از جوانان کمونيست شماره ٦٧

١٦ آذر و نسل سوم

مصطفى صابر

فردا شنبه ١٦ آذر ١٣٨١ است. خبرها حاکيست که کشاکش وسيع و گسترده اى حول اين روز در جريان است. در يکطرف جمهورى اسلامى و تمام اندام و جوارح سياسى، نظامى و فرهنگى اش صف کشيده اند و در طرف ديگر دانشجويان و تمام مردمى که با علاقه و حساسيت منتظر اين روز هستند. اخبارى هست که دانشجويان از سراسر کشور به تهران مى آيند تا در ١٦ آذر شرکت کنند. در بين کارگران نيز خبرهايى از تحرک هايى براى روز ١٦ آذر و احتمال برپايى تظاهرات در برابر تامين اجتماعى شنيده ميشود. نامه اى از تهران ميگويد شايع است که رژيم ميخواهد شنبه را به مناسبت عيد فطر تعطيل کند تا مگر آنرا از سر بگذراند. تحکيم وحدتى ها کفش و کلاه کرده و جلسه اعلام کرده اند. وزير علوم پيشاپيش اطلاعيه داده و از دانشجويان استمالت کرده است. خاتمى با لطايف الحيل معمولش گفته که "ما مخلص دانشجويان" هستيم. از امثال تاج زاده و جلايى پور تا عسگر اولادى و قاضى جلادهاى قوه قضاييه تا انصار الله تا شوراى عالى امنيت کشور و قرارگاه ثارالله سپاه، هريک به شيوه خود اضطراب و وحشت خود را از ١٦ آذر به تماشا ميگذارند.

اينکه فردا چه ميشود، موضوعى ديگر است. آنچه مسلم است، با توجه به تحولاتى که در اعتراضات دانشجويان و کل جامعه در سالهاى اخير و هفته هاى اخير رخ داده است (براى نمونه به شماره قبل اين نشريه و مقاله حميد تقوايى در انترناسيونال هفتگى ١٣٤ رجوع کنيد)، ميتوان گفت که ١٦ آذر و اعتراض در دانشگاه تاريخ جديدى را شروع کرده است.

مشخصه برجسته ١٦ آذر اعتراض دانشجويان و جوانان راديکال به استبداد و ديکتاتورى بوده است. عروج ١٦ آذر و تداوم آن براى سالها بر جناح چپ جنبش ملى اسلامى و کلا اعتراض ناسيوناليستى و جهان سومى متکى بوده است. زمانى حزب توده و جبهه ملى و زمانى ديگر فدايى و مجاهد پرچمدار آن بوده اند. انقلاب ٥٧ و عروج سنت ديگرى در صحنه سياست ايران، سنتى که به کمونيسم کارگرى امروز بلوغ يافت، اعتراض در دانشگاه و "سنگر آزادى" را نيز تحت تاثير قرار داد. تمام سرکوب ٢٤ سال گذشته جمهورى اسلامى، از جمله جناياتى نظير "انقلاب فرهنگى" همين آقايان اصلاح طلب امروز و اسلاف تحکيم وحدت، گرچه در راه پيشروى اين سنت مانع ايجاد کرد اما نتوانست آنرا متوقف کند. محتواى اعتراض در دانشگاه مدتهاست که تغيير کرده، از چهارچوب تنگ سنتى فراتر رفته، عميقتر و چپ تر و انسانى تر و مدرن تر شده است. شعار سنت جديد ديگر "استقلال" و "ميهن" و "صنايع وطنى" نظير اين نيست. مدتهاست که چهره هاى اين سنت امثال آل احمد و شريعتى نيست. اين سنت آزادى بى قيد و شرط سياسى، خلاصى فرهنگى و دست بردن به پيشرفته ترين سنن مبارزاتى بشر، سنت مارکس است. تحکيم وحدتى ها و عموزاده هاى ملى - مذهبى شان که اينروزها تنها به يمن اختناق و استبداد جمهورى اسلامى ميدانى دارند تنها "آخرين نسلى که با زبان مدارا و مسالمت" با جمهورى اسلامى سخن ميگويند، نيستند. آنها در عين حال جزو آخرين تتمه هاى سنت هاى پيشين ١٦ آذر و اعتراض در دانشگاه اند. سنت نوينى از چپ و راديکاليسم و اعتراض در دانشگاهها عروج ميکند و بيش از پيش روى پاى خود مى ايستد. پرچمدار اين سنت نوين تنها ميتواند منصور حکمت باشد.