پاسخ مينا احدى به وزارت خارجه آلمان

رونوشت به روزنامه تاگس سايتونگ و رسانه هاى آلمان

وزارت امور خارجه آلمان به انتقادات من به دولت آلمان بويژه در مورد احکام سنگسار در ايران که در کنفرانس بنياد هاينريش بل در روز ١٠ دسامبر روز جهانى حقوق بشر، طرح شد، پاسخ داده است. اين مطلب در روز ١٢ دسامبر در روزنامه تاگس سايتونگ و با عنوان "وزارت امور خارجه از خود دفاع ميکند"، به چاپ رسيده است.

من در اينجا يکبار ديگر انتقادات خود را از دولت آلمان و وزارت امور خارجه طرح ميکنم و اميدوارم به اين موارد مشخص پاسخ بدهيد. تا افکار عمومى در جريان قرار گيرد.

١- دو سال قبل مريم ايوبى زن جوان و مادر دو کودک ٧ و ٩ ساله در تهران به سنگسار محکوم شد. کميته بين المللى عليه سنگسار يک کمپين جهانى براى نجات جان اين زن به راه انداخت و توانست صدها نامه اعتراضى و طومار جمع کرده و چندين تظاهرات در کشورهاى مختلف سازمان دهد، و دولت ايران را رسما تحت فشار بگذارد. حکم سنگسار دو بار به تعويق افتاد. انتظار و درخواست کميته بين المللى عليه سنگسار از دولت آلمان اين بود که براى جلوگيرى از اجراى حکم سنگسار اقدامات جديى را در دستور بگذارد، اما چنين نشد. مريم ايوبى را در ژوئيه ٢٠٠١ در حالى که از ترس بيهوش شده بود و او را در يک برانکارد حمل ميکردند، به محل اجراى حکم آورده و سنگسار کردند. دولت شما و وزارت امور خارجه در اين مورد قبل و بعد از اجراى حکم هيچ عکس العملى نشان نداد.

٢- اعظم زن جوان ٢١ ساله اى است که در اوائل سال ٢٠٠٢ محکوم شد. حکم او اين بود که بايد چشمهايش را از حدقه در آورند. چرا که در جريان دفاع از خودبه چشمهاى مردى که به او قصد تجاوز داشت، آسيب رسانده بود. کميته بين المللى عليه سنگسار يک کمپين براى نجات اين زن فراخواند و تمام تلاش ما براى گرفتن ترمين از مقامات دولت و درخواست دخالت و اعتراض دولت آلمان به اين احکام وحشيانه و قرون وسطايى بجايى نرسيد.

٣- در دور اخير اعدامها در ايران که بخشا در رسانه هاى آلمانى نيز منعکس شد، روزانه در مواردى بيش از ١٠ نفر را در شهرهاى مختلف ايران در ملا عام به دار مى کشيدند، دولت آلمان که نظاره گر اين وقايع بود، هيچ عکس العملى به اين جنايات غير قابل تصور نشان نداده و در اوج اين اعدامها از هيئتهاى ايرانى و مقامات جمهورى اسلامى در آلمان پذيرايى ميکرد و در مورد بهبود اوضاع در ايران از آنها دروغ تحويل ميگرفت. آخرين نمونه کنفرانس مشترک دولتهاى ايران و آلمان در لوکوم و همچنين ديدار وزير امور خارجه ايران، خرازى در ماه هاى اخير بود که با اعتراض شديد اپوزيسيون و بطور مشخص حزب کمونيست کارگرى ايران مواجه شد.

٤- در اواسط ماه سپتامبر ٢٠٠٢ دو نفر به اسامى گلى نيک خو و يونس اسعدى بطور ناگهانى و بدون اعلام قبلى در مرکز شهر نقده سنگسار شدند. و دو روز بعد از آن نصرت ابويى در شهرستان يزد در حاليکه او را سنگسار ميکردند، توانست از چاله اى که او را در آن فرو کرده بودند، فرار کند. اگر چه حتى طبق قوانين اسلامى هم بايد او آزاد ميشد، جمهورى اسلامى مجددا اين زن ميانسال را به زندان برده و خطر سنگسار مجدد او را تهديد ميکند. سوال من اينست دولت آلمان در اين موارد چه ميگويد و چه ميکند؟ و بالاخره اينکه هم اکنون چهار زن به اسامى سيما، اشرف، شهناز و فردوس در زندانهاى جمهورى اسلامى ايران در انتظار اجراى حکم سنگسار هستند. شما براى نجات جان اين زنان چه ميکنيد؟

آقايان و خانمهاى محترم! آقاى يوشکا فيشر! مهمترين سوال من اينست که اگر در آلمان تعدادى فاشيست، زنى را بدليل رابطه جنسى خارج از ازدواج در مرکز شهر برلين و يا کلن تا سينه در خاک فرو کرده و سنگسار ميکردند، آيا باز هم سياست شما گفتگو و ديالوگ در پشت درهاى بسته و دست دوستى دادن با آنها در مقابل خبرنگاران و افکار عمومى بود.؟ آيا اين به يک افتضاح سياسى غير قابل گذشت براى دولت تبديل نميشد؟ اگر در آلمان چنين است پس چرا در مورد ايران و ساير کشورهاى اسلام زده چنين نيست. اين "دوپل مورال" از کجا ناشى ميشود. آيا حقوق بشر مورد نظر دولت آلمان مردم ايران را شامل نميشود؟ من در مورد سنگسار حرف ميزنم. سنگسار انسانها در اين قرن يک اتفاق فوق العاده وحشتناک، قرون وسطايى و غير قابل تصور است. اگر دنياى امروز واقعا متمدن بود، بنظر من همه چرخها بايد از حرکت مى ايستاد و بشريت به اين ننگ و به اين زخم، پاسخ در خور را ميداد. امروز متاسفانه چنين نيست و در مقابل چشمان من و شما تا کنون فقط در طول حاکميت خاتمى رئيس جمهورى که از نظر شما "ليبرال و رفرميست" است، ٢٣ زن و ٧ مرد سنگسار شده اند. دولت شما که روابط حسنه اقتصادى با ايران دارد و اگر بخواهد ميتواند اعمال نظر بسيارى در لغو احکام سنگسار و لغو قانون سنگسار در ايران بکند، تا کنون کدام تاثير جدى را در اين پروسه بازى کرده است. بجز انتقاداتى بقول خودتان "در پشت درهاى بسته" و ادامه دادن به پروسه نرمال بند و بست و بده و بستان اقتصادى، بهمراه دست دوستى دادن با مقامات جمهورى اسلامى ايران؟ آنچه که ما ميکنيم هياهو نيست مبارزه براى لغو احکام سنگسار است و اتفاقا در اين مورد ديديم که اگر موضوع يک سنگسار به سطح مطبوعات و افکار عمومى کشيده شود، شانس پيروزى ما بيشتر است مثل مورد اعتراضات جهانى به حکم سنگسار صفيه حسينى که باعث نجات او و پيروزى ما در اين نبرد شد. اکنون صفيه حسينى زنده است و مريم ايوبى با بهت و حيرت فراوان ديد که در مقابل چشم دنياى متمدن او را با سنگباران ميکشند و هياهوى زيادى بر پا نميشود. سوال اينست چند صد نفر ديگر بايد سنگسار و کشته شوند تا "سياست پشت درهاى بسته و فعاليت عميق"! شما نتيجه بدهد؟

در پايان به منظور روشن شدن حقايق براى افکار عمومى آمادگى خودم را اعلام ميکنم که من با يوشکا فيشر يا هر مقام مسئول سياست خارجى آلمان در يک کنفرانس مطبوعاتى يا مناظره تلويزيونى شرکت کنم. اميد وارم که وزارت خارجه آلمان آماده توضيح سياستهايش باشد.

مينا احدى

 هماهنگ کننده کميته بين المللى عليه سنگسار

١٨ دسامبر ٢٠٠٢

تلفن: ١٧٧٥٦٩٢٤١٣ ٠٠٤٩

اميل: minaahadi@aol.com