از جوانان کمونيست شماره ٦٨
جامعه به چپ ميچرخد!
مصطفى صابر
mosaber@yahoo.com
اگر بخواهيم ارزيابى فشرده اى از تحولات چند هفته اخير، بويژه اوج آن شنبه ١٦ آذر، بدهيم اينست که جامعه بسرعت بيشتر به چپ ميچرخد. چه در شعارها و چه در شيوه ها و چه در رابطه با نيروهاى سياسى در صحنه.
حرکات ١٦ آذر را ديگر حتى جادوگران بى بى سى هم نمى توانند در چهارچوب دوم خرداد و دفاع از اين جناح و عليه آن جناح تعريف کنند. شعارها علنا عليه کل حکومت بود. نه فقط اين، شعارها چپ بود. شعارهاى راست (و منظورم مشخصا سلطنت طلبان، مليون، دوم خردادى هاى خارج از حکومت است) از قبيل "رفراندم" و "نيروى انتظامى حمايت" و امثال اينها جاى خيلى کمى داشت. فرياد اصلى "زندانى سياسى آزاد بايد گردد"، "مرگ بر جمهورى اسلامى"، و سرنگونى خواهى بى قيد و شرط و راديکال بود.
در شيوه ها نيز مردم بسيار راديکال بودند. با دست خالى با پليس و لباس شخصى ها مى جنگديدند و نشان ميدادند که براى عمل مستقيم و بلاواسطه خود، براى دخالت مستقيم و سرنگونى رژيم اسلامى آماده ميشوند و آمادگى روحى براى قيام نشان ميدهند. آنها مصر بودند که عليرغم باتوم و اسپره و زنجير و دستگيرى، تظاهرات کنند و اين کار را کردند. اين فقط به تهران محدود نبود. در چندين شهر بزرگ وقايع مشابهى رخ داد. (به گزارشهاى متعدد حزب کمونيست کارگرى در سايت روزنه رجوع کنيد.)
نيروى ١٦ آذر فقط دانشجويان نبودند. توده هاى وسيع مردم به خيابان آمده بودند. نقش زنان و دختران بسيار چشمگير بود. بقول دوستى ترکيب "پدر و دخترها" و "مادر و پسرها" در جمعيت کاملا مشهود بود. نشانه هايى از تحرک کارگران در حوالى اين روز و خود اين روز (در برابر وزارت کار) ديده شد. معلمان تحرک هايى براى باز به ميدان آمدن نشان دادند.
سرعت گرفتن ابراز تمايل به چپ و کمونيسم و گسترش آشکار هوادارى نسبت به سوسياليسم، مارکس و منصور حکمت در بين دانشجويان کاملا محسوس است. نه فقط بخاطر تماسهايى که با حزب کمونيست کارگرى و سازمان جوانان کمونيست و سازمان آزادى زن (که تنها دو سه هفته پيش بيانيه آن منتشر شد و روز شنبه ٢٣ آذر تاسيس ميشود) گرفته ميشود، بلکه با اندکى دقت در سخنان سران رژيم از هر دو جناح، از وحشتشان که "ديگر دوره جناح ها تمام شد" نيز ميتوان فهميد که نسيم ديگرى در ايران ميوزد.
راه پيشروى بيشتر در اين است که فضا و شرايطى را به رژيم تحميل کرد که امکان فعاليت سياسى توده هاى وسيع، تظاهرات و راهپيمايى، توزيع ادبيات چپ و کمونيستى کم خطرتر و ممکن تر بشود. بايد براى شرايطى تدارک ديد که بتوان تظاهرات هاى ميليونى با شعارهاى چپ بر پا کرد. بايد شيوه هاى کنونى رژيم را به بن بست کامل کشاند. بايد نيروى بيشتر و بيشترى به ميدان آورد و توازن قوا را به زيان جمهورى اسلامى بهم زد. بويژه معلمان، کارگران اگر به ميدان بيايند ميتوانند وضع را بسرعت تغيير دهند.
اعتراض دانشجويان در تحولات اخير محورى بود. در جريان انقلاب ٥٧ و سرنگونى سلطنت، دانشگاه "سنگر آزادى" لقب گرفته بود. اينبار دانشگاه ميتواند لقب "سنگر آزادى و برابرى" را دريافت کند. اين نقشى است که دانشجويان کمونيست بايد به آن بطور جدى توجه کنند. تبديل دانشگاه به سنگرى براى سوسياليسم، علاوه بر آنکه کمونيستها بايد نشان بدهند قابل ترين، سنجيده ترين و باهوش ترين رهبران اعتراض دانشجويى و پيشتاز مبارزه اى قاطع و آشتى ناپذير با جمهورى اسلامى اند، در عين حال به معنى اينست که دانشگاه به مرکزى براى اشاعه ادبيات کمونيستى و انتشار شعارهاى چپ افق کمونيسم کارگرى در سطح جامعه و بويژه پايه اجتماعى آن، طبقه کارگر، تبديل شود.