فرصت مناسب براى معلمان

شهلا دانشفر

بيش از يک سال از تظاهرات و اعتصابات معلمان در اعتراض به شرايط کار و حقوق هاى ناچيزشان ميگذرد. معلمان هنوز به خواستهاى خود نرسيده اند. اين حق مسلم معلمان است که از زندگى اى انسانى برخوردار شوند، که ناچار نباشند به شغل دوم و سوم روى آورند، و در فضايى آزاد و بدور از دخالت هرروزه دستگاه تفتيش عقايد اسلامى به تدريس بپردازند.

در ديماه سال گذشته هزاران معلم به خيابانها آمدند، راهپيمايى کردند و خواستها و مطالباتشان را فرياد زدند. معلمان خواهان افزايش حقوق ها و برخوردارى از يک زندگى انسانى شدند. خواهان افزايش مزاياى خود از جمله حق مسکن، حق اياب و ذهاب و حق تغذيه خود شدند. خواهان کاهش دو ساعت اضافه کارى اى شدند که در دوران جنگ ارتجاعى بر آنان تحميل شده بود. همچنين خواهان انتخاب مديران توسط شوراى معلمان در هر مدرسه و خواهان آزادى بيان و تشکل و رفع تبعيض و برابرى شدند.

در اوج تظاهرات دهها هزار نفرى آنان و براى آرام کردن صداى اعتراضشان در همانموقع به دستور خاتمى کميته ويژه اى تحت عنوان "کميته رسيدگى به مطالبات فرهنگيان" تشکيل شد. اين کميته پس از غور و تفحص و خريدن فرصتى براى خواباندن اين اعتراضات در بهمن ماه سال گذشته طى بخشنامه اى داخلى به مدارس اعلام داشت که حقوق و مزاياى معلمان تنها ١٥ درصد افزايش خواهد يافت. جمهورى اسلامى اين بخشنامه را داخلى اعلام کرد چرا که جرات اعلام علنى و رسمى آن را نداشت. تصميمى بيشرمانه که بيش از پيش بر خشم و اعتراض معلمان دامن زد. بدين ترتيب معلمان نه تنها به خواستهايشان نرسيدند بلکه با توجه به نرخ روز افزون تورم وضعيت اقتصادى آنها هر روز بدتر و نابسامان تر ميشود.

شرايط سخت زندگى و فشار اقتصادى، بخش زيادى از معلمان را وادار کرده است که با رو آوردن به کار دوم و تدريس خصوصى و اضافه کارى مخارج زندگى خود را تامين کنند و هر روز با تنى خسته و فرسوده بر سر کلاس درس حاضر شوند. از يکسو خفقان حاکم بر مدارس، تفتيش عقايد و نداشتن کوچکترين اختيار و قدرت تصميم گيرى در محيط کار و آموزش، شغل معلمى را به شغلى عذاب آور، خطرناک و آزار دهنده تبديل کرده است. و از سوى ديگر مشاهده هر روزه فقر غير قابل وصف کودکانى که گرسنه به کلاس درس ميايند و کوچکترين تمرکزى براى يادگيرى و آموزش ندارند، و دختربچه هاى کوچکى که در زير حجاب اسلامى محبوس شده و حق هر گونه شادى و اظهار وجودى از آنها سلب شده است و تحقير و توهين آشکار را متحمل ميشوند، محيط کار را براى معلمين غيرقابل پذيرش نموده است. روشن است که هيچ معلم شريفى نميخواهد و نميتواند شاهد خاموش فشار و تحقير به خود و به کودکان باشد. فضايى از نارضايتى و اعتراض و بحث و راهجويى براى پايان دادن به اين همه تحقير و مشقت در ميان معلمان بالا گرفته است. امروز معلمان خواهان افزايش فورى حقوق خود و ديگر مطالباتشان هستند. امروز در شرايطى که جامعه روزهاى پر التهابى را ميگذراند، اعتراض در تماس سطوح بالا گرفته است، و اختلافات درونى حکومت به اوج تازه اى رسيده است، شرايط مناسبى است که بار ديگر معلمان با همه خواستها و مطالبات خويش به ميدان بيايند. معلمان در ارتباط وسيع با بيست و پنج ميليون دانش آموز و خانواده هايشان جايگاه اجتماعى مهمى در اعتراضات جارى در جامعه دارند. خواستها و مطالبات آنها، بخشى از خواستها و مطالبات کل جامعه است و بدون شک نه تنها با استقبال و پشتيبانى وسيع توده هاى مردم روبرو خواهد شد بلکه به تقويت مبارزات جارى در سطح جامعه منجر خواهد شد. امروز فرصت مناسبى است که معلمان خواستهاى خويش را مورد تاکيد مجدد قرار دهند، صفوف خودرا حول آنها متحد نمايند و به ميدان بيايند.