پوسترهاى پشت نرده دانشگاه

 

محمد فتاحى 
دهم دسامبر
m.fatahi@ukonline.co.uk

ديشب در حاليکه داشتم به تک تک پوسترهاى صفوف تظاهرات دانشجويان در پشت نرده دانشگاه، در سايتهاى انترنتى فکر ميکردم، ياد گفته هاى مهمان اصفهانى و خاتمى چى دوست اصلاح طلبم افتادم که دل خونى از جوانان اين دوره داشت و ميگفت: «باورت نميشه چه اعجوبه هايى اند. بايد بيايين از نزديک ببينى شون. گويا فرهنگ زندگى شونو از جواناى غرب ميگيرن، مدل لباس و موى سر و قيافه اى که اينها دارن، مبتذلترين هاى اين خيابانهاى لندن بايد برن از اونها ياد بگيرن. نه دين و خدا ميشناسند، نه ادب و حيا. موزيک ايرانى رو کسى گوش بده، عقب مونده ش ميدونن. از فرهنگ و سنتهاى خودمون بدشون مياد، اصلا خيليها رو ديده ام که ايرانى بودنو هم عار ميدونن. دين و خدا ندارن که هيچى، ايمان و اخلاق و ادب و حياى ديگرانو هم به ريشخند ميگيرن. روابط پسر و دخترا هيچ پرنسيپى نداره، معلوم نيس کى با کى ميره. من فکر نميکنم توى اين غرب هم جوانش اينقدر بى بند و بار باشه، شک دارم. ميدونم برات عجيبه، بايد خودت ببينى. اين که ميگم تو اصفهانه، توى تهران که مرکزه، فکرشو بکن چه خبره!»

موضوع جوانانى که خدا و دين ندارن، فرهنگ «خودمان» را هم تحقير ميکنند و در سکس و رابطه جنسى شان هم بند و بار و قفل و زنجيرى در کار نيست، پوستر دکتر مصدق و شريعتى، اين نمادهاى ناموس و دين و شرقيگرى را در صفوف تظاهرات خود، در پشت ميله هاى دانشگاه حمل ميکنند، احتمالا بتواند براى افراد با استعداد موضوع لطيفه هايى باشد! براى دستگاههاى خبر پراکنى خيلى شرافتمندى از نوع بى بى سى ، براى شرق شناسان شرقزده غربى که به قول مشهور از توان تلفظ حروف خ و ق، ارتزاق ميکنند، اين پوسترها شايد منابعى قوى براى تحليل پايه هاى اعتراضات اين روزهاى ايران باشد! خود جريانات مصدقى و شريعتى گرا، در اينمورد البته توهمى به وزن سياسى خود در صفوف بويژه جوانان ندارند.

چند هفته قبل ياران مصدق در سالگرد قتل فروهرها مراسم علنى داشتند و از ده دوازده ميليون تهرانى، هزار نفرى از خودشان جمع شدند، و در بين همين هزار نفر هم کسانى با حضور گزارشگران دوم خردادى به ابراهيم يزدى، وزير خارجه دولت موقت نزديک شدند و خدمتش يادآورى کردند که خيانت و اعدامهايى را که در اوايل حکومت خدا کرد و براى بعديها راه باز کرد، فراموش نشده است!

کلاه اين پوسترها سر حامى يان واقعى شان در ميان دانشجويان هم نرفته است و ميدانند در ته دل صف تظاهرات چيز ديگرى، خواست ديگرى و تمايل ديگرى دارد اين نيروى جوان را به جلو هل ميدهد. اينها بيش از بقيه خبر دارند که پخش کنندگان پوسترهاى ممنوعه شبانه در ميان همين جوانان صف بسته اند و تناسب قوا ميدان عمل علنى شان را فعلا محدود کرده است. با توجه به اين واقعيت است که در جلسه انجمن اسلامى دانشگاه به کسانى که ميخواهند کنفرانس برلين را بيافرينند تذکر دادند!

مصدقيها و جوانان پير شده توده اى در خارج کشور، سازمانهاى چندگانه خانواده اکثريتى هم که وحشت انقلاب نگرانشان کرده، در اطلاعيه مشترکشان، همراه نيروهاى انتظامى و سازمان اطلاعات شان در داخل، عليه تظاهرات «خشونت آميز» سنگر گرفتند و اعلام فرمودند که فقط از تظاهرات مسالمت آميز دانشجويان حمايت ميکنند!

دانشجويان و جوانان اين صفها نيک ميدانند که فعلا تا تغييرات بيشتر در تناسب قوا، بايد از دعواى درونى جناحها، حسابى استفاده کرد، از گرماى جنگ و تقابل هايشان تنور نان خود را داغ کرد و نيرو گرفت. فعلا که استبداد حاکم است و طناب دار آويزان، تظاهرات و اعتراضات مردم ناچار است بيش از هميشه از شيارهاى قانونى و تکيه گاه دعواى جناحها استفاده کند. ولى کى هست که نداند که اين دوره موقتيست؟ فيلم نمايش صف طويل قهرمانان دوم خرداد مدتهاست به سر آمده است. قطار اينها مدتهاست در دره اصلاحات سقوط کرده است. و متاسفانه ديگر از مصدق و شريعتى هم کارى ساخته نيست، روح اين بيچارگان را اذيت نکنيد! و به اين واقعيت تلخ و ناگوار تن دهيد که روز بالا رفتن علنى پوسترهايى که سنبل سياسى فرهنگ و ارزشهاى مدرن و انسانى اند، پرچم جارو کردن اسلام و ارزشهاى دينى و ملى و شرقى اند، نماد رفاه و آزادى و برابرى اند، به تدريج و اما سريع دارد فرا ميرسد.