از جوانان کمونيست شماره ٦٧
دو سال فعاليت، يک ارزيابى کوتاه
گفتگو با بهرام مدرسى
دبير سازمان جوانان کمونيست
مصطفى صابر: دومين سالگرد تاسيس سازمان جوانان کمونيست فرا ميرسد. بعد از دو سال فعاليت، فکر ميکنيد اکنون سازمان جوانان کمونيست بطور عينى در کجا ايستاده است؟ شرايط اجتماعى و سياسى چه تغييراتى کرده است و اعتراضات جوانان چه تحولى يافته است؟ چقدر سازمان ما در تحقق اهدافش جلو آمده است؟
بهرام مدرسى: اجازه بدهيد ابتدا در مورد اهدافمان بگويم. هدف ما بسيج جنبش جوانان در ايران براى سرنگونى جمهورى اسلامى و برپايى جمهورى سوسياليستى است ما اين امر را در بيانيه اعلام تشکيل سازمان جوانان کمونيست چنين اعلام کرده ايم:
"بيش از نيمى از جامعه ايران را ما جوانان تشکيل ميدهيم. سهم بخش اعظم نسل ما، از حاکميت رژيم منحوس اسلامى بجز سرکوب خشن، محروميت سياسى، فرهنگى بيکارى و ناامنى اقتصادى و اجتماعى نبوده است. توقعات و تصوير بويژه اين بخش از جامعه را از زندگى، عليرغم دو دهه قرنطينه سياسى و فرهنگى و رواج روزمره باورهاى ارتجاعى، دستاوردها و آرمانهاى پيشرو و انسانى بشريت امروز است که شکل ميدهد. نسل ما هنوز جنگش را با رژيم اسلامى نکرده است و امروز ميرود که پا به اين ميدان بگذارد. امروز اين آرزوهاى سرکوب شده ما براى آزادى، رفاه، برابرى، براى جامعه اى برى از جهل و خرافات سياه اسلامى پاسخ ميخواهند. رژيم اسلامى از مهار مبارزه ما عاجز است. جنبش اعتراضى رو به رشد و بالقوه بسيار عظيم ما عليه نابرابرى و بى عدالتى و خفقان و حاکميت سياه مذهب، بخشى از نيروى انقلاب آزاديخواهانه طبقه کارگر براى خلاصى مردم و جامعه ايران از بختک رژيم اسلامى و برپائى يک جامعه آزاد و برابر و انسانى است."
بسمت چپ چرخيدن اعتراضات دانشجويان، رشد اعتراضات جوانان در محلات، روشن تر شدن اهدافى که ما در هر مرحله از مبارزه مان اعلام ميکنيم، خواست سرنگونى رژيم اسلامى، اعتماد به نيروى خود و وجود شبکه وسيع جوانان کمونيست و چپ در تمام کشور، ما را يک قدم به اين هدف نزديکتر کرده است.
طبعا شرايط سياسى به نسبت دوسال پيش تغييرات اساسى کرده است. براى مثال دوسال پيش وقتى که ما اعلام تشکيل سازمان جوانان کمونيست را کرديم، کسانى مثل گنجى و جلايى پور خودشان را سخنگويان اعتراضات دانشجويى اعلام ميکردند. آنموقع، دوم خردادى ها و تحکيم وحدتى ها تا حدودى در دانشگاهها برو و بيايى داشتند و خود رژيم هنوز روى پروژه دوم خرداد و بخصوص در رابطه با دانشجويان حساب زيادى باز کرده بود. همان روزها ما گفتيم که اين ها نمايندگان اعتراض در محيطهاى دانشجويى نيستند و بدنبال برآورد کردن خواستهاى دانشجويان نيستند. گفتيم که خودشان جزيى از رژيم اسلاميند. امروز ديگر حناى اينها براى خودى هايشان هم رنگى ندارد. اين از نظر من براى همه دانشجويان چپ و کمونيست و بخصوص سازمان جوانان کمونيست يک پيشروى است. به اين خاطر که عوامفريبى «اصلاح طلبى» از طرف بخشى از خود رژيم، ديگر خريدارى ندارد.
بعلاوه شکست پروژه دو خرداد جايش را به خلا و نااميدى نداد. چپ و کمونيسم طى اين دوسال در دانشگاها رشد کرد. و اين اساسا به همت جريان سياسى ما بود. پيشروى مهمتر اين است که امروز مى بينيم چگونه سازمان جوانان کمونيست، اهداف و فعاليتهاى آن در ميان بخش مهمى از دانشجويان آزاديخواه، چپ و کمونيست جا باز کرده است و عملا نقطه اميد آنها شده است. دو سال فعاليت سازمان جوانان کمونيست را بايد بر اين متن نگريست و ارزيابى کرد.
از نظر من قطعا ميشد کارهاى بيشتر و مفيد ترى را سازمان داد و راه انداخت. ما يک سازمان سياسى ساختيم که نمونه اش به اين شکل تا کنون وجود نداشته است. اين را مديون رهبرى حزب کمونيست کارگرى ايران و بخصوص منصور حکمت، کسى که ايده تشکيل اين سازمان را داد، هستيم.
مصطفى صابر: بطور مشخص در همين حرکات و اعتراضات اخير دانشجويى فکر ميکنيد حضور و نقش ما چطور بود؟ آيا فکر ميکنيد ميشود از حضور و نقش ما کمونيستها، کمونيستهاى کارگرى حرف زد؟ تا چه حد، چطور؟
بهرام مدرسى: توازن قواى سياسى امروز را نبايد فراموش کرد. امروز چپ بودن و کمونيستى عمل کردن ميتواند به معناى اعلام علنى خواسته هايى باشد که مدتهاست حزب کمونيست کارگرى ايران و جنبش کمونيسم کارگرى پرچم دار آن بوده اند. شعارهايى که در همين اعتراضات اخير علنا اعلام شدند، هيچکدام خواسته هاى نه دوم خردادى ها بود و نه ملى - مذهبى ها. لغو حکم اعدام را اولين بار حزب کمونيست کارگرى ايران اعلام داشت. آزادى بى قيد و شرط تمام زندانيان سياسى هم شعار آنها نبود. اين قدرت و تيزبينى دانشجويان کمونيست و چپ بود که باعث شد اين شعارها به صدر خواسته هاى اعتراضات دانشجويى برود. حضور و نقش جريان کمونيسم کارگرى ميتواند و اين توانايى را دارد که يک روز در ايران پرچم مارکس و منصور حکمت را بلند کند. ميتوان شاهد روزى باشيم که در تظاهراتهاى چند صد هزارنفره در تهران شعار جمهورى سوسياليستى را بشنويم. اين جنبشى است که ميتواند در ادامه سرنگونى جمهورى اسلامى، شوراهاى مردمى را حاکم کند. توازن قواى سياسى را نبايد فراموش کرد! حضور و نقش ما را امروز - در شرايط حاکميت رژيم - در شعارهايى که طرح شدند ببينيد. ابعاد اين حضور فردا بسيار گسترده تر از اين خواهد بود.
طى اعتراضات اخير دانشجويان، تماسهاى بسيارى از مراکز مختلف تحصيلى با سازمان جوانان کمونيست وجود داشت. نشريه سازمان جوانان کمونيست و اطلاعيه هاى سازمان و حزب کمونيست کارگرى ايران در بسيارى از اين مراکز پخش ميشد و دست به دست ميگشت. براى نمونه در يک مورد ماموران رژيم تنها بخاطر توزيع نشريه جوانان کمونيست و انترناسيونال هفتگى مزدورانشان را بسيج کردند و همه دانشجويان بازرسى بدنى شدند. از اين فراتر به نظر من حضور ما را بايد در عمل متشکل محافلى ديد که همين امروز در اين محيطها با تيزبينى و درايت زياد مشغول کارند و من همينجا ميخواهم از اين دوستان يکبار ديگر تشکر کنم.
مصطفى صابر: به نظر شما چه سنت هاى سياسى ديگرى در بين جوانان فعال اند؟ موقعيت آنها چيست؟ آيا ميتوانند پاسخ خواسته ها و مطالبات جوانان را بدهند؟
بهرام مدرسى: طبعا در جنبش دانشجويى و در بين جوانان گرايشات مختلف وجود دارد. گرايش طرفدارى از سلطنت و خاندان پهلوى در بين دانشجويان بسيار ضعيف و نازل است. اين با ترقيخواهى، مدرنيسم و امروزى بودن جوانان در تناقض است. براى جوانان سلطنت خارج از بحث است. گرايش ملى - مذهبى هم با شکست دو خرداد هر روز بيش از پيش به حاشيه رانده ميشود.
عليرغم سرمايه گذارى عظيمى که رژيم روى جوانان بعنوان «محصولات» جمهورى اسلامى کرده است، اين نسل محصول و دست پرورده رژيم اسلامى نيست. اتفاقا جوانان با تجربه روزمره زندگى در ايران به اين نتيجه رسيده اند که اسلام با هر تفسير و تعبيرى جريانى ضد زن، ضد انسان، خراقى و در ضديت با آزادى و شکوفائى انسان و ضد حرمت انسانى، شادى و روابط آزاد انسانها است. اين نسل ضد رژيم و تمام بنيادهاى فکرى و اجتماعى آن است. حتى سردمداران رژيم هم به از دست دادن جوانان و شکستشان در جذب آنان اعتراف ميکنند. هر روز به نوعى اعتراف مى کنند که جوانان با حکومت اسلامى نيستند! پاپ و مادونا و مايکل جکسن ميخواهند! اين خصلت نماى وضع فعلى جوانان است. اين نسل به اسلام توهمى ندارد و بخوبى ميداند که برخوردارى از هر ذره حقوق انسانى و برابر، برخوردارى از هر ذره آزادى و رفاه در گرو عقب راندن حاکميت اسلام و سرنگونى جمهورى اسلامى است. گرايشات سياسى ديگرى که از سلطنت طلبان تا ملى - مذهبى ها حتى شهامت نام بردن از خواست برابرى کامل و بدون قيد و شرط زنان و مردان را ندارند. آزادى کامل روابط جنسى براى اين گرايشات مطرح نيست! جنبش جوانان مترقى تر از آن است که به سادگى زير عباى اسلام و يا تاج سلطنت برود.