| بنياد هاينريش بول و کنفرانس برلين |
|
کاظم نيکخواه k.nikkhah@ukonline.co.uk
روز سه شنبه اين هفته دهم دسامبر کنفرانسى تحت عنوان مبارزه با سنگسار در برلين برگزار شد. فراخوان دهنده اين کنفرانس بنياد معروف هاينريش بول و يکى از سخنرانان اصلى اين کنفرانس مينا احدى بود. "بنياد هاينريش بول"، "برلين" و "مينا احدى". اين سه اسم برجسته ترين اسامى مربوط به کنفرانس جنجالى برلين هستند که سه سال پيش برگزار شد. جالب است که همين سه اسم در کنفرانس برلين (دو) نيز نقش اصلى را دارند. اما کنفرانس برلين دو يک تفاوت "کوچک" با برلين يک دارد: در کنفرانس برلين (يک) جلائى پور و گنجى از پاسدار ژورناليستهاى دو خردادى سخنران اصلى بودند. در کنفرانس دوم مينا احدى سخنران اصلى بود. در کنفرانس اول قرار بود اسلام و جمهورى اسلامى تطهير شود، در کنفرانس دوم کيفرخواست انسانيت متمدن بر عليه اسلام و جمهورى اسلامى اعلام گرديد. مينا احدى عضو دفتر سياسى حزب کمونيست کارگرى ايران و سخنگوى کميته بين المللى عليه سنگسار که سه سال پيش در بيرون سالن بلندگويى دستى را در دست گرفته بود و برعليه جمهورى اسلامى و چهره هاى وزارت اطلاعات رژيم اسلامى سخنرانى ميکرد و جنبشى را نمايندگى ميکرد که کل پروژه لانسه کردن خاتمى و جمهورى اسلامى "اصلاح شده" در خارج را به شکست کشانيد، اين بار خود پشت تريبون اصلى قرار گرفت و در دفاع از حقوق زنان و برعليه احکام شنيع اسلامى سنگسار سخنرانى کرد. حضار بارها سرپا ايستادند و براى او کف زدند. سخنان او فضاى کنفرانس را تحت تاثير قرار داد.اين يک پيروزى سمبوليک و مهم در يک جدال مهم است. جدال بشريت متمدن بر عليه تهجر جنايت بار و قرون و سطايى اسلامى. با توجه به طول و عرض بنياد هانريش بول و کنفرانس اخير شايد اين پيروزى از نظر انعکاس بين المللى و اجتماعى آن چندان بزرگ نباشد، اما بسيار مهم است. مهم براى همه آنهايى است که عروج مجدد اسلام سياسى و کل تهجر مذهبى در چند دهه اخير با توحشى غيرقابل تصور و غير قابل هضم براى انسان اين دوره، قلبشان را فشرده است و آرزو ميکردند اى کاش هيچگاه در اين دوره سياه چشم بدنيا نگشوده بودند. من رنگ سياه را دوست دارم. نميدانم با چه کلمه اى ميتوان اعمال اين هيولاى اسلامى را توصيف کرد. جزغاله کردن حداقل دويست کودک و مرد و زن در ميان آتش در نيجريه آخرين شاهکار همان هيولاى از گور برآمده ايست که داريم از آن سخن ميگوييم. اين يک پيروزى سمبوليک و اميدبخش بر عليه اين هيولاى از گور برخاسته است. بنياد "هاينريش بول" با دعوت از مينا احدى براى سخنرانى در اين کنفرانس و استقبالى که از او بعمل آورد، در واقع از جنبش سکولار و سرنگونى طلب و مشخصا از حزب کمونيست کارگرى به نحوى معذرت خواهى نمود. بنياد هانريش بول سه سال پيش احتمالا نا خود آگاه به صحنه سازش و دسيسه وزارت اطلاعات اسلامى و وزارت امور خارجه آلمان کشيده شده بود و طبيعى است که نخواهد نام اين بنياد و آن نويسنده انسان دوست با آن ماجراى ننگين تداعى شود. اما آن خيل رنگارنگ جريانات مرتجعى که در آن مقاطع و بعد از آن يک کمپين هماهنگ لجن پراکنى و فحاشى و جوسازى بر عليه حزب کمونيست کارگرى و جريان سرنگونى طلب براه انداختند، بعد از افشا شدن تمام حقايق پشت کنفرانس برلين که بر حقانيت همه افشاگريهاى اين حزب تاکيد ميگذاشت، چه کردند و چه خواهند کرد؟ طبعا انتظار پوزش خواهى اى از آنها نميرود. طيف هاى اصلى آنها همچنان در همان لجنزارى که بودند، مانده اند و دست و پا ميزنند. امروز قاعدتا تصور اين امر مشکل نيست که اگر جدال و کمپين اين حزب بر عليه کنفرانس برلين و تمام تقلاهاى دو خرداديها در خارج کشور نبود، اگر اينها موفق شده بودند حکومت اسلامى را از انزوا بيرون بکشند، پيامدهاى نفسگيرش چه روزى به حال همه مخالفين جمهورى اسلامى در خارج و حتى در داخل ايران مى آورد. اين را آنها که بايد بفهمند، فهميده اند. بهررو اين مسلم است که بشريت راهى ندارد جز اينکه به پيش رود. جز اينکه خودرا از شر نيروهاى ارتجاعى قرون وسطائى خلاص کند. حکومت مذهبى، سنگسار و قصاص، تروريسم اسلامى، طالبانيسم، و کل اين جنبش نکبت بار بهمراه تمام دنبالچه هاى احيانا به رنگ روز رنگ آميزى شده اش، با دوره کنونى تاريخ بشر سازگار نيست. بايد تماما از صحنه روزگار محو شود. دفاع از هر گوشه اى از اين جنبش به هر بهانه و تحت هرنامى نتيجه اش قطعا انزوا و رسوايى خواهد بود. با توجه به اين واقعيت است که ميتوان فهميد چقدر مهم است که هر پيروزى و هر پيشروى اى در اين زمينه را پاس بداريم. اين جدالى مربوط به تمام بشريت متمدن اين دوره است. تمام تريبونها و کرسيها را بايد از چنگ ارتجاع اسلامى بدر آورد. |