آينده به ما تعلق دارد
مصاحبه با بهرام مدرسى، دبير کميته مرکزى سازمان جوانان کمونيست
درباره اعتراضات دانشجويان در هفته گذشته
هفتگى: جمعبندى شما از اعتراضات و تجمعات دانشجويان در ١٦ آذر و روزهاى بعد چيست، و بنظر شما چه درسهائى براى دانشجويان و جوانان بطور کلى دارد؟
بهرام مدرسى: اين اعتراضات را بايد در ادامه "اعتراضات ده روزه دانشجويان" در سراسر کشور ديد. در اين اعتراضات نه انجمنهاى اسلامى و نه تحکيم وحدتى ها، بلکه دانشجويان و جوانان چپ و کمونيست بودند که دست بالا را داشتند. شعارها و مطالباتى که اعلام شدند همگى حاکى از درايت، کاردانى و تيزهوشى اين جوانان داشت. دفاع دفتر تحکيم وحدت از شعار آزادى زندانيان سياسى حاصل همين دست بالا داشتن چپ بود. آنچه در ١٦ آذر شاهدش بوديم، ادامه همين روند بود. رژيم با همکارى وابستگان دوخردادى اش در آن اعتراضات سعى کرد که "دست مردم" به دانشجويان نرسد، دانشگاه ها را قرق کرد و از ورود و خروج مردم به دانشگاه ها جلوگيرى کرد، تحکيم وحدتى ها هم در تمام اين تجمعات سعيشان را کردند که "کار به جاى باريک نکشد". در ١٦ آذر اعتراضات به بيرون دانشگاه نيز گسترش يافت و رژيم را با هر دوجناحش غافلگير کرد. شرکت زنان و دختران در اين تظاهراتها و جلوگيرى از دستگيرى جوانان توسط نيروهاى رژيم جدا برجسته بود. توصيه ما در همان جريان تظاهراتهاى ده روزه دانشجويان اين بود که بايد مردم را با خود داشت و حلقه محاصره رژيم را شکاند. در همان اعتراضات چه در دانشگاه صنعتى و چه در تهران در جلسات متعددى دانشجويان آزاديخواه و سرنگونى طلب بر سر همين مسئله با تحکيمى ها و انجمنى ها در افتادند. به بيرون کشانده شدن تظاهراتهاى ١٦ آذر را بايد به حساب همين تيزهوشى و درايت اين دوستان گذاشت. به اين بيان تظاهراتهاى ١٦ آذر ديگر فقط اعتراضات دانشجويى نبود، بلکه مردم را نيز در بر ميگرفت. اين جنگ قدرت است، يکطرفش هر دو جناح رژيم با تمام دم و دستگاه سرکوبش است و طرف ديگر آن مردم، جوانان، و زنانى که ديگر اين رژيم سرکوب اسلامى را نميخواهند. اعتراضات دانشجويى به تنهايى نميتواند رژيم اسلامى را به زير بکشد، اما ميتواند فضاى سياسى جامعه را تحت تاثير خود قرار دهد و دعوت عمومى براى به ميدان آمدن بکند. اين اتفاقى بود که در ١٦ آذر افتاد.
درسهاى اين دوره اعتراضات را به نظر من بايد در همين نکته ديد. اين دوره اعتراضات مهر چپ را بخود داشت. در کنار اين فاکتور بايد به حرکت هماهنگ فعالين چپ اشاره کرد. وجود شبکه وسيعى از فعالين دانشجوى چپ و کمونيست، ١٦ آذر را آن کرد که ديديم. بايد اين دستاوردها را حفظ کرد و گسترش داد. اين گسترش از نظر من يعنى پيوستن و ارتباط با سازمان جوانان کمونيست. سازمان جوانان کمونيست ابزارى است که اين فعالين ميتوانند با بدست گرفتن آن مبارزه اى متحد و هدفمند را در سطحى سراسرى و در ابعاد ميليونى جلو ببرند.
هفتگى: على باقرى مدير کل سياسى وزارت کشور ١٩ آذر گفته که وزارت کشور و نيروى انتظامى قصد دارند که حضور "لباس شخصى" ها را در تجمعات کمرنگ کنند. اما در اعتراضات ١٦ آذر و روزهاى بعد از آن نيروى انتظامى نه تنها مانع حملات اوباش لباس شخصى نشدند بلکه همراه آنان به ضرب و شتم دانشجويان و مردم پرداختند. ارزيابى شما از اظهارات باقرى و عملکرد دولت و نهادهاى وابسته جناح دو خرداد در اتفاقات اخير چيست؟
بهرام مدرسى: اين تبليغات از نظر من چهره واقعى رژيمى است که زير ضرب اعتراضات مردم قرار دارد. اينها سالهاست که به زور سرکوب و زندان سر کار هستند. چاقوکش داوطلبانه چاقو و قمه اش را کنار نميگذارد! اين اظهارات باقرى يک شانتاژ سياسى است که هدفش دادن اين تصوير کذائى است که فقط به "نهادهاى قانونى" مانند نيروى انتظامى تکيه دارند. اينها با اوباش لباس شخصى فقط تا آنجا مشکل دارند که مزاحم نيروهاى خودشان بشوند و نه مردم معترض. در اعتراضات ١٦ آذر همه بچشم خود ديدند که چگونه نيروى انتظامى، پليس و نهاد قانونى دولت آقاى خاتمى، نه تنها دست لباس شخصى را براى ضرب و شتم مردم باز گذاشته بودند بلکه خود نيز فعالانه در اين ضرب و شتم شرکت داشتند. بنابراين عوامفريبى باقرى فقط در خدمت توجيه سرکوبگرى نيروى انتظامى دولتش است.
در رابطه با دو خردادى ها، اينها به انتهاى خط رسيده اند. چند سال براى رژيم شان وقت خريدند ولى امروز ديگر حنايشان براى کسى رنگى ندارد. و توصيه من به بدنه تحکيم وحدت اين است که تا دير نشده است راهشان را از آنها جدا کنند. همراه تحکيم وحدت بودن شرط بندى روى اسب بازنده است.
هفتگى: در تظاهرات بيرون دانشگاه، مردم و دانشجويان ضمن شعارهاى تند عليه خامنه اى و ديگر مقامات رژيم با پرتاب سنگ به طرف نيروهاى سرکوبگر هر دو جناح و تف کردن به آنها به تهاجمشان جواب دادند. چه ارزيابى اى از اين تطاهرات و عکس العمل مردم به نيروهاى سرکوبگر رژيم داريد؟
بهرام مدرسى: خواست سرنگونى رژيم اسلامى و اعلام آمادگى براى به زير کشيدن رژيم جمهورى اسلامى. اين به نظر من معنى واقعى جواب مردم به اوباش رژيم بود. شعار "واى به روزى که مسلح شويم" که در اين تظاهراتها بارها سر داده شد، همين را اعلام ميکرد. همانطور که در جواب سوال اولتان گفتم، به بيرون کشاندن تظاهراتها از محيط دانشگاه در ١٦ آذر، کل جامعه را مخاطب قرار داد. اگر در سالن نهارخورى دانشگاه تهران بايد با تحکيمى ها کش و قوس رفت، در خيابان انقلاب اما شعارها فرياد زده ميشوند. اينجا ديگر بلندگو و اجازه سخنرانى در کار نيست. مردم حرف دلشان را ميزنند و براى تحقق آن خود را از هر نظر آماده ميکنند. مرگ بر جمهورى اسلامى حرف دل مردم است. اين همان جنگ قدرتى است که قبلا به آن اشاره کردم. اين روز با شعارها و درگيريهايش يک قدم مردم را به جلو و رژيم را به عقب راند. اين واقعيتى است که بايد به آن اشاره کرد. امروز ديگر نميتوان و نبايد گذاشت که به قبل از ١٦ آذر برمان گردانند. اين با ١٨ تير متفاوت است. ١٦ آذر نه فقط دانشجويان که بخشى از مردم هم سينه در سينه رژيم ايستادند و شعار دادند.
هفتگى: براى آزادى دستگيرشدگان اتفاقات اخير شما چه رهنمودى داريد؟ اقدامات اساسى فورى براى پيشروى جوانان عليه جمهورى اسلامى از نظر سازمان جوانان کمونيست کدامند؟
بهرام مدرسى: بايد خواهان آزادى بيقيد و شرط تمام دستگير شدگان شد. نبايد اجازه داد حتى يکنفر را در بند نگه دارند. بايد حاليشان کرد که اگر يکى از ما را در زندان نگه دارند، فردا با نيروى بيشترى برخواهيم گشت. بايد همراه خانواده ها مدام جلوى در زندانها و ارگانهاى رژيم حاضر بود و شعار آزادى زندانيان سياسى را داد. اين حرکات بايد همراه باشند با جلب حمايتهاى بين المللى از اين عزيزان، اقدامى که همين امروز از طرف حزب کمونيست کارگرى ايران و سازمان جوانان کمونيست در جريان است و بهمين جهت ميخواهم اينجا از همه دوستان بخواهم که با ما تماس بگيرند و نام دستگير شدگان و گزارشات اعتراضاتشان را در اختيار ما قرار دهند.
در رابطه با بخش دوم سوالتان به نظر من در يک کلام بايد رهبرى کارآمد و هوشيار را تامين کرد. تا همين جا فعالين جنبش جوانان تيز هوشى و درايت بسيار بالايى را از خود نشان داده اند. تمام دستاوردهايى که در بالا به آنها اشاره کردم به يمن وجود شبکه وسيعى از فعالين چپ و کمونيست چه در دانشگاه ها و چه در محلات بوده است. اين را بايد حفظ کرد و گسترش داد. سازمان جوانان کمونيست متعلق به تک تک اين عزيزان است. بايد اين سازمان را به دست بگيرند و از طريق آن در تدارک جنبشى به ابعاد ميليونى باشيم. دوره دوره آگاهى، اتحاد و تشکل است. هر ذره از دستاوردهايى که به دست آورده ايم را بايد با نيروى اتحاد و تشکلمان حفظ کنيم. بدون اين سلاح در جنگ قدرتى که به آن اشاره کردم شانس زيادى نخواهيم داشت. اساسى ترين و حياتى ترين اقدام از نظر من ارتباط با سازمان جوانان کمونيست است. من همه اين دوستان را همين جا دعوت ميکنم که دست در دست جوانان ديگرى بگذارند که همين امروز در سازمان جوانان کمونيست متحد شده اند. آينده به ما تعلق دارد.