تلاش مزبوحانه فراکسيون زنان مجلس براى نجات جمهورى اسلامى |
|
هلاله طاهرى halale_taheri@yahoo.com
اخيرا فراکسيون زنان مجلس در ديدارى با علماى دينى قم درمورد «اصلاح قوانين» به گفتگو نشسته اند. کولايى نماينده مردم تهران که خود در اين ديدارها حضور داشته، ضمن رضايت از اين ديدارها مى گويد ما تصميم داريم با تمام «مراجع» صحبت کنيم. کولايى مى گويد اين خانمها در فکر «راهکارها»ى مناسب براى «اصلاح قوانين» هستند و مى گويند که ما از علماى دينى درخواست کمک کرديم و «مسئله» سنگسار، «مسئله» کنوانسيون حقوق زن و «بحث» ديه زن به مرد را در قانون مطرح نموديم. کولايى مى گويد انتظارات و خواستهاى زنان با توجه به افزايش آگاهى آنها گسترش پيدا مى کند. ببينيد چه کسى دم از خواست زنان و رشد آگاهى آنان مى زند. داشتن آگاهى و واقف بودن به حقوق خود و ياد دادن به ديگران در ايران جرم سنگين است و هزاران نفر به خاطر آن اعدام شده اند. بخاطر شعار آزادى و برابرى هزاران زن و مرد را به نام کمونيست و مفسد به جوخه هاى اعدام فرستادند. مگر همين رژيمى ها نبودند که به نام بدحجابى و غرب زدگى کلورکلور زنان را روانه زندان کردند؟ همين چند هفته پيش در اصفهان گله زنان نقاب پوش را به جان زنان مدرن جامعه انداختند که هنوز هم در خيابانها به دنبال طعمه پرسه مى زنند. در تمام اين ٢٣ سال حاکميت حمهورى اسلامى مردم هميشه از آنها جلوتر بودند. آنها قانون ازدواج ٩ ساله ها را گذاشتيد، چند درصد جامعه و پدر و مادرهاى با وجدان به فراخوان آنها کودکانشان را به خانه شوهر فرستادند؟ تازه بارها به خاطر اين جناياتشان مورد طعن هم قرار گرفتند. زنان را به زور در چادر پوشاندند، اما زنان با وجود همه خطرات در ٨ مارسها حجابها را سوزاندند و آن را زير پا لگذ مال کردند. مردم هميشه چندين قدم جلو تر بودند. حال با چه رويى اين خانمها مدعى اند که به عنوان نماينده زنان با زن ستيزان عمامه بسر به واسطه گى و گدايى حقوق زنان ميپردازند. در ميدانهاى نمايش سنگسار، درکنارجوخه هاى اعدام، در دالانهاى دادگاههايى که زنانى براى گرفتن حق طلاق يا با صورتهاى باد کرده و کتک خورده و يا بخاطر «بدحجابى» منتظر حکم دادگاه هستند، هنگامى که به روى زنان اسيد پاشيده مى شود، هنگامى که گله هاى سياه حزب اله دنبال زنان راه افتاده و بى حرمتى مى کنند، هنگامى که نيروهاى انتظامى به سالنهاى آرايش زنان حمله ور مى شوند، در تمامى اين صحنه ها و اين جنايات فراکسيون و کل گله جمهورى اسلامى شريک جرم هستند. هر بار ديدن تصاوير زنان محجبه فراکسيون در تلويزيون بدون شک تاريخ ننگين جمهورى اسلامى را براى زنان مبارز ايران تداعى مى کند. فقر و فحشا و بيکارى، کودکان خيابانى، خودکشى و اعتياد، جنون و خشونت و بربريت هرروزه عليه مردم ارمغان ٢٣ ساله فراکسيون زنان، علماى قم و جناحهاى تعديل شده از راست و چپ جمهورى اسلامى بوده است. آيا شکى بر اين هست؟ جالب اينجاست اين خانمها مى خواهند با تز ديالوگ با علما بر سر سنگسار بحث کنند. سنگسار و آپارتايد جنسى دو موضوع هويتى جمهورى اسلاميست. آيا اين خانمها بر سر لغو آن مى خواستند با علماى دينى قم «بحث» کنند؟ گويا مى خواهند قانون اساسى جمهورى اسلامى که بر مبناى شريعت اسلامى نوشته شده سنگسار و آپارتايد جنسى را لغو کند؟ اگر اصلاح شود يعنى به نفع زنان چه اتفاقى روى مى دهد؟ آپارتايد جنسى، حجاب، سنگسار، بى حقوقى زنان را از اسلام بيرون بکشيد ببينيد چه چيزى ته آن مى ماند؟ اساس هويت جمهورى اسلامى و قوانينش زن ستيزيست. آيا تعديل و اصلاح آن امروز براى جمهورى اسلامى معناى ديگرى جز مرگ دارد؟ براستى اين فراکسيون از دنيا بى خبر دنبال چه مى گردد؟ اما در خصوص سفر اين خانمها نزد علما بايد گفت که سالها قبل هم اين ملاقاتها و ديدارها را داشته اند. زمانى براى اجراى احکام سنگسار و ترساندن زنان و امروز براى نجات جمهورى اسلامى. واقعيت اين است که اين همه سال از علماى دينى خود براى نقششان در سرکوب آزاديها و آپارتايد جنسى زنان بهره جسته، خط گرفته و آموزش ديده اند. نسخه ها و داروهاى گنديده اين خانمها چيزى جز آپارتايد جنسى و بى حرمتى به زنان در بر ندارد و جايى در ميان زنان و جنبششان ندارد. تلاش اين خانمها بيهوده است! منصور حکمت مى گويد انقلاب آتى ايران به احتمال زياد يک انقلاب زنانه است. جهنم ٢٣ ساله جمهورى اسلامى براى زنان ضرورت حضور آنان را در خط اول جبهه هاى نبرد و روزهاى به سرانجام رساندن انقلاب مسجل نموده است. اين نبرد سالهاست شروع شده است. اگر نبود که ليست صدها هزارنفره اعدامها، ٨ مارسها و حجاب سوزانى ها، تظاهرات هر روزه و اعتراضات و نافرمانى لحظه به لحظه مردم، جوانان، کارگران و بويژه زنان وجود نمى داشت. امروزه زنان در ايران ماگزيمال آزاديها و برابرى زن و مرد را مى خواهند. سکولاريسم و جهانشمولى حقوق زن با همه دستاوردهاى بين المللى اش خواست زنان ايران هم هست. خواست سوسياليستى و برابرى طلبانه اى که مهر خود را در جنبش زنان ايران با حضور حزب کمونيست کارگرى ايران و سالها مبارزه براى آن زده به خواست زنان ايران تبديل گرديده است. مردم تصميم خود را گرفته اند که اين رژيم اصلاح شدنى نيست، رفتنيست! زنان به اراجيف فراکسيون زنان مجلس، اين رژيمى هاى فسيل شده وقعى نمى نهند. باور کردن اين نکته مشکل نيست، به اعتراضات هر روزه و بويژه جنبش دانشجويى دور اخير نگاه کنيد تا واقعيت آشکار «نه» گفتن به کليت اين رژيم را باور کنيد. در انقلاب آتى که از همين حالا مهر سکولاريسم، مدرنيسم، برابرى و آزادى بدون قيد و شرط برخود دارد جايى براى جريانات و گروههاى رنگ وارنگ اسلامى در ميان مردم نمى گذارد. اين خانمها با علمايشان، با قوانين اسلامى ١٤٠٠ ساله و يا تلاش دوم خرداديهاى امروزيشان، تا زندانها و دستگاه سرکوبشان همه با هم بدست مردم به گور سپرده خواهند شد. حتى اگر تعداد کمى از مردم ناآگاه و يا بخشهايى از گروههاى ناسيوناليستى و راست اپوزسيون تلاشى براى نجات نوعهاى اصلاح طلب و «آدم شده»تر اين رژيم بکنند مگر همينها مى توانند از زير خشم ٥٥ درصد زنان جامعه، ٨٠ درصد نيروى جوان جامعه و خيل ميليونى کارگران نجات پيدا کنند؟ جوانان، زنان و کارگران نيروى اصلى سرنگونى در انقلاب آتى هستند. تصميم قطعى اين ميليونها انسان است که سرنوشت آينده سياسى ايران را رقم مى زند. يک روزى خيابانها مملو از زنانِ به خشم آمده، در حال سوزاندن چادرها و سنبلهاى اسلامى به ميدان مى رسد. اين خانمهاى «فراکسيون» در حال سفر نزد علماى قم در خيابان با موج زنان برمى خورند. تصور کنيد چه اتفاقى مى افتد؟ براستى که در آن روز سفر قمشان به کجا ختم مى شود؟ آنروز دير نيست، بروزات شروع و اوجگيرى اين خروش و انقلاب را ما هرروزه مى بينيم، جنبش دانشجويى، اعتراضات کارگرى، اعتراضات مردمى و بالاخره طوفان خشم زنان شروع شده است. ناقوس مرگ جمهورى اسلامى زده شده و مى رود که رويا و آرزوى مردان و زنان تشنه آزادى و برابرى و رسيدن به يک دنياى بهتر نزديک گردد. پيروزى از آن ماست! |