاى شرکت کننده در اين کنگره بجز افکار ارتجاعى و آنچه که به آنها ديکته شده بود هيچ چيزى را نمايندگى نکردند. سخنرانيها و مواضع حاضرين اين کنگره کماکان نشاندهنده عقب ماندگى و استيصال تاريخى آنها بود. اينها در ١٠ سال اخير تحولات منطقه و عراق از جنگ خليج به بعد، در جنوب و مرکز و يا شمال عراق، هر جا نقش و حضورى که داشته اند جز تخريب و آزار و ترور نفعى به مردم نرسانده اند.
کنگره اپوزيسيون اعلام کرد که طرفدار عراق فدرال، سرمايه دارى و حاکميت اقوام و عشاير و اسلام تحت پرچم آمريکاست. آنها همگى دعا کردند که تحولات به شيوه مسالمت آميز انجام شده و صدام حسين شروط آمريکا را بپذيرد. همه آنها بوش و جمهورى اسلامى و دولت ترکيه را خاطر جمع کردند که از خطى که برايشان کشيده شده پا فراتر نميگذارند. و بالاخره همه آنها براى تحقق آرزوهايشان به آمريکا پشت بستند و گفتند از اين کار خود شرم نميکنند!
چشم انداز و سناريوى تحولاتى که قرار است توسط آمريکا ومتحدينش و دولتهاى منطقه در عراق بوجود بيايد از همين حالا مثل روز روشن است. عراق فدرالى به رهبرى آمريکا و تحت حاکميت جريانات قومى و اسلامى و عشيرتى چيزى بهتر از دولت کرزاى در افغانستان بعد از طالبان نخواهد بود. و اين تازه سرآغاز کشمکشهاى جديد بين گروههاى قومى و مذهبى مختلف از کرد و عرب و آشورى و ترکمن و شيعه و سنى خواهد بود. علاوه بر اينکه بين خود اين فرقه ها و عشاير توافقى وجود نداشته و نخواهد داشت و کماکان شکم همديگر را پاره کرده و گردن همديگر را خواهند زد، نتايج تحولات مور نظر آنها در اين جبهه مستقيا عليه حقوق و منافع کارگران، زنان، جوانان و مردم ستمديده عراق خواهد بود. بعنوان يک نمونه، انتظار اينکه کردستان در چارچوب عراق فدرال و تحت حاکميت ناسيوناليسم کرد، سرنوشت و آينده اى متفاوت با سرگردانى کنونى اين منطقه داشته باشد، انتظارى بيهوده و عبث است.
در جبهه ديگر، کنگره دوم حزب کمونيست کارگرى عراق، ترکيب نمايندگان و حاضرين در آن را کمونيستها و زنان و مردان شريفى تشکيل دادند که از بر پا کنندگان شوراهاى ماس ٩١، مبارزان راه آزادى و برابرى و مخالفان سرسخت قوم پرستى، مرد سالارى و نابرابرى زن ومرد و دخالت مذهب در زندگى مردم بوده و کسانى که در جريان مبارزه سرسختانه براى سرنگونى رژيم صدام از زندانهاى اين رژيم جان سالم بدر برده اند.
به لحاظ محتوا و اهداف، کنگره دوم حزب اعلام کرد که رژيم صدام بايد با اراده و تصميم انقلابى مردم عراق و به ميدان آمدن کارگران، زنان، جوانان و همه مردم آزاديخواه سرنگون شود. به بيش از يک دهه دخالت و تحميل سياستهاى آمريکا و دولتهاى منطقه در عراق بايد خاتمه داده شود و تعيين سرنوشت مردم به خود آنها سپرده شود. بايد حاکميت بيش از يک دهه احزاب ناسيوناليست در کردستان پايان يابد و سرنوشت مردم کردستان به آراى عمومى و رفراندم آزاد واگذار شود و به خواست و اراده مردم براى تشکيل يک دولت مستقل احترام گذاشته شود و به رسميت شناخته شود. دست اسلام سياسى و جريانات مرتجع و تروريست اسلامى وابسته به رژيم ايران از زندگى مردم کوتاه شود... کنگره دوم حزب کمونيست کارگرى عراق اعلام کرد آلترناتيو رژيم صدام يک جمهورى سوسياليستى است که با دخالت مستقيم مردم از پايين و توسط شوراهايشان تشکيل شده و جامعه اى سکولار، آزاد و برابر را بنيان خواهد گذاشت. جامعه اى که آزادى بى قيد و شرط سياسى، برابرى زن و مرد، کوتاه کردن دست مذهب از زندگى مردم، پايان دادن به خرافه ناسيوناليسم و قوم پرستى و سرانجام لغو کار مزدى و برابرى همه جانبه انسانها در سر لوحه آن قرار دارد.
کنگره دوم حزب اعلام کرد که نيروى متحقق کننده اين اهداف، کارگران، زنان، جوانان، روشنفکران و کل مردم آزاديخواه عراق است. نيرو و جبهه اى که بيش از ٣٠ سال تحت سرکوب حاکميت ننگين بعث بوده و در کردستان يک دهه در فضاى سرگردانى و بى افقى و نااميدى تحت تسلط احزاب ناسيوناليست قرار داشته اند. با اينوجود اين نيروى عظيم مردم عراق هيچگاه با احزاب و جريانات راست و ناسيوناليست عرب و کرد و با قوم پرستى و نظام عشيرتى و با اسلام سياسى و تروريسمش توافق و همخوانى نداشته و ندارد. اين نيروئى است که چپ، آزاديخواه و برابرى طلب است. نيرويى است که در تحولات کنونى و آتى عراق به ميدان ميايد، فشارش را مى آورد و خواستهايش را مطرح ميکند و اين تازه سرآغاز تقابلها و کشمکشهاى اجتماعى بين اين نيروى مردم از طرفى و ناسيوناليسم و ارتجاع و مذهب و دخالت دولتها از طرف ديگر خواهد بود.
اين چشم انداز و دريچه اى تازه به روى مردم و کمونيسم کارگرى است. نقشى که کمونيسم کارگرى و حزبش در اين تحولات ايفا ميکند، تعيين ميکند که کدام جبهه پيروز ميشود، جبهه ارتجاع به رهبرى آمريکا يا جبهه مردم آزاديخواه و برابرى طلب به رهبرى کمونيسم کارگرى و حزب آن.
کشمکش تاريخى و اجتماعى جديدى در عراق شروع شده است. هر دو کنگره چشم به اهداف و نقش تاريخى خود دوخته اند. بايد چشم مردم را به حقايق اين دو جبهه و اهداف آن باز کرد. بايد مردم را به فشرده و متحد کردن نيروى خود تحت پرچم کمونيسم کارگرى و اهداف انسان دوستانه، برابرى طلبانه و آزاديخواهانه منصور حکمت فرا خواند.