شبح کنفرانس برلين در تهران
حميد تقوائى
"کسانى که ميخواهند کنفرانس برلين را بوجود آورند و اين مراسم را بهم بزنند در جاى خود بنشينند."
اين گفته يکى از سخنگويان دوخردادى در تظاهرات ١٦ آذر خطاب به دانشجويان است. اين کاملا قابل فهم است که دوخردادى ها به سياق هميشه بخواهند سر و ته هر اعتراض و تظاهراتى را آرام و بى سر و صدا و "قانونى" هم بياورند، اما در اين ميان چه چيزى آنها را بياد کنفرانس برلين انداخته است؟ تظاهرات دانشجويان چه ربطى به کنفرانس برلين در ٣ سال قبل دارد؟
کنفرانس برلين قرار بود تريبونى براى فروختن جمهورى اسلامى "اصلاح شده"، جمهورى اسلامى "نوع خاتمى" به دولتها و افکار عمومى غربى باشد. مقامات دو خردادى کفش و کلاه کرده بودند و به آلمان آمده بودند تا شکنجه و کشتار و توحش نظامشان را با چاشنى لبخند خاتمى و "اصلاحات" وى براى غرب قابل هضم کنند. اين اتفاق نيفتاد. فعالين حزب ما و شمار ديگرى از آزاديخواهان و انقلابيون و بازماندگان قربانيان اعدامهاى جمهورى اسلامى در کنفرانس حضور يافتند و اجازه ندادند جانيان ديروز لباس اصلاح طلبى به تن کنند و براى حضار غربيشان "دموکراسى اسلامى" بهم ببافند. فرياد مرگ بر جمهورى اسلامى و آزادى برابرى سالن کنفرانس را بلرزه درآورد و آقايان دست از پا درازتر به تهران برگشتند. از آنروز هرگاه زمين زير پاى رژيم داغ شده و جناحها بجان هم افتاده اند نام کنفرانس برلين نيز بميان کشيده شده است. هر وقت يک جناح ديگرى را به ناديده گرفتن مصالح نظام متهم ميکند، هر وقت مردم به تعرض جديدى دست ميزنند، هر گاه شعارها بر عليه جمهورى اسلامى تند ميشود، هرگاه مبارزه در چارچوب قانونى نميماند و هر دو جناح را آماج حمله قرار ميدهد، کابوس کنفرانس برلين در ذهن آنها زنده ميشود و شبح "کسانى که کنفرانس برلين را بوجود آوردند" در مقابلشان قد علم ميکند.
اين بار هم مبارزات دانشجويان حضرات را بياد کنفرانس برلين انداخت. و اين کاملا قابل انتظار بود. امروز حقايقى که ما در برلين در مورد ماهيت ضد انسانى و غيرقابل اصلاح رژيم جمهورى اسلامى بيان کرديم به درک عامه تبديل شده است، دو خرداد ورشکسته شده و پاسدار ولترهاى سخنران در کنفرانس حنايشان کاملا رنگ باخته است، و شعارهائى که آنروز از جانب انقلابيون و آزاديخواهان در سالن کنفرانس برلين داده شد، در خيابانهاى تهران طنين افکنده است. مضحکه اصلاحات برچيده شده است و چپ و حزب کمونيست کارگرى، يعنى همان "کسانى که کابوس کنفرانس برلين را بوجود آوردند"، بجلو صحنه رانده شده اند.
حتى ميزبانان آلمانى کنفرانس، بنياد هاينريش بل، دست از "گفتگوى تمدنها" شسته اند و امروز از مينا احدى، يکى از کادرهاى حزب ما، مسئول کمپين بين المللى عليه سنگسار، و يکى از چهره هاى سرشناسى که کابوس کنفرانس برلين را براى رژيم بوجود آورد، دعوت ميکنند تا در مورد سنگسار سخنرانى کند.
وحشت حضرات کاملا بجاست. خاکريز دوخرداد فرو ريخته و "برلينيها" تا قلب تهران پيشروى کرده اند.
ما در برلين گفتيم که تاريخ جنايات رژيم از دوخرداد ١٣٧٦ شروع نميشود. گفتيم پاسدار-ولترهاى دوخردادى امروز همان سرکوبگران و جلادان جنبش شورائى کارگران و جنبش مردم در کردستان و جنبش دانشجوئى هستند که امروز از بدحادثه دموکراسى پناه شده اند. گفتيم جناح "اصلاح طلب" و جناح راست دوبال لازم و ملزوم نظام قرون وسطائى جمهورى اسلامى هستند، گفتيم حکومت مذهبى با آزادى متناقض است و بايد برود، گفتيم سرنگونى اين نظام پيش شرط هر نوع ارتقا و بهبود در وضعيت زندگى مردم ايران است، و امروز اين حقايق بر همه معلوم شده است. شبح کنفرانس برلين از اين حقايق سر بلند ميکند.
در دل مبارزات دانشجوئى و در همين سه هفته اخير ما يکبار ديگر شاهد نقش مکمل دوجناح در مقابله با مردم هستيم. از رهبران تحکيم وحدت تا دو خردادى هاى مجلس همصدا با مقامات انتظامى و رهبران جناح راست مدام به دانشجويان هشدار ميدهند که پا را از چارچوب قانون فراتر نگذارند، "بين طرح خواسته هاى قانونى و چالشهائى که صورت غيرقانونى ميگيرد تفکيک قائل شوند" و از افرادى که "با ظاهر دانشجوئى قصد راديکال کردن فضا را دارند" فاصله بگيرند. بخودشان قوت قلب ميدهند که دانشجويان هويت دينى دارند و به حرف "افراطيون و تندروها" گوش نميدهند. اما حتى خودشان هم خوب ميدانند که دير شده است، حالا ديگر نوبت افراطيون و تندروها و فضاى راديکال نه تنها در دانشگاهها بلکه در سراسر ايران است. ما همان سه سال قبل گفتيم که از برلين تا تهران راهى نيست.