به هادى خرسندى

 

ناصر اصغرى

هادى خرسندى محترم:

اخيرا نوشته اى را از شما با عنوان "من و اين حزب صاحب مرده" خواندم که لازم دانستم نکاتى را با شما در ميان گذاشته باشم. اميدوارم که اعصابتان خردتر نشود.

ظاهرا بعد از ١١ سپتامبر ٢٠٠١ اختلافات شما با حزب کمونيست کارگرى به جاى باريکى کشيده شد. اما شما متأسفانه تاکنون در چندين مورد با منتقدان خود برخورد عصبى کرده ايد. کسى که هوس خربزه کرده باشد بايد پاى عواقبش هم بنشيند. على جوادى و يا هر "نوسوادى" با شما بحث سياسى کرد و اگر شما خودتان را جدى نمى گيريد حداقل به شعور خوانندگانتان احترام بگذاريد. چلوکباب و چين و ماچين چى؟ کشک چى؟ انتظار مى رفت که همانند هر آدم مسئولى به "ابهامات" اين و آن جواب مى دادى. در عوض براى تصويه حساب با حزب کمونيست کارگرى، و دل احتمالا عليرضا نوريزاده را به دست آوردن خودتان را در کنار کار کشته هاى جمهورى اسلامى يافتيد. "از اسرائيل پول مى گيرد." آيا معناى اين جمله را مى دانيد؟ آيا مى دانيد جمهورى اسلامى براى اينکه قتل عام و سرکوبها را توجيه کند، هزاران انسان را به گرفتن پول از اسرائيل متهم مى کند. همين يکى دو سال گذشته بود که گروهى از شهروندان يهودى ايرانى را به همين جرم کذائى به حبسهاى طويلى محکوم کرد. فردا جمهورى اسلامى مى تواند به همين حرفهاى شما استناد بکند و کسانى را به پاى چوبه هاى دار ببرد. آيا به اين جنايت قبل از ارتکاب فکر مى کنيد؟ گاها بسيار ناشيانه به کاهدان مى زنيد. اصلا معلوم است شما که به سلامتى ذات ديگران شک داريد، هنگام نوشتن اين خزعبلات در چه حالت روحى هستيد؟ براى در رفتن از معرکه به نقض "آزاديهاى فردى" توسط حزب کمونسيت کارگرى که سعيد مدانلو باشد، پناه آورده ايد. چه کسى را داريد دست مى اندازيد؟

شما متأسفانه در کنار بن لادن و ملاعمر و سربداران آنجا که هزاران مردم بيدفاع مثله شده بودند، هورا مى کشيديد. و اکنون هم بى شرمانه مرگ منصور حکمت را هورا مى کشى. به نظر مى رسد که بازارتان بدجورى کساد شده است. حمله به حزب کمونيست کارگرى، در کنار اسلام سياسى بودن و هورا کشيدن براى مرگ منصور حکمت، تنها شما را منزوى تر مى کند.

قصدم اين نيست که باعث بالا رفتن فشار خونتان بشوم، ولى حداقل به عنوان يکى از مشترکين قديمى "اصقرآقا" خواستم نکاتى را به شما يادآورى کنم که احتمالا آخر عمرى به دردتان بخورد. درباره اين معلق زدنهاى سر پيريتان زياد مى شود نوشت، اما به حال خودت رهايت مى کنم.